آخرین اخبار
آغاز سفر اروپایی وزیر خارجه آمریکا: «ایران محور گفت‌وگوها در لندن و پاریس»نمایندگان مجلس هشتم بهمن از زندان اوین بازدید می‌کنندوزیر خارجه فرانسه برای گفت‌وگو در مورد مسائل منطقه و برجام به ایران می‌رود

کفگیر نظام به ته دیگ خورده است

بی‌توجهی به اصلاح ساختارها و مشکلات مردم حالا به بحران مشروعیت تبدیل شده و این بحران وقتی تبدیل به سیل شود، همه چیز را با خودش خواهد برد.

25 روز قبل
مجتبی احمدی
A- A A+

مطلب منتشر شده ، بیانگر سیاستهای شبکه بیان نیست و نویسنگان آزادند که نظرات خود را بدون سانسور بیان کنند.

شبکه رسانه ای بیان جهت ایجاد فضای تبادل نظر، از نقطه نظرات انتقادی در خصوص مطالب منتشر شده استقبال میکند.

ایرانی‌ها صبرشان به سر آمده و دیگر تحمل گرانی‌ها و بی‌عدالتی‌ها را ندارند. حداقل اعتراض‌های مردم مشهد این موضوع را تائید می‌کند. ایرانی‌ها حالا عصبانی‌تر از همیشه هستند و این عصبانیت ریشه در سوء مدیریت‌های دولت و چشم‌پوشی حاکمیت از مشکلات عمیق اقتصادی مردم دارد. چند سالی است که معترضان به حکومت از شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» استفاده می‌کنند. این شعار اعتراض و مخالفت صریح ایرانی‌ها به کمک‌های مالی و غیرمالی جمهوری اسلامی به کشورهای عربی است که دیدگاه چندان خوبی هم با مردم ایران ندارند. حکومت ایران بیش از یک دهه است که توسعه‌طلبی‌های نظامی و سیاسی خود را به قیمت فروپاشی داخلی دنبال کرده و هرچه داشته و نداشته برای نفوذ خود در کشورهایی مانند عراق، فلسطین، لبنان، سوریه و یمن خرج کرده است. حالا کفگیر نظام به ته ‌دیگ نظام خورده و صدایش را همه می‌شنوند.

پول‌های بر باد رفته

نه‌فقط بریزوبپاش‌ها برای کشورهای عربی اکنون کار دست جمهوری اسلامی داده است، بلکه فسادهای اقتصادیِ دستگاه‌ها و نهادهای عریض و طویل جمهوری اسلامی نیز به روند سقوط منابع مالی در ایران کمک کرده‌اند. بانک‌های جمهوری اسلامی در طی سه دهه اخیر بزرگ‌ترین محل فساد در جمهوری اسلامی بوده‌اند. رانت‌خواران و ویژه خواران وابسته به حکومت، هزاران میلیارد تومان از منابع بانک‌ها را به غارت برده‌اند و هیچ‌گاه فکر پس دادن این منابع را به ذهن خود راه نمی‌دهند. طبق آمارهای رسمی هم‌اکنون بانک‌ها حدود 103 هزار میلیارد تومان معوقات دارند. البته برخی مقامات مالی مدعی هستند که این معوقات بانکی بیش از 250 هزار میلیارد تومان است که بنا به دلایلی در آمارهای رسمی منعکس نمی‌شود.

فساد همه‌چیز را با خود برده است

وزارتخانه‌ها و سازمان‌هایی که از بودجه دولتی استفاده می‌کنند، دست‌کمی از بانک‌ها ندارند. آن‌ها نیز از ردیف بودجه‌های خود سوءاستفاده‌های گسترده‌ای می‌کنند و هنگامی‌که بر اثر فساد مدیران و کارمندان ارشد، بودجه‌شان تمام می‌شود، درخواست بودجه ویژه می‌کنند. به نظر می‌رسد فساد در اقتصاد دولتی ایران، همه‌چیز را با خودش برده است. دستگاه عریض و طویل بوروکراسی جمهوری اسلامی هزینه‌های بالایی دارد و درآمدها نیز در چند سال گذشته به ویژه پس از سقوط قیمت نفت در بازارهای جهانی، محدود شده‌اند. کاهش قیمت نفت به رکود و افزایش قیمت‌ها در ایران دامن زده است و دولت با زرنگی خاصی بار کاهش درآمدهای نفتی را به دوش مردم انداخته است.

بی‌توجهی به مسائل داخلی

از سال 1389 که طرح هدفمندی یارانه‌ها آغاز شده، مبلغ یارانه نقدی که به مردم پرداخت می‌شود هنوز همان 45 هزار 500 تومان است. این در حالی است که قیمت بسیاری از کالاها در این 7 سال افزایش قابل‌توجهی داشته و نرخ حامل‌های انرژی سر به فلک گذاشته‌اند. با این حال دولت در لایحه بودجه 1397 تصمیم گرفته است 34 میلیون نفر از ایرانیان را از دریافت یارانه محروم کند. اگرچه این تصمیم می‌تواند مانع پرداخت یارانه به طبقات مرفه شود، مشخص نیست که این افراد مرفه قرار است چگونه شناسایی شوند. این روزها چهره فقر در ایران نمایان‌تر از همیشه است و شکاف طبقاتی که زمانی زیر پوست شهرهای ایران پنهان بود، امروزه آن‌قدر عمیق‌تر شده است که طبقه ضعیف و متوسط را بلعیده است. قدرت خرید بسیاری از ایرانی‌ها در دوران ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد به‌شدت کاهش یافت و در چهار سال اخیر نیز که حسن روحانی سکان‌دار کشتی سوراخ جمهوری اسلامی شده است، کسب‌وکار مردم در رکود مطلق به سر می‌برد. روحانی نتوانسته به وعده‌هایش عمل کند و برای همین مردم از دستش عصبانی هستند. بااین‌حال خیلی ساده‌انگارانه است که اعتراض‌های اخیر را صرفاً به ناکارآمدی دولت روحانی نسبت دهیم؛ این مسئله فراتر از این است و تردیدی وجود ندارد که کلیت نظام در به وجود آمدن وضع کنونی و اعتراض‌های مردم نقش داشته‌اند. محمود صادقی نماینده تهران در مجلس، در واکنش به خیزش مردم مشهد علیه حکومت در پیام توییتری خود می‌گوید «تجمع اعتراض‌آمیز مردم در مشهد و بعضی از شهرها در واقع اعتراض به نابسامانی‌ها و کاستی‌ها در نظام کلان تدبیر و مدیریت کشور در ادوار مختلف است.» با گذشت سال‌ها، حاکمیت هنوز نتوانسته خودش را اصلاح کند و مردم هم امیدشان را کاملاً از دست داده‌اند. توجه به منافع خارجی و چشم‌پوشی از مسائل و مشکلات داخلی یکی از مصداق‌های بی‌توجهی به اصلاحات در حاکمیت محسوب می‌شود. بی‌توجهی به اصلاح ساختارها و مشکلات مردم حالا به بحران مشروعیت تبدیل شده و این بحران وقتی تبدیل به سیل شود، همه چیز را با خودش خواهد برد.

مقاله

شبکه های اجتماعی

بایگانی


Top