آخرین اخبار
سخنگوی وزارت خارجه ایران اقدامات عربستان در منطقه را باعث نا امنی و بی ثباتی دانستموگابه 93 ساله با اعلام اینکه قصد کناره گیری از قدرت ندارد با نظامیان در خصوص آینده زیمبابوه مذاکره کردسفیر ایران در بریتانیا از نهایی شدن پرداخت بدهی 450 میلیون پوندی به ایران برای آزادی نازنین زاغری خبر داددر حالی که دولت از اتمام اسکان موقت زلزله زدگان خبر داده است ، ناظران محلی وضعیت سکونت و زندگی را در این مناطق بسیار ضعیف میذانند

نگاهی به مسئله تجاوز به کودکان در ایران

تجاوز و قتل کودکان دلایل مختلفی دارد که عمده‌ترین دلیل را در ادامه بررسی می‌کنیم و سپس به مهمترین دلیل می‌پردازیم که متأسفانه معمولاً به فراموشی سپرده می‌شود.

دیاکوراد
A- A A+

مطلب منتشر شده ، بیانگر سیاستهای شبکه بیان نیست و نویسنگان آزادند که نظرات خود را بدون سانسور بیان کنند.

شبکه رسانه ای بیان جهت ایجاد فضای تبادل نظر، از نقطه نظرات انتقادی در خصوص مطالب منتشر شده استقبال میکند.

"ستایش"،"ابوالفضل"،"آتنا" و "اهورا" نامهایی هستند که این روزها هر شهروندی با شنیدن آنها باید احساس شرمندگی و نفرت کند. نفرت از متجاوزان و قاتلانی که به این کودکان رحم نکردند و شرمندگی بابت مسئولیت اجتماعی که همه ما در مقابل یکدیگر وخصوصاً در مقابل کودکانِ یکدیگر داریم و نتوانسته‌ایم به خوبی از عهده آن برآییم.

تجاوز و قتل کودکان دلایل مختلفی دارد که عمده‌ترین دلیل را در ادامه بررسی می‌کنیم و سپس به مهمترین دلیل می‌پردازیم که متأسفانه معمولاً به فراموشی سپرده می‌شود.

عمده‌ترین دلیل:‌

در فرهنگی که از طرفی روابط جنسی به صورت رسمی و قانونی کنترل می‌شود و از طرف دیگر در عصر رسانه و اطلاعات محرک‌های جنسی توقعات افراد را افزایش داده است، نیازهای جنسی به صورت پنهانی و پشت‌رده ارضا می‌شوند. در ایران تلاش چندین‌ساله برای رواج فرهنگی مذهبی که بر پارسایی و عمل صالح تکیه داشته و عمل جنسی آزادانه را گناهی بزرگ تعریف می‌کند، موفق نبوده است و نتوانسته در افراد نهادینه گردد. به عبارت دیگر ارزش‌های ترویج‌شده توسط نهادهای مختلف حکومت آنقدر پذیرش عمومی نیافته‌اند که بتوانند همچون مانعی درونی افراد رابه سکس با همسر در چهارچوب خانواده محدود نمایند. برای نمونه یکی از مشتریان پروپاقرص سایت‌های پورن ایرانی‌ها هستند؛ پدیده‌هایی مانند ازدواج سفید، طلاق زودهنگام و جشن طلاق نیز حاکی از اضمحلال ارزشِ سنتیِ نهاد خانواده‌اند. در واقع به نظر می‌رسد که مدیریت فرهنگی سختگیرانه، شکست خورده و آنتی‌تزِ خود را آفریده است. آمارها نشان می‌دهند که میزان نگران‌کننده‌ای از کودکان ایرانی که در سن دبستان و راهنمایی هستند تجربه‌های جنسی داشته‌اند. چه بر سر جامعه آمده است؟

