آخرین اخبار
سخنگوی وزارت خارجه ایران اقدامات عربستان در منطقه را باعث نا امنی و بی ثباتی دانستموگابه 93 ساله با اعلام اینکه قصد کناره گیری از قدرت ندارد با نظامیان در خصوص آینده زیمبابوه مذاکره کردسفیر ایران در بریتانیا از نهایی شدن پرداخت بدهی 450 میلیون پوندی به ایران برای آزادی نازنین زاغری خبر داددر حالی که دولت از اتمام اسکان موقت زلزله زدگان خبر داده است ، ناظران محلی وضعیت سکونت و زندگی را در این مناطق بسیار ضعیف میذانند

فقهای شورای نگهبان و درِ بسته ی آزادی و برابری

در پیرامون داستان شورای شهر یزد و لغو عضویت "سپنتا نیکنام" در این شورا بحث و جدلها همچنان ادامه دارد . گروهی به دنبال بازگرداندن حیثیت رفته ی اسلام با قلع و قمع هر نامسلمانی در کشورو گروه دیگر به دنبال سر پا نگه داشتن نهال بی جان آزادی و برابری

مهدی نخل احمدی
A- A A+

مطلب منتشر شده ، بیانگر سیاستهای شبکه بیان نیست و نویسنگان آزادند که نظرات خود را بدون سانسور بیان کنند.

شبکه رسانه ای بیان جهت ایجاد فضای تبادل نظر، از نقطه نظرات انتقادی در خصوص مطالب منتشر شده استقبال میکند.

در پیرامون  داستان شورای شهر یزد و لغو عضویت "سپنتا نیکنام" در این شورا بحث و جدلها همچنان ادامه دارد . گروهی به دنبال بازگرداندن حیثیت رفته ی اسلام با قلع و قمع  هر نامسلمانی در کشور هستند و گروه دیگر به دنبال سر پا نگه داشتن نهال بی جان آزادی و برابری در برابر درختان سر به فلک کشیده ی تعصب و تحجر در این مملکت .  این روزها موافقین این لغو عضویت سخنان و استدلاهای  خود را در لفافه ای شکیل و مقدس به خورد مردم و افکار عمومی میدهد . از میان تمامی این موضعگیریها دو مورد آنها را انتخاب و به تشریح تناقضات آن در غالب طرح سوالاتی خواهیم پرداخت .

آیت الله یزدی , یکی از فقهای شورای نگهبان , در سخنانی در دوم آبان ماه از مواضع احمد جنتی دفاع کرده و اعلام داشت :"اینکه فقهای شورای نگهبان راجع‌‌به یک اقلیت مذهبی تصمیم گرفته‌اند، این تصمیم قانونی، شرعی، قطعی و غیرقابل تغییر است و بدون تعارف عرض می‌کنم که اگر کسانی دنبال این هستند که مصوبه قانونی را برگردانند، در حقیقت مقابله با اصل نظام جمهوری اسلامی ایران است و نظام قطعاً در برابر آن می‌ایستد و نمی‌تواند تحمل کند که قانون زیر پا گذاشته شود؛ اصل 4 قانون اساسی هم بر این مسئله صراحت دارد" .

علی اکبر گرجی , استادیار دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی, در کانال تلگرامی خود پرسشهایی را در رابطه با ادعاهای آقای یزدی مطرح نموده است که به ذکر آنها میپردازیم .

1.        «اصل نظام» دقیقا به چه معناست؟ لطفا، به صورت دقیق و به زبان حقوقی مصادیق اصل و فرع نظام را مشخص نمایید تا شهروند ایرانی تکلیف خود را بداند.

2.        «مقابله» از نظر حضرت آیت‌الله چه مفهوم، قلمرو و سازوکارهایی دارد؟

3.        «ایستادگی نظام» چگونه، با چه ابزارها و در برابر کدام یک از تقابل ها صورت می گیرد؟

4.        برداشت فقهی شش نفر از فقهای شورای نگهبان چه نسبتی با حقیقت شرعیه و نظر شارع مقدس دارد؟ چرا در این برداشت ها مقتضیات زمان کمرنگ است؟ چرا مصلحت شناسی که از ارکان دین مبین است، تبلوری در شریعت شورای نگهبان ندارد؟ راستی نسبت شریعت حضرت آیت اللّه یزدی و آیت اللّه جنتی با شریعت استاد مطهری ها، بهشتی ها و نائینی ها کدام است؟

5.        گرچه، همه ارکان حکومت و شهروندان ایرانی مکلف به تبعیت عملی از نظرات فقهی و حقوقی شورای نگهبان هستند، اما آیا دیگر فقها و حقوقدانان هم ملزم به تبعیت نظری و علمی از این نظرات هستند؟ به بیان دیگر، آیا از منظر آیت اللّه یزدی، مخالفت نظری و انتقاد از دیدگاه ها و رویه های شورای نگهبان به منزله مقابله با اصل نظام جمهوری اسلامی است؟ اگر پاسخ مثبت است، با استناد به کدام قاعده فقهی، قانونی و عرفی و عقلایی؟

6.         لایتغیر بودن تصمیم شورای نگهبان به چه معناست؟ وقتی خود قانون اساسی قابل بازنگری و تغییر است، چطور می توان تفسیر آن را وحی انگارانه غیرقابل تغییر دانست؟

7.        حضرت آیت اللّه لحظه ای تصور کنید که شورای نگهبان خود را قابل انتقاد نداند، قوه قضاییه و ریاست معزز آن هم نقد را با مدارا ننگرد، رییس جمهور، رییس مجلس و رییس خبرگان هم نقد را مساوی با هجمه تلقی کنند. آیا در چنین صورتی موضوعی برای نقد باقی خواهد ماند؟ اگر دیوار نقدپذیری را  چنین مرتفع کنید و دایره آن را چنان تنگ  بخواهید، دیگر چه نام و نشانی از اصل طلایی قانون اساسی پیرامون امر به معروف و نهی از منکر و مقوله  «رفق بالرعیه» باقی خواهد ماند؟

8.        هنرمندی قانونگذار اساسی آن بود که اسلامیت را در ظرف طلایی، بشری و عقلائی جمهوریت نشاند. گرچه، ممکن است بگویید اصالت با مظروف است، اما بی مدد ظرف هیچ ظریف مظروفی پایدار نخواهد ماند. اگر کسی بخواهد این ظرف و مظروف را از هم جدا کند و بر چهره یکی از آنها پنجه اندازد، کانه به پاره کردن تابلوی زیبای جمهوری اسلامی پرداخته است.

