آخرین اخبار
سخنگوی وزارت خارجه ایران اقدامات عربستان در منطقه را باعث نا امنی و بی ثباتی دانستموگابه 93 ساله با اعلام اینکه قصد کناره گیری از قدرت ندارد با نظامیان در خصوص آینده زیمبابوه مذاکره کردسفیر ایران در بریتانیا از نهایی شدن پرداخت بدهی 450 میلیون پوندی به ایران برای آزادی نازنین زاغری خبر داددر حالی که دولت از اتمام اسکان موقت زلزله زدگان خبر داده است ، ناظران محلی وضعیت سکونت و زندگی را در این مناطق بسیار ضعیف میذانند

"دعوا" دومین عامل مرگ و میر ایرانی ها

چندی قبل خبری در رسانه های گروهی منتشر شد مبنی بر اینکه "نزاع و دعوا" دومین عامل مرگ و میر ناشی از حوادث در کشور , بعد از تصادفات جاده ای است .

مهدی نخل احمدی
A- A A+

دیروز فرمانده انتظامی شهرستان بجنورد از اسیدپاشی پدر و پسری خبر داد که با هم درگیر شده بودند . هر روز خبرهایی از این دست به گوش میرسد و تا حدودی برای افکار عمومی در ایران به شکل یک عادت در آمده است .  چندی قبل خبری در رسانه های گروهی منتشر شد مبنی بر اینکه "نزاع و دعوا" دومین عامل مرگ و میر ناشی از حوادث در کشور , بعد از تصادفات جاده ای است . پیش از آن نیز در خبرها از قول مدیر کل پزشکی قانونی سیستان و بلوچستان آمده بود که :" با مراجعه چهار هزار و یکصد و یک نفر در پنج ماه نخست امسال به دلیل جراحات ناشی از نزاع به پزشکی قانونی استان , شاهد افزایش 18 درصدی نسبت به سال گذشته  در این مورد بوده ایم " . از عوامل افزایش خشونت در یک جامعه به  تحصیلات کم، پایگاه پایین اقتصادی فرد در جامعه، فقر و بی پولی، بیکاری، نبود فضای گفتمان و روحیه ی مدارا  در جامعه , نادیده گرفته شدن و تبعیض و  حتی برنامه های یک سویه رسانه ها، اشاره شده است. قطعا برخی از این موارد ریشه در فرهنگ و ساختارهای اجتماعی جامعه دارد اما یک عامل که کمتر به آن پرداخته میشود نقش دولت (حاکمیت ) در بروز و گسترش خشونت در جامعه است . در ادامه به چند مورد از عملکرد حاکمیت که مولد خشونت در جامعه میشود به اختصار پرداخته میشود .

1-      قوانین تبعیض آمیز  

 تبعیضی باعث ایجاد حس بیهودگی , تحقیر شدگی و عدم قدرت در فرد میشود .  حال اگر این تبعیض و نگاه دوگانه به افراد جامعه از سوی حاکمیت آن کشور باشد شیوع و بروز این ناهنجاریها گسترده تر و فراگیرتر خواهد بود . علاوه بر قوانین در جمهوری اسلامی ایران , به طور کلی ایدئولوژی حاکمان ایران بر پایه ی تبعیض و ارجحیت دادن برخی بر دیگری است . تفاوت نگاه میان زن و مرد , مسلمان و غیر مسلمان , شیعه و سنی , مومن و غیر مومن , انقلابی و غیر انقلابی , ولایت مدار و غیر ولایت مدار  , ارزشی و غیر ارزشی و در نهایت  تفاوت میان خودی و غیر خودی . در نگاه رهبران جمهوری اسلامی تنها خودی ها شایسته ی بهره مندی هستند . بهره مندی از قدرت , مسئولیت , ثروت و شأن و مقام اجتماعی و غیر خودی هایی که در خط کشی رهبران جای نمیگیرند تا حد امکان از گردونه به دور خواهند ماند . 

2-      فقر و پایگاه اقتصادی پایین : اگر از جنبه های فردی در موفقیت و یا ناکامی  افراد صرف نظر کنیم ( که البته قابل توجه هستند ) در هر نظام و جامعه ای دولت و رهبران آن جامعه مسئول تدوین و اجرای سیاستهای اقتصادی و رونق اقتصادی در آن جامعه هستند .  با افزایش فقر  در جامعه اضطراب و ناامنی نیز به همان نسبت در جامعه افزایش می یابد و این احساس ناامنی میتواند باعث بروز هر چه بیشتر رفتارهای پرخاشگرانه در میان افراد اجتماع گردد . بر اساس آمار رسمی 11 درصد جامعه ایران زیر خط فقر مطلق به سر میبرند . این آمار از سوی مراجع غیر رسمی بسیار بیشتر از این عنوان شده است . تعداد آمار رسمی و غیر رسمی بی کاران در کشور به ترتیب سه ونیم و هفت میلیون نفر اعلام شده است . اگر هر فرد بی کاری را به همراه یک خانواده 4 نفره در نظر بگیریم , معضل بی کاری به شکل مستقیم دامنگیر پانزده تا سی میلیون نفر از افراد جامعه خواهد بود .چنین آمار بالایی  نشانگر ناکارآمدی سیاستهای اقتصادی حاکمیت و در نهایت تقویت آن بخش از عوامل موثر در بروز و گسترش خشونت در جامعه است . میان فقر، بیکاری و تورم با افزایش جرم و خشونت در کشور رابطه ای صد در صد مستقیم برقرار است. یعنی وقتی فقر، بیکاری و شکاف طبقاتی در جامعه بوجود بیاید، ما شاهد انفجار رفتاری در درون خانواده و پرخاشگری های افراد با یکدیگر در کوچه وخیابان هستیم . این مسئله باعث می شود به تدریج خشونت در خانواده شکل بگیرد و سپس به درون جامعه راه پیدا کند و از درون جامعه خشونت دوباره به درون خانواده باز می گردد.

