آخرین اخبار
آغاز سفر اروپایی وزیر خارجه آمریکا: «ایران محور گفت‌وگوها در لندن و پاریس»نمایندگان مجلس هشتم بهمن از زندان اوین بازدید می‌کنندوزیر خارجه فرانسه برای گفت‌وگو در مورد مسائل منطقه و برجام به ایران می‌رود

چرا سوریه و لبنان مهم هستند و کردستان نه ؟

آنچه مسلم است در هیچ جامعه ای بدون رضایت شهروندان آن جامعه حاکمان نتوانسته اند برای مدت طولانی زمام امور را در دست داشته و به ملک داری بپردازند

29 روز قبل
مهدی نخل احمدی
A- A A+

مطلب منتشر شده ، بیانگر سیاستهای شبکه بیان نیست و نویسنگان آزادند که نظرات خود را بدون سانسور بیان کنند.

شبکه رسانه ای بیان جهت ایجاد فضای تبادل نظر، از نقطه نظرات انتقادی در خصوص مطالب منتشر شده استقبال میکند.

  برخی تعابیر و روایتها در ماههای گذشته از قصد و نیت جمهوری اسلامی  در صرف مبالغ و هزینه های اقتصادی و انسانی نامحدود در کشورهای دیگر در قالب تشکیل و تجهیز گروههای نظامی و شبه نظامی در این کشورها  , این سوال را به ذهن میرساند که چرا رهبران جمهوری اسلامی بیش از آنکه شهروندان و جامعه ایران برایشان اهمیت داشته باشند این گروهها و کشورها برایشان با اهمیت هستند . رهبر ایران چندی قبل در توجیه حضور پر هزینه ی ایران در سوریه و جنگ با داعش گفته بود :  "اگر در سوریه نجنگیم باید در همدان و کرمانشاه بجنگیم"  و یا طائب فرمانده قرارگاه عمار در اظهار نظری گفته بود :" سوریه مهم‌تر از خوزستان است " . در حالی مدت زمان نسبتا طولانی از واقعه ی زلزله ی کردستان گذشته است , مردم این منطقه هنوز در شرایط نامناسب و بلاتکلیف به سر میبرند و در سرمای سخت آن مناطق مجبور به اقامت در چادر هستند . اما در همین اثنا باز هم رهبران ایران شعار و هدف خود را نه حمایت از مردم کشورشان که حمایت از مردم دیگر کشورها قرار داده اند . چندی پیش علی لاریجانی , رئیس مجلس ایران , در مصاحبه ای اعلام کرد :" ما از فلسطین حمایت مالی و نظامی میکنیم و هرگونه حمایت دیگر که از دستمان بر بیاد در آینده انجام خواهیم داد و از گفتن آن ابایی نداریم " .  این در حالی است که  آمار رسمی در کشور خبر از اوضاع نابسامان معیشت و زندگی شهروندان ایران دارد . تعداد افراد زیر خط فقر , سرانه ی طلاق , آمار بی کاری , افزایش روز افزون تعداد زندانیان و اعتیاد  و همه و همه نشان میدهد که در بسیاری از این مسائل جامعه ایران به مرز بحران نزدیک شده است . پس چرا رهبران و مسئولان جمهوری اسلامی همچنان سنگ حمایت از فلسطین و لبنان و سوریه و یمن را به سینه میزنند و حرفی از واقعیت مردم و جامعه خود و لزوم حمایت از آنها به میان نمی آورند ؟

 

خود را نه حمایت از مردم کشورشان که حمایت از مردم دیگر کشورها قرار داده اند . چندی پیش علی لاریجانی , رئیس مجلس ایران , در مصاحبه ای اعلام کرد :" ما از فلسطین حمایت مالی و نظامی میکنیم و هرگونه حمایت دیگر که از دستمان بر بیاد در آینده انجام خواهیم داد و از گفتن آن ابایی نداریم " .  این در حالی است که  آمار رسمی در کشور خبر از اوضاع نابسامان معیشت و زندگی شهروندان ایران دارد . تعداد افراد زیر خط فقر , سرانه ی طلاق , آمار بی کاری , افزایش روز افزون تعداد زندانیان و اعتیاد  و همه و همه نشان میدهد که در بسیاری از این مسائل جامعه ایران به مرز بحران نزدیک شده است . پس چرا رهبران و مسئولان جمهوری اسلامی همچنان سنگ حمایت از فلسطین و لبنان و سوریه و یمن را به سینه میزنند و حرفی از واقعیت مردم و جامعه خود و لزوم حمایت از آنها به میان نمی آورند ؟

