آخرین اخبار
عملیات پهپادها و هلی کوپترها برای یافتن لاشه هواپیمای شرکت هواپیمایی آسمان«توافق» کـردها و دمشق بر سر ورود نیروهای ارتش سوریه به عفرینترامپ: هرگز با ارسال پول به ایران توسط دولت اوباما کنار نیامده‌اممحمد جواد ظریف می گوید ایران پایگاه یا حضور نظامی در سوریه ندارد

تعمیم دادن الگوی فمینیسم دوم به کل یک جامعه (بخش دوم)

اعتقاد نویسنده مبنی بر اینکه همه زنان باید سیمون دوبوار باشند از این رو بر علیه نظام مردسالار و فرهنگ حاکم مردانه نگر قیام کنند و حقوق خویش را از مردان بازستانند، دقیقا برگرفته از تفکرات فمینیسم افراطی است که سیمون دوبوار از نظریه پردازان آن بود.

12 روز قبل
بهروز مفید
A- A A+

مطلب منتشر شده ، بیانگر سیاستهای شبکه بیان نیست و نویسنگان آزادند که نظرات خود را بدون سانسور بیان کنند.

شبکه رسانه ای بیان جهت ایجاد فضای تبادل نظر، از نقطه نظرات انتقادی در خصوص مطالب منتشر شده استقبال میکند.

البته لازم به ذکر است که نویسندگان مقالات این چنینی، خود معترف بر این امر هستند که نگاهشان، تند است و در همان مقاله تلاش می کنند، راهی دیگر را پیش پای مخاطب بگذارند. راهی که نه تنها خواننده را گمراه می کند بلکه امکان شناخت و تصمیم گیری صحیح را هم از وی می گیرد و نوشتۀ خود را نیز نقض می کنند تا با استفاده از راه دیگر - ایدئولوژی اسلامی به تقابل با مردان بپردازند.

اعتقاد نویسنده مبنی بر اینکه همه زنان باید سیمون دوبوار باشند از این رو بر علیه نظام مردسالار و فرهنگ حاکم مردانه نگر قیام کنند و حقوق خویش را از مردان بازستانند، دقیقا برگرفته از تفکرات فمینیسم افراطی است که سیمون دوبوار از نظریه پردازان آن بود... البته بر اساس جهان بینی الحادی و فردگرای غرب چنین پی آمدهایی غیر طبیعی نیست؛ اما در جامعه الاهی و اسلامی، زن و مرد خود را در تقابل و تخاصم نمی بینند و نزاع بر سر قدرت و دست یابی به لذت و رفاه نیست...

از آنجا که نویسنده فرهنگ تشابه و همانندی زن و مرد در غرب را مطلوب، و نشانه رشد و توسعه می داند، مدعی است که جامعه ما به دلیل نبود فرصت های برابر برای زنان، جامعه ای رشدنایافته است. در حالیکه ما معتقدیم شاخصه های رشد و عدم رشد در یک جامعه اسلامی باید از چارچوب های دینی به دست آید تا بتوان بر اساس آن داوری کرد.

اینکه نویسندۀ مقاله در چند سطر، هم اینگونه برابری را موجب رشد دانسته و هم با وام گرفتن از ایدئولوژی اسلامی، قصد کنار گذاشتن دوبواریسم را دارد عجیب است. عجیب تر آنجاست که اعتقاد دارد از راه همان فرهنگ دینی می توان به تساوی و تشابه زن و مرد دست یافت. در حالیکه در سطور بالاتر به قوانین جاری کشور معترض است. قوانینی که در آن برای مثال مرد از اختیارات قانونی فراوانی برای اعمال سلطه و خشونت استفاده می کند و زنان در صورت عدم اطاعت، از نفقه محروم می شوند و...

از این حوزه که بگذریم، نویسندگان مورد نظر به دلایل مختلف خواسته یا ناخواسته، تمایلی ندارند تا دیدی کمی تاریخی تر به گذشته بیندازند. جایی که برای مثال محمدرضا پهلوی، تمام قد از رای دادن زنان دفاع نمود و زنان ایران پس از اجرای اصل پنجم توانستند در امور ملّی مشارکت و همراهی کنند و به مقاماتی چون وزارت، سفارت، نمایندگی دو مجلس سنا و شورای ملّی، استادی دانشگاه‌ها، قضاوت، وکالت دادگستری، حضور در شهرداری‌ها، مدیریت شرکت‌ها و مقامات کلیدی دیگر برسند.

 

آنچه که فمنیسیم افراطی و موج دوم (که تا به امروز ادامه دارد) به دنبال آن است نه تنها برابری نیست بلکه برتری زنان بر مردان است.

انگیزه مظلومیت زن در تاریخ معاصر غرب از جایگاه صنفی و افکار زن گرایانه عدول و در چارچوب نهضت سیاسی و حزبی نمودار گشته است. و از این پس فمینیسم جدید نقاب از چهره بر گرفت و در گونه افراطی به جای دفاع از حقوق زنان و طرح سادیسم گونه مبارزه با جنس مذکر و حتی مردکشی انجامید. (پیام زن، فروردین 1387، شماره 193)

در نهایت باید این نکته را مد نظر قرار داد که یکسان نمودنِ جوامع و بالاتر از آن، یک جنس ]بر علیه جنسی دیگر[، خود منجر به بروز فاشیسم خواهد شد. به همین دلیل نمی توان برای تمامی زنان در سرتاسر عالم نسخه ای یکسان نوشت.

 

در بسیاری از شهرهای ایران، از جمله خطۀ سرسبز گیلان، زنان به صورت تاریخی، از برتریِ خاصی نسبت به مردان، برخوردار بوده اند و این جزیی از فرهنگ آن محدوده است. پرسش اینجاست: حکم کلی فمینیسم برای زنان گیلان چه مفهومی می تواند داشته باشد؟ آیا زنان در بندرعباس یا هرمزگان نیز باید همانند زنان گیلان عمل کنند یا به یکسان سازیِ فمینیستی تن دهند و با مردان به مقابله برخیزند؟

مقاله

شبکه های اجتماعی

بایگانی


Top