به بیان هربرت مارکوزه، جامعه‌شناس انتقادی، هنگامی که سرکوب جنسی به اوج می‌رسد، و همه نشانه‌های لذتِ آزادانه را پس‌می‌راند، به نحوی متناقض، برای افراد سرکوب‌شده همه چیز دلالت جنسی می‌یابد. در واقع اوج سرکوب جنسی از بیرون، موجب می‌شود که در ذهن افراد، فراخود(یا همان وجدانِ ملامتگر: super-ego) بیش از حد معمول تقویت گردد، به نحو همزمان، نهاد(یا همان غرایز حیوانی: id) بیش از حد سرکوب شود؛ یعنی نهاد، طی عرضِ اندامِ قدرتمند فراخود، از ضمیرآگاه پس‌رانده شود و به قلمرو ناآگاه وارد گردد. بنابراین مخزنِ فشار ناآگاه برای ارضای غرایز بیش از حد مملؤ از انرژی جنسی(لیبیدو) می‌شود. در این میان، خود(یا همان عقلانیت فردی: ego) که در میانِ دو نیروی قدرتمند فراخود و نهاد گرفتار آمده، بیش از حد تضعیف می‌شود. نبود آزادی‌های مدنی در جامعه که  در آن افراد طی گفتگو با دیگران بتوانند عقلانیت فردی را تقویت کنند و تبلیغاتِ مذهبیِ الهیاتی مدام، که اجتماعی‌شدن را به فرآیند فربه‌سازیِ فراخود بدل می‌سازد در تضعیف خود(ego) موثر واقع می‌شوند. در این شرایط است که در سطح و در ملاء عام همه چیز غیرجنسی است: همه همدیگر را خواهر و برادر خطاب می‌کنند و همه از اخلاقیات و دین و پرهیزکاری سخن می‌گویند. از در و دیوار شعار دینی آویزان می‌شود... اما در عمق و خفا حتی نگاه، لبخند، راه‌رفتنِ عادی و... دلالت‌های جنسی می‌یابند. برای اکثر افرادی که در این ساختار زندگی می‌کنند، تمامی اندام، اندامِ جنسی است  تمامی اخلاق، اخلاق تظاهر.

در این فضای ظاهراً اخلاقی و باطناً لذت‌طلب است که ارضای نیاز جنسی به دلیل ادامه سرکوب‌ها در ملاءعام، به فضاهای شخصی‌تر روی می‌آورد. فضاهایی که چشم سراسربینِ حکومت در آنجا کمترین حضور را داشته باشد. مهمترین فضای خصوصی خانواده است.

اگر این معیار آرمانی را در نظر بگیریم که هرگونه رابطه جنسی بدون رضایت طرفین، نوعی تجاوز محسوب می‌شود، می‌توان گفت که بر این اساس همواره در ایران تجاوز رخ می‌دهد: زنان به حقوق خویش آگاه نیستند و نظام قضاییِ مذهبی مردسالارانه است و تن دادن زن به رابطه جنسی را وظیفه او می‌داند. اما حتی اگر با معیاری حداقلی قضاوت کنیم، و هرگونه رابطه میان همسران شرعی را مشروع بدانیم، و تجاوز را به رابطه ناخواسته بیرون از چهارچوب ازدواج محدود کنیم، باز هم در ایران آمار تجاوز جنسی نگران‌کننده است زیرا بخش مهمی از آن در درون خانواده‌ها رخ می‌دهد. هرچند نهادهای رسمی علاقه‌ای به بیان آمارهای دقیق ندارند اما گاه کارشناسانِ مختلف از تعداد بالای تجاوز به محارم پرده برداشته‌اند.