به زبان بسیار ساده اگر بخواهیم به این سوال پاسخ دهیم میتوان گفت حکومتهای مختلف نظریات و دکترین متفاوتی برای بقاء خود دارند . برخی حکومتها سرمایه گذاری روی جامعه و پرداختن به مشکلات و نابسامانیهای جامعه را شرط اصلی بقاء خود میدانند . رهبران این حکومتها بر این نظرند که اگر جامعه از آنها راضی باشند و رهبران خود را دلسوز و پیگیر مسائل خود بدانند در نتیجه همین رضایت عمومی مولد نوعی امنیت و تضمین بقاء آنها خواهد بود . یعنی اگر مردم جامعه از یک حکومت راضی باشند نه به فکر سرنگونی میافتند و نه اجازه ی دخالت و تهاجم کشور و گروههای خارجی به کشورشان را خواهند داد . در این دیدگاه رضایت و آسایش جامعه بر هر امر دیگری مقدم بوده و پس از این مهم است که رهبران این جوامع به فکر اجرا نمودن سیاستهای موازی و مکمل با آن می افتند . از سوی دیگر حکومتهایی هم هستند که دیدگاهی کاملا متفاوت و عکس این را دنبال میکنند . در نظر این حکومتها حامی پروری و استفاده از منطق " النصر بالرعب " بهترین روش حکومت داری میباشد . رهبران در این جوامع نه تنها وقعی به جامعه و مشکلات آن نمیدهد و برای آن اولویتی قائل نیست بلکه برای هر گونه نارضایتی و اعتراضی هم سخت ترین سرکوبها  را پیش بینی کرده است . نظام جمهوری اسلامی از نمونه های بارز چنین حکومتهایی است . همان گونه که در نمونه هایی قبلا یاد شد , رهبران این نظام امنیت و بقاء خود را نه در رضایت و آسایش شهروندانشان که در حامی پروری در خارج از مرزهای کشورشان و شاخه شانه کشیدن برای دشمنان خیالی و واقعی میدانند . در این دیدگاه جامعه به عنوان یک رکن کاملا منفعل تلقی میشود که نه توان و نه حق اظهار نظر دارد  و نقشی در تعیین هیچ کدام از سیاستها و امورات مملکت را نیز برای آن قائل نیست  . رهبران جمهوری اسلامی خود را از حمایت و رضایت شهروندان خود بی نیاز دانسته و بر همین اساس هم همت و تلاشی در جهت ایجاد رضایت در میان این جامعه انجام نمیدهند . در عوض در هدف گذاری آنها گروههایی مانند حزب الله لبنان , حماس , انصار الاسلام و یا اشخاصی مانند بشار اسد در سوریه میتوانند تضمین کننده بقاء آنها باشند و به همین سبب هم از هیچگونه صرف هزینه مالی و انسانی برای آنها دریغ نمی کنند . در نگاه رهبران ایران شهروندان ایران موظف هستند که با کمترین توجه و هزینه ها راضی باشند و اگر غیر از این باشد هم دغدغه ی چندانی برای رهبران نخواهد بود .

آنچه مسلم است در هیچ جامعه ای بدون رضایت شهروندان آن جامعه حاکمان نتوانسته اند برای مدت طولانی زمام امور را در دست داشته و به ملک داری بپردازند . درآمدهای نامحدود نفت و گاز و سایر منابع و حمایت از کشورها و گروههای  بیگانه در هیچ جای جهان تا کنون به تنهایی نتوانسته بقاء و ماندگاری حاکمان آن را تضمین کند  مگر اینکه ابتدا رضایت آن جامعه جلب شده باشد . روش حکومت داری رهبران ایران بر اساس همان نسخه ای ست که پیشینیان نیز از سر غرور و رخوت بر آن مسیر پا نهاده و نهایتا در آتش خشم و نارضایتی عمومی جامعه سوخته و نابود شده اند . ضرب المثلی هست که میگوید برخی چیزها دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد  . 

مقاله

شبکه های اجتماعی

بایگانی


Top