آخرین اخبار
امام جمعه موقت تهران : همه گره‌ها، مشکلات، مسئولین ناخلف و نابسامانی‌ها در مجاری مدیریتی کشوری عکس‌العمل گناهان خود جامعه استمجلس نمایندگان آمریکا ، فروش هواپیما به ایران ، که قرارداد های آن با ایران به امضا رسیده است را ممنوع کردسفیر آمریکا در سازمان ملل، اعلام کرد که وزیر دفاع این کشور در آینده ی نزدیک از اقدامات جدید برای مقابله با اقدامات خصمانه ایران خبر می دهدایران اعلام کرده که علی رقم بیانیه نشست کشورهای اسلامی ، اسرائیل را به رسمیت نمی شناسد

طلاق عاطفی، فاجعه‌ای پنهان در ایران

سه سال است از ازدواجشان می‌گذرد؛ ازدواجی که به گفته مجید متفاوت و با بریزوبپاش فراوانی همراه بود. او در گفت‌وگو با «شبکه بیان» می‌گوید:

1 ماه قبل
مرضیه رائفی
A- A A+

مطلب منتشر شده ، بیانگر سیاستهای شبکه بیان نیست و نویسنگان آزادند که نظرات خود را بدون سانسور بیان کنند.

شبکه رسانه ای بیان جهت ایجاد فضای تبادل نظر، از نقطه نظرات انتقادی در خصوص مطالب منتشر شده استقبال میکند.

سه سال است از ازدواجشان می‌گذرد؛ ازدواجی که به گفته مجید متفاوت و با بریزوبپاش فراوانی همراه بود. او در گفت‌وگو با «شبکه بیان» می‌گوید: «پایان اولین سال از زندگی مشترک من و میترا آغاز زندگی فرزندمان بود؛ اما آرام آرام زندگی مشترک ما رو به سردی رفت و میترا با هر بهانه کوچک و بزرگی با من جروبحث یا قهر می‌کند.» مجید 31 ساله است و یک سال از همسرش کوچک‌تر. این زن و شوهر اگرچه زیر یک سقف هستند، اتاقشان از هم جداست و چند ماهی است شب‌ها جدا از هم سر به بالین می‌گذارند. روانشناسان و مشاوران خانواده این پدیده را «طلاق عاطفی» می‌نامند. در این نوع طلاق اگرچه زن و شوهر به لحاظ قانونی از یکدیگر جدا نمی‌شوند، هم‌دلی و اعتماد از بین رفته است و هیچ‌گونه ارتباطی غیر از چند کلام ضروری بین زوج برقرار نیست.

به گفته کارشناسان در بسیاری از موارد، زنان و شوهران ناسازگار به خاطر عوامل فردی، خانوادگی، اجتماعی و فرهنگی نمی‌توانند از هم جدا شوند؛ اما رابطه بین آن‌ها بسیار و پررنج است و هر دو طرف می‌کوشند عزت‌نفس یکدیگر را از بین ببرند. طلاق عاطفی دلایل متعددی دارد ولی در یک دهه گذشته که ساختار اجتماعی و اقتصادی ایران با تحول گسترده‌ای روبرو شده، این پدیده در خانواده‌ها روزبه‌روز افزایش می‌یابد.

مجید البته اوضاع مالی خوبی دارد و یکی از افراد متعلق به طبقه متوسط رو به بالا است. او می‌گوید: «هیچ‌چیزی برای همسرم کم نگذاشتم. حتی یک‌بار هم نگذاشتم سوار تاکسی یا اتوبوس شود. روزی هم که ماشینش خراب شود برایش اجاره می‌کنم. بهترین خانه را برایش خریده‌ام و بهترین لباس‌ها را می‌پوشد ولی نمی‌دانم دلیل سردی او با من چیست.» در لابه‌لای مصاحبه به مجید گفتم همه‌چیز که پول، لباس و خودرو نیست که در پاسخ گفت: «بله همه‌چیز پول، ماشین، طلا و لباس نیست ولی همسرم برای زحماتم ارزشی قائل نمی‌شود. شما تصور کنید اگر زندگی فقیرانه‌ای داشتم چه بر سرمان می‌آمد.»

