آخرین اخبار
سخنگوی وزارت خارجه ایران اقدامات عربستان در منطقه را باعث نا امنی و بی ثباتی دانستموگابه 93 ساله با اعلام اینکه قصد کناره گیری از قدرت ندارد با نظامیان در خصوص آینده زیمبابوه مذاکره کردسفیر ایران در بریتانیا از نهایی شدن پرداخت بدهی 450 میلیون پوندی به ایران برای آزادی نازنین زاغری خبر داددر حالی که دولت از اتمام اسکان موقت زلزله زدگان خبر داده است ، ناظران محلی وضعیت سکونت و زندگی را در این مناطق بسیار ضعیف میذانند

چرا باید «چالش نهنگ آبی» را جدی گرفت؟

چندی است که بازی «چالش نهنگ آبی» در جهان، خبرساز شده است. در این مقاله با توجه به ساختار فرهنگی-سیاسی ایران، به قابلیت‌های خطرناک آن برای جوانان می‌پردازیم...

دیاکوراد
A- A A+

مقدمه

نظریه‌پردازانی همچون فردریش نیچه، جورج لوکاچ و ماکس وبر،  بر یکی از ویژگی‌های عصر مدرن انگشت گذاشتند: زایل شدن معنای زندگی و مرگ و فرسایش ارتباط وثیق میان آدمی و طبیعت. در عصر مدرن روابط میان پدیده‌ها، بیش از گذشته و سریع‌تر از گذشته کشف شد، این روابط در قالب فرمول‌ها و معادلات علمی بیان شد و درنتیجه طبیعت پیش‌بینی‌پذیر و قابل کنترل شد. با امکان سفر به فضا، آسمان الهی و رازآلودی که افسانه‌های معنابخش مذهبی را در خود جای داده بود، همچون فضایی قابل تصرف و پوچ نمایان شد. علم پزشکی و روان‌پزشکی تلقی‌های الهیاتی و خرافاتی از بیماری جسمی و ذهنی را زیر سؤال بردند و انسان به مانند ماشینی که بر طبق فرمول‌های خاص عمل می‌کند در نظر آمد. به بیان نیچه در این عصر سیستم‌های اخلاقی اعتبارشان را از دست دادند و بت‌ها سقوط کردند؛ دیگر به راحتی نمی‌شد عقل خود را وقف یک سیستم اخلاقی کرد و با توسل به آن جهان را معنا نمود.

به بیان ماکس وبر، فرآیندهای فوق‌الذکر موجب شدند که از جهان افسون‌زدایی شود؛ به جای نهادهای کلیسایی و باورهای متعارف، بوروکراسی‌های جدید مانند بیمارستان‌ها، دانشگاه‌ها و... پدید آمدند که به صورت علمی فعالیت می‌کردند، یعنی در مورد معنای پدیده‌ها ساکت بودند. وبر به پیروی از نیچه می‌پنداشت که در این عصر یا باید با پوچی عمیق زندگی بشری ساخت و یا "ایثار عقلی" کرد (یعنی خود را فریب داد) و به دامان مذهب رجوع نمود. مذهبی که دائماً به سمت عُرفی‌شدن پیش می‌رود و کارکردهای خود را از دست می‌دهد. جورج لوکاچ نیز از شکاف میان هستی بشری و هستی گیتی (گسیختگی جان و جهان) سخن گفت؛ وی می‌پنداشت که با پیشرفت تکنولوژی و هرچه بیشتر متکی‌شدنِ بشر به فرهنگ، شرایطی پیش می‌آید که او جامعه و مناسبات آن را طبیعی فرض می‌کند، بنابراین سرگردانی، فلاکت و آشفتگی خویش در درون این امر طبیعی را هم طبیعی خواهد پنداشت و نقش فعالانه و مهمی که انسان عصر سنت (از طریق تعریفِ خود به عنوان عنصری مهم در جهان) بدان دلخوش بود را نخواهد داشت. خلاصه اینکه به بیان بسیاری از اندیشمندان عصر مدرن، این عصر به بارآورنده احساس پوچی و ازبین‌برنده ‌ پیوندهای انسان با دیگر انسان‌ها و با کلیت هستی است. و از این لحاظ می‌تواند پیامدهای وخیمی را در پی داشته باشد. در مقاله ‌ حاضر از این چارچوب مفهومی الهام گرفته و به «نیازهای حاصل از بی‌معنایی زندگیِ» جوانان ایران نگاهی می‌افکنیم.