مجاز نبودن روابط جنسیِ آزادانه پیامد ویژه دیگری هم دارد: افراد هم‌جنس‌خواه ناچار می‌شوند تمایل خود را مخفی کنند و تحت فشارهای اجتماعی به ازدواج با غیرهمجنس بپردازند. از یک طزف، همسران آنان دچار محرومیت جنسی می‌شوند و از طرف دیگر خودشان به سوی روابط مخفی کشیده می‌شوند. و چون رابطه هم‌جنس‌ها در ایران به راحتی ممکن نیست(میل همجنس‌گرایی مخفی است و فرد-خصوصاً در شهرستان‌ها- نمی‌تواند شریک جنسیِ همجنس بیابد)، فرد همجنس‌خواه یا دگرجنس‌خواهِ ارضا نشده‌ای که شرح دادیم، به مظلوم‌ترین و بنابراین کم‌خطرترین افراد دمِ دست رو می‌آورد: منشی بی‌پناه شرکت یا وحشتناکتر از آن: کودکی که می تواند با او خلوت کند....

مهمترین دلیل:

فارغ از سطور فوق، تجاوز به کودکان دلیل مهمتری نیز دارد. عموم افراد جامعه در هنگام رخ دادن چنین فاجعه‌ای احساس نفرت می کنند و از اعدام متجاوز حمایت می‌کنند. اما اعدام متجاوز دردی را دوا نخواهد کرد و صرفاً پاک کردن صورت‌مسئله است. صورت‌مسئله را نباید از بین برد، بلکه باید آن را مطالعه کرد و از آن درس گرفت. باید متجاوزان را مورد درمان و مطالعه قرارداد و بر این اساس متجاوزان بالقوه دیگر را شناسایی و برای درمان آنها اقدام نمود. علاوه بر این، فرهنگ عمومی ما به گونه‌ای است که به فرد مورد تجاوز قرار گرفته، داغ ننگ (stigma) می‌زنیم و او را بدآوازه می‌کنیم. آنقدر فشار اجتماعی بر این افراد زیاد است که جرأت بیان علنی ستم‌هایی که کشیده‌اند را ندارند ، بسیاری از تجاوزها گزارش نمی‌شوند و فرد قربانی تا آخر عمر با کابوس کودکی خود می‌جنگد و درتنهایی اشک می‌ریزد، بی‌آنکه پناهگاهی اجتماعی برای همدردیِ امن بیابد. پناهگاهی که آنها را رسوا نکند و به حل تعارضات درونی‌شان کمک کند. این تک‌تکِ مردم هستند که تصمیم می‌گیرند با رفتار عملی خود-که نوعی آموزش پنهان و مفید است- به کودکان خود بیاموزند که نباید کسی را به خاطر عملی که قربانیِ آن شده مورد تمسخر قرار داد و منزوی کرد و همچنین خود نیز در این راستا بکوشند. زیرا اکنون-مخصوصاً در شهرستان‌ها و روستاها- فرهنگی حکمفرما است که حتی در هنگام تجاوز به زنان، اولین مقصر را خودِ زن می‌داند...    

نکته آخر اینکه، عموم افراد جامعه باید جز تنفر از متجاوز، به خاطر عدم مسئولیت اجتماعی خودشان هم، شرمنده باشند. مگر تجاوز از کجا آغاز می‌شود؟ از همان لحظه‌ای که والدین به تنبیه‌بدنی کودک اقدام می‌کنند و عابرانِ بی‌تفاوت می‌گذرند؛ از همان لحظه‌ای که افراد، کودکان را به ویترین طلا و وسیله‌ خودنماییِ خویش تبدیل می‌کنند، کودکان را بدون آموزش‌های لازم در مورد خصوصی بودن اعضایِ جنسیِ بدن به درون جامعه رهسپار می‌کنند و...

 ترازوی سلامتِ جنسیِ جامعه دوکفه دارد، که مسلماً یک کفه‌ی پرتقصیرِ آن به سیاستگذاری‌های فرهنگی دولت برمی‌گردد، اما کفه‌ی دیگر نیز به رفتار روزمره مردم در تعامل با یکدیگر برمی‌گردد.

مقاله

روشهای قدرتمداری
  نیما حق پور
فرو پاشی امپراطوری انگستان
  دکتر محمود دلخواسته

شبکه های اجتماعی

بایگانی


Top