به گفته یک آسیب‌شناس اجتماعی، کاهش روابط خانوادگی و فامیلی یا نداشتن مهارت‌های زندگی بین خانواده‌ها یکی از علل طلاق عاطفی است؛ به‌عنوان‌مثال خانواده شوهر با عروس رابطه خوبی ندارند و با گذشت زمان روابط بین فامیلی سرد می‌شود که این مسئله به پدید آمدن طلاق عاطفی دامن می‌زند. اکبری در ادامه می‌گوید: «ازدواج‌های احساسی و هیجانی که هم‌اکنون در جامعه افزایش ‌یافته است، منجر به طلاق عاطفی می‌شود؛ به‌طوری‌که پسر با مشاهده یک موضوع مورد علاقه در دختر با او ازدواج می‌کند و به هیچ مسئله دیگری توجه ندارد.»

برخی تأکید دارند کمبود مهارت‌های زندگی و تسلط نداشتن در ارتباطات فردی در بین زوج‌های ایرانی که ریشه در کاستی‌های نظام آموزشی ایران دارد، زمینه طلاق‌های عاطفی را فراهم آورده است. به گفته جامعه شناسان نیز هم‌اکنون با فاجعه‌ای پنهان تحت عنوان طلاق عاطفی روبرو هستیم. به باور آن‌ها روابط سرد و مخرب زن و شوهر تاثیر عمیقی بر روحیه و شکل‌گیری تفکر فرزندان دارد؛ چراکه علاوه بر الگوپذیری از والدین، تربیت آن‌ها با نارسایی‌های شدیدی همراه می‌شود. انتقال الگو از والدین به نسل‌های بعدی و عدم تربیت و پرورش صحیح فرزندان در سایه روابط ناهنجار، دلایلی هستند که جامعه شناسان طلاق عاطفی را یک فاجعه پنهان می‌دانند.

مجید نیز نگرانی عمیقی از آینده فرزندش دارد و نوع رابطه خود با همسرش را الگوی بدی برای فرزندش می‌داند. او می‌گوید: «اگر پای فرزندم در میان نبود میترا را طلاق می‌دادم. فکر می‌کنم رابطه ما به پایان خط رسیده و دیگر نمی‌توانیم به زندگی مشترکمان ادامه بدهیم؛ البته نگرانم که رابطه بد ما روی کیفیت زندگی فرزندم تاثیر بد بگذارد. تنها دلیل جدا نشدن ما فرزندم است که هنوز رشد نکرده و نیاز به مادر و پدر دارد. به همین دلیل طلاق ما هنوز جنبه قانونی پیدا نکرده و با میترا فقط زیر یک سقف هستیم؛ حتی بدون رابطه جنسی.»

 

از صحبت‌های پایانی مجید شوک شدم و از او پرسیدم چگونه یک زن و شوهر پس از سه سال زندگی مشترک که صاحب یک فرزند هم هستند، می‌توانند بدون هیچ رابطه‌ای حتی رابطه جنسی در یک خانه باشند و به زندگی ادامه دهند. او در پاسخ می‌گوید: «رابطه ما فعلاً این‌طوری هست و من هرچه تلاش کردم میترا را به زندگی عادی بازگردانم نشد که نشد. همیشه محبتم را پس می‌زند؛ روزی گفت بچه می‌خواهم ولی فرزندمان به دنیا که آمد اخلاقش بدتر شد. هر بار به هر بهانه‌ای برایش کادو خریدم ولی بی‌اعتنایی کرد، بلیت هواپیما برای سفر به ترکیه و هند تهیه کردم، نیامد و کنسل کردم و هزاران کار دیگر انجام دادم تا همه‌چیز خوب پیش برود ولی نشد.»

مقاله

نفس به زندان رفتن ارزش نیست
  دکتر محمود دلخواسته
عطر نرگس تمام نمی‌شود
  مرضیه رائفی

شبکه های اجتماعی

بایگانی


Top