آخرین اخبار
عملیات پهپادها و هلی کوپترها برای یافتن لاشه هواپیمای شرکت هواپیمایی آسمان«توافق» کـردها و دمشق بر سر ورود نیروهای ارتش سوریه به عفرینترامپ: هرگز با ارسال پول به ایران توسط دولت اوباما کنار نیامده‌اممحمد جواد ظریف می گوید ایران پایگاه یا حضور نظامی در سوریه ندارد

فقر و شاخص‌های ناامیدکننده در اقتصاد ایران

پدیده فقر در ایران که حاصل سیاست‌ها و رویکردهای اشتباه جمهوری اسلامی در چهل سال گذشته است، اکنون به هیولایی تبدیل‌ شده که هرلحظه امکان دارد حکومت را ببلعد.

14 روز قبل
مجتبی احمدی
A- A A+

مطلب منتشر شده ، بیانگر سیاستهای شبکه بیان نیست و نویسنگان آزادند که نظرات خود را بدون سانسور بیان کنند.

شبکه رسانه ای بیان جهت ایجاد فضای تبادل نظر، از نقطه نظرات انتقادی در خصوص مطالب منتشر شده استقبال میکند.

پدیده فقر در ایران که حاصل سیاست‌ها و رویکردهای اشتباه جمهوری اسلامی در چهل سال گذشته است، اکنون به هیولایی تبدیل‌ شده که هرلحظه امکان دارد حکومت را ببلعد. بررسی شاخص‌ها و آمارهای رسمی نشان از هیچ‌گونه بهبودی در اقتصاد و درآمد ایرانیان ندارد. بیکاری رو به افزایش است و فقرا روزبه‌روز توانایی خرید خود را بیشتر از دست می‌دهند.

به گزارش «شبکه رسانه‌ای بیان» قیام دی در ایران زنگ خطری بود برای حکومتی که در چهار دهه اخیر نتوانسته است بهبودی در شاخص‌های اقتصادی خود ایجاد کند. سطح تولید ناخالص داخلی (GDP) ایران در این مدت از اغلب کشورهای همسایه عقب افتاده و نشانی از تغییر مثبت در درآمد سرانه مردم مشاهده نمی‌شود.

فقر چندبُعدی و چشم‌انداز ناامیدکننده

نتیجه عقب‌ماندگی اقتصاد ایران چیزی جز گسترش فقر نبوده است؛ به‌گونه‌ای که مسئولان جمهوری اسلامی هم بر این مسئله اذعان دارند و اعلام کرده‌اند که 40 درصد ایرانیان زیر خطر فقر هستند. این در حالی است که به‌تازگی دفتر عمران سازمان ملل، شاخص ضریب جینی ایران را 37.4 برآورد کرده است. این شاخص نشان‌دهنده شکاف طبقاتی و وضعیت توزیع درآمد بین جمعیت کشور است. این عدد برای ایران که صاحب درآمدهای عظیم نفتی است چندان امیدوارکننده نیست.

شاخص‌های اقتصادی و فقر گسترده، چشم‌انداز امیدوارکننده‌ای را ترسیم نمی‌کنند و همین مسئله سبب شده تا سرمایه‌گذاران خارجی، ایران را کشور مناسبی برای سرمایه‌گذاری به‌حساب نیاورند. به تازگی مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی ایران طی گزارشی، وضعیت فقر در ایران را بررسی کرده است که نشان می‌دهد «فقر چند بُعدی» در مناطق شهری عمیق‌تر شده است. فقر چندبعدی وضعیت «بهداشت و سلامت»، «آموزش» و «استانداردهای زندگی» را بررسی می‌کند.