 همچنین دیروز آیت الله مدرسی یزدی ,  عضو دیگری از فقهای شورای نگهبان , در یک برنامه تلویزیونی به بیان مواضع خود در این رابطه پرداخت که برخی از بیانات ایشان عبارتست از  :" این ارفاق نظام اسلامی به اقلیت هاست که اجازه داده برای خود نماینده ای داشته باشند / این ارفاقات در هیچ كجای دنیا مشابه ندارد / آن جوامعی كه خود را سكولار می دانند، اجازه می دهند یك مسلمان نماینده شود؟ / وقتی مصالح مسلمین مطرح است چرا باید یک اقلیت وارد شود؟ / آیا در یک اتحادیه یک نانوا می تواند نماینده قصاب ها باشد؟ / اقلیت ها خمس و زکات پرداخت نمی کنند / بعضی از آقایانی كه خودشان را همه چیز می دانند , میخواهند در مقابل این ماجرا مقاومت کنند "

در این باره نیز پرسشهایی مطرح است که به اختصار به بیان آنها میپردازیم .

1.        آیا شهروندان غیر مسلمان و غیر شیعه که بارها وفاداری و عشق خود به میهن و کشورشان را با مشارکت در جنگ و انتخابات  ثابت نموده اند از  دیدگاه فقهای شورای نگهبان نمیتوانند مصالح کشور خود را تشخیص دهند و داشتن حداقل نمایندگان قانونی خود را باید ارفاق نظام بدانند ؟

2.        چگونه ایشان ادعا میکند که این ارفاق تنها به دلیل گشاده دستی نظام جمهوری اسلامی است و در نظامهای سکولار چنین رفتارهای همراه با رافت اسلامی دیده نمیشود در حالی که نمونه هایی مانند  حضور 15 مسلمان در پارلمان انگلیس , حضور بانوی محجبه "ماهینور ازدمیر" در پارلمان اروپا , جضور " صادق خان " مسلمان پاکستانی به عنوان شهردار لندن ,حضور "گلریز قهرمان"  نماینده مسلمان ایرانی تبار در پارلمان نیوزلند  و دهها نمونه دیگر در پیش چشم ایشان و دوستانشان است ؟

3.        آیا ایشان و هم فکرانشان مردم ایران را جامعه ای با اکثریت مسلمان میدانند که تنها باید به مسائل و مشکلات مسلمانی آنان پرداخت و یا جامعه ای با تمامی مختصات یک جامعه ی در حال رشد به همراه نیازهای واقعی و عینی ؟ آیا ایشان باور ندارند که دغدغه امروز شهروندان ایران علاوه بر دین , آزادی و برابری و رفع هرگونه مظاهر تبعیض و تحجر در جامعه است ؟

4.        یک نانوا نمیتواند نماینده قصابها باشد زیرا تخصص و تبحری در حرفه ی قصابی ندارد . اما آیا نمایندگان در جمهوری اسلامی تنها وظیفه و مسئولیتشان شناخت و پرداختن به اسلام و دین است یا مسئولیت اصلی آنها توجه به مشکلات و نیازهای جامعه و یافتن راه حلی برای رفع این مشکلات است ؟ به عبارت دیگر از نظر ایشان در نظام جمهوری اسلامی تمام نمایندگان و مسئولان وظیفه ی حل و فصل مشکلات اعتقادی و ایدئولوژیک مردم را دارند یا وظیفه ی چاره اندیشی برای فقر و بی کاری و معضلات اجتماعی این مملکت ؟ آیا ما در مجلس و شوراهای خود به نمایندگان اسلام نیازمندیم یا نمایندگان مردم ؟ آیا ایشان و هم کیشان راه حل تمامی مشکلات را حضور اسلام شناسان و فقیهان در راس مسئولیتها میدانند ؟

5.        آیا اقلیتهای دینی و مذهبی مانند دیگر شهروندان در ایران مسئولیتهای شهروندی خود از جمله پرداخت مالیات , رفتن به سربازی , شرکت در انتخابات و غیره را انجام نمیدهند و تنها به دلیل نپرداختن خمس و زکات موستوجب محرومیت از داشتن نماینده هستند ؟

6.        آیا " برخی معترضین خود را هم چیز میدانند"  و یا شما و هم فکرانتان در شورای نگهبان که به قول صریح آقای یزدی خود را همه ی نظام میدانید و مخالفت با نظرتان را مخالفت با نظام مقدس و شرع تلقی میکنید ؟

 شاید پرداختن به این پرسشهای و پرسشهایی از این دست  بتواند تا حدودی برخی از وجوه تناقض گویی و بی پایه بودن استدلالها و نظرات کلیت نهادهایی مانند شورای نگهبان را روشن سازد . 

مقاله

روشهای قدرتمداری
  نیما حق پور
فرو پاشی امپراطوری انگستان
  دکتر محمود دلخواسته

شبکه های اجتماعی

بایگانی


Top