آخرین اخبار
سخنگوی وزارت خارجه ایران اقدامات عربستان در منطقه را باعث نا امنی و بی ثباتی دانستموگابه 93 ساله با اعلام اینکه قصد کناره گیری از قدرت ندارد با نظامیان در خصوص آینده زیمبابوه مذاکره کردسفیر ایران در بریتانیا از نهایی شدن پرداخت بدهی 450 میلیون پوندی به ایران برای آزادی نازنین زاغری خبر داددر حالی که دولت از اتمام اسکان موقت زلزله زدگان خبر داده است ، ناظران محلی وضعیت سکونت و زندگی را در این مناطق بسیار ضعیف میذانند

روز کوروش بزرگ، مقاومت سیاسی یا زوال فرهنگی؟!

به هفتم آبان‌، که به صورت غیررسمی به "روز کوروش بزرگ" معروف شده است نزدیک می‌شویم. این روز برای بسیاری از مردم ایران اهمیت یافته و حکومت نسبت به آن رویکردی احتیاط‌آمیز دارد. در این یادداشت به بررسی این پدیده می‌پردازیم.

دیاکوراد
A- A A+

مطلب منتشر شده ، بیانگر سیاستهای شبکه بیان نیست و نویسنگان آزادند که نظرات خود را بدون سانسور بیان کنند.

شبکه رسانه ای بیان جهت ایجاد فضای تبادل نظر، از نقطه نظرات انتقادی در خصوص مطالب منتشر شده استقبال میکند.

به هفتم آبان‌، که به صورت غیررسمی به "روز کوروش بزرگ" معروف شده است نزدیک می‌شویم. این روز برای بسیاری از مردم ایران اهمیت یافته و حکومت نسبت به آن رویکردی احتیاط‌آمیز دارد. در این یادداشت به بررسی این پدیده می‌پردازیم.

کوروش، پادشاه هخامنشی هم امری تاریخی و هم امری اسطوره‌ای است. تاریخی است، زیرا نگاشته‌های قابل استناد باستانی وجود کوروش و حکومتداری خاص او را تأیید می‌کنند و اسطوره‌ای است، زیرا بر اثر تمایلات پوپولیستی که ریشه‌ی ایجاد آن را در ادامه بررسی می‌کنیم رنگ و بوی تقدس و خرافه یافته است.

تا پیش از پروژه‌ملت‌سازی که به دست روشنفکران طراحی و به دست دو شاه پهلوی اجرایی شد، خبری از حساسیت وسیع افکار عمومی به نام و یاد کوروش نبود. هیچ داده‌ی تاریخی در مورد همسویی ارزشی افکار عمومیِ ایلات و قبایل رنگارنگ دوره قاجار از بابت تقدیس و ستایش ایران باستان در دست نیست؛ منطقی به نظر می‌رسد که در ایران آن زمان که هر ایل و قبیله‌ای برای خود ملتی جداگانه بود- وفاق عمومی و فراگیری در این خصوص شکل نگرفته باشد. اگر عقب‌تر بویم، می‌بینیم که در متون باقی مانده از دوره‌ی هخامنشی تنها در دو مکان (آرامگاه کوروش و کتیبه‌ی بیستون) به نام کوروش اشاره شده است. در متون پهلوی دوره‌های اشکانی و ساسانی خبری از کوروش نیست. حتی در شعر و ادبیات فارسی تا دوره‌ی معاصر نامی از کوروش نیامده است. در واقع به نظر می‌رسد، اهمیت عمومی کوروش از دوره‌ی پهلوی و خصوصاً از زمان برپایی جشن‌های 2500 ساله‌ی شاهنشاهی ایران ایجاد شده باشد. در این دوره، روشنفکران ایرانیِ «از فرنگ برگشته» نسبت به وجود حس ملی‌گرایی و اعتبار ملی کشورهای غربی در جامعه‌ی جهانی احساس حسرت و غبطه داشتند و از کمبود انسجام و یکپارچگی فرهنگی در ایران متعجب بودند. سیاست‌های تجدد آمرانه‌ی شاه، جامعه قطاعی و رنگارنگ قاجاری را به سوی جامعه‌ای یکپارچه (دارای زبان رسمیِ الزامی، شناسنامه و آمارهای ملی، ارتباطات و تعاملات بیشتر میان شهرها و خرده‌فرهنگ‌ها و ...) هدایت می‌کرد و روشنفکران برای خلق اسطوره‌های فراگیر، دست به دامان دوره‌ی هخامنشی و زبان فارسی شدند و به پشتوانه مالی حکومت، از طریق رسانه‌های مدرن و تازه‌پا (تلویزیون، رادیو، نشریات و روزنامه‌های متعدد) به ترویج اندیشه‌های ملی‌گرایانه پرداخته و برای دوره‌ی هخامنشی -  خصوصاً کوروش تاریخ آبرومند و قابل ستایش آفریدند.

