آخرین اخبار
آغاز سفر اروپایی وزیر خارجه آمریکا: «ایران محور گفت‌وگوها در لندن و پاریس»نمایندگان مجلس هشتم بهمن از زندان اوین بازدید می‌کنندوزیر خارجه فرانسه برای گفت‌وگو در مورد مسائل منطقه و برجام به ایران می‌رود

چرا قیام ایرانی‌ها رنگ و بوی اقتصادی دارد؟

مردم برای سفره‌هایی قیام کرده‌اند که طی یک دهه گذشته به کوچک‌ترین حد ممکن رسیده است. با این وجود، آن‌ها ارزش‌ها و هدف‌های والایی چون آزادی، عدالت و ثبات را دنبال می کنند.

21 روز قبل
مجتبی احمدی
A- A A+

مطلب منتشر شده ، بیانگر سیاستهای شبکه بیان نیست و نویسنگان آزادند که نظرات خود را بدون سانسور بیان کنند.

شبکه رسانه ای بیان جهت ایجاد فضای تبادل نظر، از نقطه نظرات انتقادی در خصوص مطالب منتشر شده استقبال میکند.

مردم ایران از صبح روز پنجشنبه 7 دی قیام گسترده‌ای را آغاز کرده‌اند که فراتر از هر جنبه‌ای، ابعاد اقتصادی و معیشتی دارد. اگر سال 1388 ایرانی‌ها برای مطالبات سیاسی و علیه تقلب در انتخابات ریاست جمهوری به پا خاستند، امسال برای سفره‌هایی قیام کرده‌اند که طی یک دهه گذشته به کوچک‌ترین حد ممکن رسیده است. مردم برای کسب‌وکارشان که در رکود مطلق به سر می‌برد، به خیابان‌ها ریخته‌اند و ازآنجاکه امیدشان را از اصولگرایان، اصلاح‌طلب‌ها و اعتدالیون از دست داده‌اند، شعارهای رادیکال و تندی سر می‌دهند و خواهان تغییر نظام هستند. «مرگ بر گرانی» یکی شعارهای معترضان در این چند روز بوده است. با این وجود، مردم در پس این قیام، ارزش‌ها و هدف‌های بزرگی چون آزادی، عدالت و ثبات را دنبال می کنند. در ادامه به دلایل اقتصادی این قیام سراسری که به دنبال سرنگونی جمهوری اسلامی است می‌پردازیم.

وعده‌های پوچ و انتظار مردم

دوران ریاست جمهوری احمدی‌نژاد دوره‌ای سیاه و سرشار از ناامیدی و یاس سیاسی، اقتصادی و اجتماعی برای طبقه متوسط و ضعیف جامعه ایران بود. بااین‌حال مردم هشت سال دندان روی جگر گذاشتند و به هر شکلی بود صبر کردند تا این دوره تمام شود. سال 1392 حسن روحانی موجه‌ترین چهره بین همه کاندیداهای ریاست جمهوری برای مردم بود؛ به‌گونه‌ای که همه او را ناجی ایران می‌دانستند. حسن روحانی با اکثریت آرا برنده انتخابات شد و مردم نیز با هزار امید و آرزو به خیابان‌ها ریختند و تا صبح خوشحالی کردند. آن‌ها گمان می‌کردند او اقتصاد و سیاست را سامان می‌دهد و ایران را از شر سایر چالش‌ها رهایی می‌بخشد.

وقتی مردم اثر رفع تحریم‌ها را لمس نکردند

حسن روحانی از ابتدای ریاست جمهوری خود مهم‌ترین اولویتش را حل مناقشه اتمی ایران و غرب اعلام کرد. او حل سایر مسائل و چالش‌ها را در گرو رفع تحریم‌های هسته‌ای می‌دانست. روحانی حتی در مقطعی گفته بود «تحريم‌ها بايد برود تا مشکلاتی چون اشتغال جوانان و آب خوردن مردم برطرف شود.» او با مهم دانستن توافق هسته‌ای با غرب، انتظارات زیادی را در بین مردم ایجاد کرد. مردم گمان می‌کردند همه مسائل و مشکلات بلافاصله پس از توافق هسته‌ای با غرب حل می‌شود؛ اما این خیال خامی بیش نبود. چراکه پس از توافق هسته‌ای نه بورس تکان مثبتی خورد و نه سرمایه‌ای از کشورهای خارجی به ایران آمد و نه ارز یا کالایی ارزان شد. اکنون نزدیک به سه سال از توافق هسته‌ای می‌گذرد ولی مردم اثر این توافق را در زندگی خود لمس نکرده‌اند. روحانی در مسئله هسته‌ای ضربه شدید را به وجهه خود وارد کرد؛ چراکه با دادن وعده‌های بسیار و منتظر گذاشتن مردم برای حل مشکلات و البته حل نشدن مشکلات پس از رفع تحریم‌ها، مردم اعتماد خود را نسبت به روحانی عمیقاً از دست دادند.