در بخشی از این گزارش آمده است «شاخص فقر چندبعدی در مناطق شهری ایران تا سال 1373 روندی صعودی داشته و از 0.1332 در سال 1370 به 0.1895 در سال 1373 رسیده که بالاترین میزان طی این دوره است. بعد از کاهش در سال 1374 تا سال 1387 روند تقریباً یکنواختی را طی می‌کند، اما از سال 1387 به بعد به‌طور متوسط صعودی بوده است؛ به‌طوری‌که تا سال 1393 به عدد 0.1242 می‌رسد. که علت آن می‌تواند تورم‌های بالا، رکود اواخر دهه 1380 و بروز تحریم‌ها در اوایل دهه 1390 باشد.»

سیاست‌های اشتباه

همان‌طور که در گزارش مرکز پژوهش‌ها تصریح ‌شده است، تحریم‌ها و تورم بالا اثر منفی فراوانی در وضعیت اقتصادی خانوارها داشته است. تحریم‌های بین‌المللی حاصل سیاست‌های خارجی غلط در جمهوری اسلامی و نتیجه راهبردهای کلانی است که علی خامنه‌ای، رهبر ایران مسئول شماره یک آن محسوب می‌شود.

تورم کمرشکن نیز ماحصل عملکرد دولت‌های نهم و دهم است که رهبر ایران تمام‌قد از سیاست‌های آن حمایت کرد. تورم 36 تا 40 درصدی در زمان محمود احمدی‌نژاد در حالی بود که سطح دستمزدها متناسب با نرخ تورم افزایش پیدا نکرد و زمینه گسترش فقر را به وجود آورد. این شکاف درآمد و هزینه، همچنان پابرجاست.

غلامرضا تاجگردون، رئیس کمیسیون تلفیق بودجه بر این باور است که خط فقر در ایران سه میلیون تومان است؛ اما همین نماینده مجلس اعلام کرده است که طبق قانون بودجه، از سال آینده، «درآمدهای بالاتر از 2 میلیون 300 هزار تومان مشمول مالیات می‌شوند.» دولت در حالی سعی می‌کند درآمد خود را از راه مالیات‌ها افزایش دهد که سطح تولید ناخالص داخلی ایران بدون احتساب نفت، بسیار پائین است. همچنین بیم این می‌رود که در شرایط رکود فعلی، افزایش بیش از 12 هزار میلیارد تومانی مالیات‌ها برای سال 1397، رکود را عمیق‌تر و فقر گسترده‌تر کند؛ این مسئله نیز بُعد دیگری از سیاست‌های اشتباه جمهوری اسلامی را نشان می‌دهد.

کاهش ارزش ریال؛ افزایش فقر

طی یک سال گذشته نرخ برابری دلار به شدت افزایش یافته و این به معنای خالی‌تر شدن جیب مردم است. اقتصاد ایران وابستگی بالایی به واردات دارد و این واردات با دلار آمریکا انجام می‌شود؛ بنابراین طبیعتاً افزایش نرخ دلار تاثیر منفی در قدرت خرید مردم خواهد گذاشت. یکی از دلایل افزایش قیمت دلار، افت ارزش ریال بوده است. افت ارزش ریال در سیاست‌های پولی غلطِ دولت حسن روحانی ریشه دارد. همچنین عدم رشد بخش‌های اقتصادی و تضعیف بخش صنعت دلایل دیگری هستند که امروز (15 بهمن 1396) نرخ دلار آمریکا را به 4800 تومان رسانده است.

روند صعودی قیمت دلار در ماه‌های اخیر که نشان‌دهنده کاهش ارزش پول ملی است، قطعاً پدیده فقر را دامنه دارتر خواهد کرد و قدرت خرید بسیاری از ایرانیان را کاهش خواهد داد. بااین‌حال در پیش گرفتن یک سیاست پولی صحیح و متناسب با واقعیت‌ها، کاهش دخالت‌های دولت در اقتصاد و فراهم کردن زمینه‌های جذب سرمایه‌های خارجی شاید جمهوری اسلامی را برای مدتی نجات دهد.

مقاله

شبکه های اجتماعی

بایگانی


Top