آخرین اخبار
آغاز سفر اروپایی وزیر خارجه آمریکا: «ایران محور گفت‌وگوها در لندن و پاریس»نمایندگان مجلس هشتم بهمن از زندان اوین بازدید می‌کنندوزیر خارجه فرانسه برای گفت‌وگو در مورد مسائل منطقه و برجام به ایران می‌رود

اقتصاد ایران مانند کشتی به گل نشسته است

شهاب موحدی، فعال سیاسی: مردم در خیابان‌ها همان رفتار و گفتاری را پیگیری می‌کنند که حکومت با آن‌ها داشته است.

21 روز قبل
مجتبی احمدی
A- A A+

مطلب منتشر شده ، بیانگر سیاستهای شبکه بیان نیست و نویسنگان آزادند که نظرات خود را بدون سانسور بیان کنند.

شبکه رسانه ای بیان جهت ایجاد فضای تبادل نظر، از نقطه نظرات انتقادی در خصوص مطالب منتشر شده استقبال میکند.

اغلب ایرانی‌ها از اصلاح نظام حاکم یعنی جمهوری اسلامی ناامید شده‌اند. آن‌ها می‌دانند صبر کردن برای بهبود اوضاع کاری بیهوده است. حتی تندروترین پیروان جریان اصلاح‌طلب ایران نیز از اصلاح حاکمیت دلسرد شده‌اند و دیگر امیدی به آغاز یک روند متناسب با اوضاع را ندارند. صادق زیباکلام، استاد دانشگاه تهران و یکی از طرفداران سرسخت اصلاحات در ایران در گفت‌وگو با رادیو «دویچه وله» آلمان گفته است: امید خود را نسب به دولت حسن روحانی و اصلاحات در ایران از دست داده است. تنها زیباکلام نیست که امیدی به بهبود ندارد، بلکه اغلب قاطع کسانی که همین شش هفت ماه پیش پای صندوق‌های رأی رفتند و حسن روحانی را انتخاب کردند نیز از انتظار برای بهبود اوضاع دست شسته‌اند و از ناکامی‌های سیاسی و اقتصادی خسته شده‌اند. «شبکه رسانه‌ای بیان» با شهاب موحدی، فعال سیاسی و دانشجویی درباره چرایی اصلاح‌ناپذیری جمهوری اسلامی و همین‌طور دلایل بهبود نیافتن اوضاع در دوره ریاست جمهوری روحانی گفت‌وگویی داشته است که در ادامه می‌خوانید. (ذکر این نکته لازم است که نام اصلی این فعال سیاسی مطرح، نزد شبکه رسانه‌ای بیان محفوظ است.)

* آقای موحدی همان‌طور که می‌دانید هم‌اکنون اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران آشفته است و طی چند روز اخیر عده‌ای در تظاهرات مردمی کشته شده‌اند. به نظر شما دلایل به وجود آمدن اوضاع کنونی چیست؟

اولاً بسیار متأسفم که روند به‌گونه‌ای پیش رفت تا با چنین اوضاعی روبرو شویم. ثانیاً به مردم شجاع ایران برای شهادت چند تن از هم‌وطنان در اعتراض‌ها تسلیت می‌گویم. در پاسخ به سؤال شما باید تأکید کنم که جمهوری اسلامی طی چهار دهه اخیر نتوانسته است خواسته‌های مدنی و اقتصادی مردم را تأمین کند. حاکمیت ایران حدود چهار دهه برای اصلاح خودش وقت داشت؛ اما نه‌تنها خودش را برای حکومت کردن بهتر تربیت نکرد، بلکه روز به روز از اکثریت مردم زاویه گرفت. جمهوری اسلامی هیچ‌کدام از اقشار و طبقه‌های تاثیر گذار در جامعه را نتوانسته است راضی کند؛ دانشجو، روشنفکر، طبقه متوسط، طبقه ضعیف، نخبگان، اصلاح‌طلبان و... همه به‌نوعی از هسته مرکزی قدرت ناراضی هستند. این نارضایتی از سال 1378 یعنی بعد از حوادث کوی دانشگاه عمیق‌تر شده است. دلیلش هم این است که رفتار و گفتار حاکمیت در برابر مردم رادیکال و از بالا به پائین بوده است. بنابراین طبیعی است که وقتی مردم از انتظار برای بهبود وضعیت ناامید می‌شوند، به خیابان‌ها بریزند و مانند حکومت رفتار رادیکال نشان دهند. به نظر من ارتباط بین مردم و حکومت، یک ارتباط دیالکتیکی است؛ یعنی مردم در خیابان‌ها همان رفتار و گفتاری را پیگیری می‌کنند که حکومت با آن‌ها داشته است.

* بسیاری از تحلیلگران ریشه این نارضایتی‌ها و اعتراض‌ها را اقتصادی می‌دانند، شما با این موضوع موافقید؟

البته که موافقم. اساساً مهم‌ترین دلیل قیام مردم ایران اقتصادی است. اقتصاد جمهوری اسلامی مانند یک کشتی به‌گل‌نشسته است. این کشتی توانایی حرکت ندارد و روز به روز بیشتر در گل فرو می‌رود. مردم نیز در این کشتی اسیر هستند و نمی‌توانند پیاده شوند. ساختارهای سیاسی جمهوری اسلامی به‌گونه‌ای رشد و توسعه پیدا کرده‌اند که فقط می‌توانند در خدمت فساد و بازتوزیع فشار اقتصادی باشند. فکر می‌کنم به همین دلیل این کشتی تا تغییر نظام حاکم در گل فرو خواهد ماند.