چوب دلار 4200 تومانی لای چرخ مردم

یکی از شاخص‌های توانایی و قدرت خرید مردم نرخ برابری دلار است. حسن روحانی وقتی رئیس دولت شد، نرخ دلار در بازار آزاد 3580 تومان بود. این نرخ به ‌مرور زمان روند صعودی به خود گرفت و روز به روز نرخ ارزهای خارجی افزایش پیدا کرد. این موضوع به معنای افت ارزش ریال و کاهش قدرت خرید مردم است. هم‌اکنون (11 دی 1396) دلار در بازار آزاد با نرخ 4288 تومان خریدوفروش می‌شود. اما افزایش ناگهانی قیمت دلار در چند ماه اخیر شوک بزرگی برای اقتصاد ایران بود که تاثیر زیادی هم بر بازارها داشت. روند صعودی این ارز خارجی در چند ماه گذشته، نرخ بسیاری از کالاهای مصرفی و مورد نیاز مردم را افزایش داد که انتقادهای شدید مردم را در پی داشت.

لایحه بودجه 97 مردم را عصبانی کرد

19 آذر امسال حسن روحانی لایحه بودجه 1397 را به مجلس ارائه کرد. او در سخنرانی خود در مجلس گفت: این بودجه مسئله فقر و بیکاری مردم را حل خواهد کرد. رسانه‌ها با بررسی این لایحه و انتشار جزئیات آن، مردم را در جریان برخی موارد عجیب قرار دادند. از جمله این موارد افزایش عوارض خروج از کشور، افزایش 50 درصدی بنزین و گازوئیل و حذف 34 میلیون نفر از چرخه پرداخت یارانه نقدی بود. این در حالی است که بودجه نهادها و چهره‌های مذهبی که هیچ‌گونه خدماتی به مردم ارائه نمی‌دهند افزایش چشمگیری داشته است. برای مثال بودجه‌ای که برای حوزه علمیه در نظر گرفته‌اند بالغ بر 446 میلیارد و 455 میلیون تومان است که در مقایسه با سال 1396 بیش از 79 میلیارد و 455 میلیون تومان افزایش یافته است. این لایحه که بیش از هرسال دیگری در صدر خبرها قرار گرفته است، مردم را دچار شوک روانی و عصبانیت فراوانی کرده است. مردم از دولت می‌پرسند در این اوضاع اقتصادی که عده زیادی حتی نان شب هم ندارند، چرا «جامعة المصطفی العالمیة» که «مرکز تولید ملای خارجی» است باید 303 میلیارد و 500 میلیون تومان هزینه روی دست مردم بگذارد؟ به‌راستی آیا این مرکز خدمات عمومی به ایرانیان ارائه می‌دهد که دستش در جیب خالی مردم است؟

بیکاری مردم را کلافه کرده است

بیکاری را می‌توان بزرگ‌ترین درد بی‌دوای مردم ایران دانست. اگرچه مرکز آمار می‌گوید نرخ بیکاری هم‌اکنون 11.7 درصد است، این آمار را بسیاری از خود مقامات ایرانی هم قبول ندارند و به آن استناد نمی‌کنند. محمدباقر نوبخت، سخنگوی دولت می‌گوید «در هر خانه‌ای که می‌روید حداقل سه بیکار تحصیل‌کرده وجود دارد.» مشکل بزرگ بیکاری در ایران ناشی از رکود چندلایه‌ای است که تاکنون از اقتصاد ایران رخت برنبسته. روحانی نه‌تنها نتوانست رونق را به اقتصاد ایران بازگرداند، بلکه با برخی سیاست‌های پولی و مالی غلط، به رکود دامن زد. بی‌تردید تا زمانی که رونق به اقتصاد ایران بازنگردد، بیکاری گسترده همچنان وجود خواهد داشت. بر اساس نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال 1395 حدود سه میلیون و 258 هزار نفر بیکار در کشور وجود دارد که 40 درصد از آن‌ها تحصیلات دانشگاهی دارند. بااین‌حال گفته می‌شود، این آمار چندان قابل‌اطمینان نیست. برخی منابع نیز از تعداد 8 تا 10 میلیون بیکار صحبت به میان آورده‌اند.

وقتی تخم‌مرغ بغض‌ها را می‌ترکاند

حدود یک هفته پیش قیمت تخم‌مرغ به ناگهان افزایش قابل‌توجهی پیدا کرد. پیش‌ازاین نرخ هر شانه تخم‌مرغ در بازار حدود 11 هزار تومان بود؛ اما مافیای بازار طیور (که افراد دولتی ازجمله وزیر کشاورزی آن را تشکیل می‌دهند) به ناگهان دست ‌به‌ کار عجیبی زد و نرخ هر شانه از این محصول را به بیش از 20 هزار تومان افزایش داد. با گرانی سرسام‌آور کالاهای مصرفی در ایران، تخم‌مرغ تقریباً تنها قوت مردم محسوب می‌شد که با آن خود را سیر می‌کردند ولی ناگهان دولت روحانی همین کالای باقی‌مانده را هم از سر سفره‌های مردم برداشت. به نظر می‌رسد افزایش قیمت تخم‌مرغ بود بهانه‌ای بود تا عصبانیت‌های جمع شده طبقه ضعیف جامعه به حد انفجار برسد.

مقاله

شبکه های اجتماعی

بایگانی


Top