نهنگ آبی و ایران

چندی است که بازی «چالش نهنگ آبی» در جهان، خبرساز شده است. در این بازی، افراد با انجام عملکردهای مجازی و حرکت‌هایی ویدیویی، امتیاز کسب نمی‌کنند، بلکه با انجام عملکردهای واقعی و مستند امتیاز می‌گیرند و شگفتا که بالاترین مرحله (که در بازی‌های کامپیوتری و... معمولاً مرحله‌ای دشوار مانند کشتن بزرگترین غول یا رد شدن از سخت‌ترین موانع بود) خودکشی است!

گزارش‌های غیر رسمی در ایران، از کشته شدن چند نوجوان در چالش نهنگ آبی خبر داده‌اند و در روزهای اخیر نیز اخبار رسمی، خودکشی دو دختر نوجوان در اصفهان، حین بازی نهنگ آبی را تأیید کرد.

 نهنگ آبی تنها مورد نگران کننده نیست. برای نمونه پنج خودکشی هفته ‌ گذشته در تهران، خودکشی‌ها در مترو و پُل‌های مرتفع تهران، آمار عجیب و غریب خودکشی در ایلام، خودکشی بحث‌برانگیز دانشجویان و ... همگی حاکی از آنند که جامعه ‌ ما راهکار خودکشی را پیش روی بسیاری از افراد قرار می‌دهد.

 در حالی که برآوردهای بین‌المللی حاکی از پایین بودن نرخ خودکشی ایران نسبت به جهان است اما بازهم شرایط کنونی نگران کننده است. زیرا اولاً به این علت که رویکرد حکومت به امور مختلف رویکردی امنیتی است، به احتمال زیاد، آمار واقعی خودکشی بالاست و به همین خاطر جمع‌آوری یا منتشر نمی‌شود. دوماً براساس اظهار نظرهای پراکنده ‌ مقامات مربوطه، آمار خودکشی در سال‌های اخیر رو به افزایش بوده و بیشترین اقدام کنندگان، جوانان بوده‌اند. سوماً ما در عصر رسانه زندگی می‌کنیم. عصری که در آن ارزش‌های مشترک را رسانه‌ها می‌سازند و ستارگان سینمایی و سلبریتی‌های مختلف به کانون توجه و پرستش عمومی بدل شده‌اند، تا جایی که برخی منتقدان سلبریتی‌ها را دلقک‌های رسانه‌ای می‌دانند که در عصر بی‌معنای کنونی کارکرد انسجام‌بخش پیامبرانه را بازی می‌کنند. در این شرایط، تمایل مردم به خودنمایی و نیز امکان خودنمایی به وسیله نرم‌افزارهای مختلف ارتباطی و شبکه‌های اجتماعی به شدت افزایش یافته است. زیرا مردم عادی با خودنمایی می‌توانند به حس اینهمانی با ستارگان رسانه‌ای دست یابند و مشهور شدن گاهگاه و موقت برخی از افراد عادی نیز به‌عنوان مشوق دیگران برای خودنمایی عمل می‌کند. مردم در عصر بی‌معنای مدرن که عناصر انسجام‌بخشِ فرهنگ سنتی، همچون ارزش‌های مشترک مذهبی را بدون ارائه جایگزین مناسب برای آن، تخریب نموده است، به پرستش سلبریتی‌ها و تقلید از آنان می‌پردازند تا امرمشترک جدیدی بسازند و خلاءها را جبران کنند. در این شرایط، بازی نهنگ آبی، از سویی از پتانسیل خودکشی جوانان کشور و از سوی دیگر از فضای رسانه‌ای موجود (آرمان مشهور شدن به دلیل انجام دادن جذابِ چالش‌ها) تغذیه می‌کند.