* ایران ثروت فراوانی را در اختیار دارد، چرا فکر می‌کنید اقتصاد ایران مانند یک کشتی به‌گل‌نشسته است؟

مهم نیست ایران چقدر ثروت در اختیار دارد، مهم مدیریت این دارایی است که جمهوری اسلامی به دلیل فساد گسترده، توانایی مدیریت و بهره‌وری از این ثروت یا دارایی را ندارد. مقامات ارشد ایران در واکنش به اعتراض‌های اخیر اذعان کرده‌اند که مردم دچار مشکلات اقتصادی فراوانی هستند و حق دارند اعتراض کنند. این اعترافِ بزرگی است و نباید به سادگی از آن گذر کنیم. جمهوری اسلامی به ناکارآمدی دستگاه اقتصادی و سیاسی خود اعتراف کرده است چون دیگر بهانه‌ای برای توجیه این قیام ندارد. بر اساس آمارهای بین‌المللی ایران یکی فاسدترین کشورهای جهان در زمینه اقتصاد است. هم‌اکنون ایران رتبه 131 را در فساد اقتصادی دارد. فساد اقتصادی از تبعات اصلی نبود دموکراسی است. فساد، دارایی‌ها و منابع مالی کشور را هدر داده است و چیزی برای ایجاد اشتغال نگذاشته است. هم‌اکنون حکومت با میلیون‌ها جوان بیکار روبرو است و برنامه‌ای هم برای حل این بحران ندارد. وقتی حکومت برنامه‌ای نداشته باشد، این مردم هستند که برای حکومت برنامه‌ریزی می‌کنند.

* آقای موحدی شما از معدود فعالان دانشجویی هستید که بارها به ناکارآمدی جریان اصلاحات تأکید کرده‌اید. آیا در مقطع کنونی که شرایط ایران ملتهب است، چهره‌های اصلاح‌طلب توانایی آرام کردن معترضان را دارند؟

حقیقتاً اصلاح‌طلبان و اساساً جریان اصلاحات چندین بار امتحان خود را پس داده است و در همه آن‌ها مردود شده است. من فکر می‌کنم این اعتراض‌ها تبعات ناامیدی مردم از جریان اصلاحات در ایران است. وقتی طبقات فرودست و متوسط از بهبود اوضاع ناامید می‌شوند چنین رخدادهایی به وجود می‌آیند. ایرانی‌ها از اصولگرایان، اصلاح‌طلبان و اعتدالیون دلسرد شده‌اند و گزینه دیگری هم برایشان باقی نمانده که به آن دل‌ خوش کنند. عصیان گری مردم نتیجه مردمی نبودن حکومت است؛ حکومتی که همه فرصت‌ها را از دست داد و در سال 1388 تیر خلاصی بر پیکره وحدت جامعه شلیک کرد. با این همه مردم بازهم صبور بودند و به جریان تازه‌ای که رهبری آن را حسن روحانی بر عهده داشت تکیه کردند تا وضعیت سیاسی و اقتصادی کشور بهتر شود؛ اما آقای روحانی پشت مردم را خالی کرد. سیاست‌های دولت روحانی رنگ و بوی اصلاح و بهبود امور را ندارند. بنابراین نه‌تنها اصلاح‌طلبان، بلکه دیگر هیچ جریانی توانایی فریب مردم را ندارد. جامعه ایران اعتمادش را از سیاسیون از دست داده است چون سال‌هاست وعده‌های زیادی شنیده و فریب خورده است. مردم در این شش هفت ماه تصور بدی نسبت به دولت روحانی پیدا کرده‌اند و احساس می‌کنند بازیچه دست حکومت شده‌اند و بازهم فریب خورده‌اند.

* فکر می‌کنید اوضاع ملتهب این روزهای ایران به کدام نقطه ختم خواهد شد، آیا معترضان پیروز این ماجرا هستند یا حکومتی که از هیچ ابزاری برای سرکوب مردم دریغ نمی‌کند؟

این اعتراض‌ها خودجوش است و رهبری هم ندارد؛ بنابراین خیلی دشوار است که پیش‌بینی کنیم در روزها یا ماه‌های آینده چه خواهد شد. اگر این اعتراض‌ها استمرار یابد، بی‌تردید حکومت امتیازهایی را به مردم خواهد داد؛ اما اگر سپاه پاسداران و مزدوران لباس شخصی وارد ماجرا شوند و مردم را مانند سال 1388 سرکوب کنند، احتمال عقب‌نشینی معترضان دور از ذهن نیست. بااین‌حال توصیه‌ام به معترضان این است که به هر قیمتی پای خواسته‌های خود بایستند؛ چون حکومت تا حدی می‌تواند به سرکوب ادامه دهد و پس‌ازآن سیاست سرکوبگرانه خود را تعدیل خواهد کرد.

مقاله

شبکه های اجتماعی

بایگانی


Top