پس از انقلاب اسلامی، گفتمان انقلابی مسلط، کوشید تا تمام جلوه‌های آنچه «فرهنگ طاغوتی» می‌نامید را از صحنه‌ی روزگار محو و به جای آن «فرهنگ اسلامی» را ترویج دهد. مذاهب مختلف ذکرشده یا ذکرنشده در قانون اساسی با بی‌مهری روبه‌رو شدند و اقلیت‌ها نیز اجازه‌ی تأسیس اصناف و سازمان‌های مدنیِ معطوف به مذاهب خاص را نیافتند.  اما گرایش عمومی به ایران باستان و خصوصاً «کورش» نوعی بازگشت مردمی به ارزش‌های تبلیغ شده در دوره‌ی پهلوی و مقاومتی در مقابل گفتمان غالب است. مقاومتی که حاکمیتِ آگاه از کاهشِ مشروعیتِ خویش از آن می‌هراسد. بی‌گمان، شکاف دولت ملت و کاهش اعتماد مردم به حکومت و نیز نارضایتی عمومی از سیاست‌های فرهنگی سخت‌گیرانه موجب شده که اکنون عواطف مردمی در حسرت برخی آزادی‌های اجتماعی دوره‌ی پهلوی باشند؛ برخی رسانه‌های خارج از کشور و  برخی روشنفکرانِ طرفدارِ مفهوم «ایرانشهر» و اسطوره‌های ایرانی نیز بر بازقدرت‌گیریِ ایدئولوژی میهن‌پرستانه‌ی ستاینده‌ی کوروش تأثیر گذاشته‌اند.

کمبود آزادی‌های مدنی برای تعامل نخبگان با یکدیگر (تعاملی که خروجی آن افکار عمومی را تحت تأثیر قرار دهد) و سانسور هنر و اندیشه در این چند دهه موجب فقیر شدن و تضعیف سرمایه‌ی اجتماعی و سرمایه‌ی فرهنگی شده است؛ افکار عمومیِ کنونی نه حاصل تضارب آرا بلکه حاصل فرهنگ یکسان‌سازی است که اگرچه عموم مردم را از خود بیزار می‌کند اما آنان را مستعد پذیرش ایدئولوژی‌های تمامیت‌خواه می‌کند. یعنی تمایل عمومی به مناسک‌آفرینیِ ملی‌گرایانه، نه فقط دارای بعد مثبت(مقاومتِ مدنی در مقابل گفتمان غالب) بلکه دارای بعد منفی(پتانسیل شبه‌فاشیستی) نیز هست. ایرانِ‌باستان‌گرایی، هم تا حد امکان در مقابل ایدئولوژی رایج می‌ایستد و هم بدون توجه به تاریخ، تمایل دارد امر مقدس و قابل ستایش دیگری را جایگزین امر مقدس و قابل ستایش دیروز کند.

 در واقع، گرایش عمومی به اسطوره‌ی کوروش، هم در زوال مشروعیت جمهوری اسلامی ریشه دارد، و هم در تمایل عاطفی مردم به آزادی بیشتر؛ اما متأسفانه «تمایل عاطفی» توده‌هایی که آزادی را مشق نکرده‌اند، زمینه‌ساز ایجاد جریان پوپولیستی و ظهور رهبران عوام‌فریب است...

مقاله

روشهای قدرتمداری
  نیما حق پور
فرو پاشی امپراطوری انگستان
  دکتر محمود دلخواسته

شبکه های اجتماعی

بایگانی


Top