3-      نبود فضای گفتمان و روحیه ی مدارا :   جمهوری اسلامی همواره به عنوان یکی از بزرگترین زندانهای روزنامه نگاران لقب میگیرد . عدم وجود روحیه ی انتقاد پذیری در میان حاکمان باعث شده است که روزنامه نگاران , روشنفکران , هنرمندان و فعالین مدنی و به طور کلی هر فرد و یا گروهی که به نقد حاکمیت برخیزد , با فشار و سرکوب حاکمیت مواجه گردد. آمار بالای زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران نشان از این مساله دارد . عدم تحمل مخالف در راس نظام سیاسی ایران و برخورد قهرآمیز با آن میتواند به شکلی در میان افراد جامعه نیز تسری یافته و افراد جامعه نیز در مواجهه با هرگونه مانع و نقدی با خشونت آمیزترین شکل به مقابله برخیزند . ماهیت ایدئولوژیک نظام جمهوری اسلامی همواره به دنبال نوعی تقدس سازی در زمینه ها و حوزه های مختلف بوده است که زیر سوال بردن این تقدسهای خود ساخته میتواند هزینه های بالایی را از سوی رهبران نظام در پی داشته باشد . القاء چنین مطلق انگاری در جامعه از سوی حاکمیت میتواند در تضعیف روحیه ی مدارا در جامعه موثر باشد .

4-      استفاده از مظاهر خشونت در قوانین جزایی ایران : در سالهای گذشته  چند مورد از خود کشی کودکان در منزل و توسط طناب در رسانه ها منعکس شد . این عمل بعد از آن اتفاق افتاد که این کودکان شاهد اجراء حکم اعدام در ملاء عام و مقابل دیدگان مردم بودند . تقلید از این عمل توسط کودکان کمترین هزینه ی چنین اعمالی در سطح جامعه خواهد بود . شلاق زدن افراد در ملاء عام ,  قانون قصاص با توجیه چشم در برابر چشم و دیگر قوانین موجود در قوانین جزایی ایران میتواند نمونه ی ترویج و تشویق خشونت در جامعه باشد .برخورد با هرگونه اعتراض مدنی و مسالمت آمیز از جمله اعتراضهای صنفی از دیگر نشانه های عدم خواست حاکمیت برای به کار بردن هرگونه مدارایی در برابر شهروندان میباشد .  استفاده قهرآمیز حاکمیت در مواردی مانند حجاب و عفاف و برخورد با افراد در ماه رمضان نیز از موارد دیگریست که میتواند خشونت را به عنوان اولین راه حل رفع مشکلات برای افراد جامعه متصور شود .

 5-      رسانه یک سویه : آقای روحانی , رئیس جمهور ایران , صدا و سیمای ایران را "رسانه ی میلی " خوانده است . عدم استقلال صدا و سیما یکی از بزرگترین آسیبهای نظام جمهوری اسلامی به شمار میرود . این رسانه زیر نظر مستقیم رهبری است و رئیس آن به شکل مستقیم از سوی رهبری منصوب میگردد. در طول نظام جمهوری اسلامی همواره این رسانه بلندگوی گروهی اندک در حاکمیت بوده است . عدم اجازه ی تاسیس شبکه ها و رسانه های مستقل در جمهوری اسلامی باعث شده است صدا و سیمای جمهوری اسلامی به عنوان یک امپراتوری بی رغیب و بلامنازع به یکه تازی بپردازد . این رسانه تنها منعکس کننده ی مواضع و اهداف یک جناح  , با حداقل پشتوانه ی اجتماعی,  بوده است . اقلیتهای قومی و مذهبی ,  روشنفکران دینی و غیردینی , دگر اندیشان و تحول خواهان و منتقدیم تا کنون نتوانسته اند سهم اندکی هم از برنامه های این رسانه داشته باشند . عدم به گوش رسیدن صدای متفاوت  در رسانه های رسمی و اصرار بر القاء یک تفکر از سوی نظام و از طریق رسانه ی تحت امر او یکی دیگر از موارد افزایش بروز خشونت در جامعه تلقی میگردد. 

 

مقاله

روشهای قدرتمداری
  نیما حق پور
فرو پاشی امپراطوری انگستان
  دکتر محمود دلخواسته

شبکه های اجتماعی

بایگانی


Top