چنانکه اشاره شد، مشخص نیست که نرخ خودکشی واقعی در ایران چقدر باشد، تنها می‌توان براساس امتناع حکومت از جمع‌آوری یا انتشار آمار دقیق، نتیجه گرفت که این نرخ بالاست. اینکه ایران جزء غمگین‌ترین کشورهای دنیاست و کارشناسان داخلی از شیوع سرسام‌آور بیماری‌های روانی در کشور سخن می‌گویند، خود نشان‌دهنده ‌پتانسیل بالای مردم برای خودکشی است.

در ایران، مدیریت فرهنگی اشتباه و ناموفق حکومت در ترویج مذهبی، از قداست مذهب کاسته و آن را بیش از پیش عُرفی کرده است؛ آمیخته بودن مذهب و سیاست، و عملکرد نامطلوب سیاست‌مداران نیز، در کاهش محبوبیت مذهب میان جوانان مؤثر بوده است. بنابراین مذهب در ایران، فارغ از مسیری معمولی در عصر مدرن می‌پیماید و کارکرد "سیمان اجتماعی" خود را از دست می‌دهد، به دلایل فوق بیشتر تضعیف شده است و انسجام و سرمایه ‌ اجتماعی رو به افول نهاده است. به همین سبب احتمال روی‌آوردن جوانان به فرهنگ عمومی عصر اطلاعات (محبوبیت‌گرایی و شهرت‌گرایی) تشدید شده است؛ می‌توان بسیاری از عقاید و رفتارها را به نامِ "چالش" و "سلفی" و... به خورد این نسل داد؛ مانند "چالش ری‌استارت" که بیشتر در مقاله‌ای مورد بررسی قرار دادیم. نسلِ از درون تهی‌‌شده‌ای که نه می‌تواند با اطمینان بر زمین لغزنده ‌سنت پا بگذارد(جلوه‌های زندگی مدرن دائماً سنت را زیر سؤال می‌برند) و نه می‌تواند به دلیل فقر جامعه‌مدنی به آفرینش عقلانیت‌محور ارزش‌های جمعی جدید دست زند...

به نظر می‌رسد بازی نهنگ آبی در ایران می‌تواند بسیار خطرآفرین باشد؛ زیرا مخاطب آن جوانانی هستند که بخش مهمی از آنها خودبه‌خود- و پیش از افتادن به دامِ این بازی افسرده و غمگین‌اند و علاوه بر این در عصرِ شکست باوردهای عمومی سنتی، شدیداً پذیرای فرهنگ‌رسانه‌ای و سلبریتی‌پرست معاصر هستند.

 می‌توان با الهام از نظریات گئورگ زیمل، درباره نقش دوگانه پدیده‌های مدرن چنین پنداشت که: جوان ایرانی که در زمینه فرهنگی و سیاسیِ فوق‌الذکر پرورش یافته، بسیار پذیرای الگوی اقدام دوگانه‌ای است که هم نیاز به پیوند با اجتماع او را (از کانال کسب شهرت) برآورده سازد و هم کنشی پرخاشگرانه و اعتراضی نسبت به بی‌معنایی زندگی مدرن (و البته غیر دموکراتیک) کنونی باشد؛ الگوی اقدامی که آن را "بازی-خودکشی" می‌نامم.

  به گمان من در جوانان محدود شده، کم امکانات و گسیخته از ارزش‌های سنتی در ایران که موبایل‌بازان حرفه‌ای و سلفی‌‍بازان ماهر هستند، پتانسیل پذیرش نهنگ آبی بسیار است و باید برای آن چاره اندیشید.

مقاله

روشهای قدرتمداری
  نیما حق پور
فرو پاشی امپراطوری انگستان
  دکتر محمود دلخواسته

شبکه های اجتماعی

بایگانی


Top