آخرین اخبار
سخنگوی وزارت خارجه ایران اقدامات عربستان در منطقه را باعث نا امنی و بی ثباتی دانستموگابه 93 ساله با اعلام اینکه قصد کناره گیری از قدرت ندارد با نظامیان در خصوص آینده زیمبابوه مذاکره کردسفیر ایران در بریتانیا از نهایی شدن پرداخت بدهی 450 میلیون پوندی به ایران برای آزادی نازنین زاغری خبر داددر حالی که دولت از اتمام اسکان موقت زلزله زدگان خبر داده است ، ناظران محلی وضعیت سکونت و زندگی را در این مناطق بسیار ضعیف میذانند

نظام پارلمانی, راه حل موقت برای چشم پوشی از بحران مشروعیت حاکمیت

شاید بتوان گفت نظامهای پارلمانی یا ریاستی هیچ کدام فی نفسه نمیتوانند ضامن سعادت یا شوربختی جامعه ای باشند مگر اینکه اهداف منفعت طلبانه یا خیر خواهانه ی مبلغین یا منتقدین آنها نیز در پس واقعیت این نظامها دیده شود .

مهدی نخل احمدی
A- A A+

چندیست که گفتگو در مورد نظریه ی تغییر نطام , از ریاستی به پارلمانی , موضوع گفتگوی بسیاری در داخل و خارج از ایران شده است .  شاید بتوان گفت نظامهای پارلمانی یا ریاستی هیچ کدام فی نفسه نمیتوانند ضامن سعادت یا شوربختی جامعه ای باشند مگر اینکه اهداف منفعت طلبانه یا خیر خواهانه ی مبلغین یا منتقدین آنها نیز در پس واقعیت این نظامها دیده شود . در  جمهوری اسلامی متاسفانه در رقابت میان منافع ملی و منافع گروههای نشسته در قدرت , همواه  منافع ملی قربانی ناگزیر و بی چون  و چرا بوده است . زیرا که در نظامهایی از این دست همانطور که آیت الله خمینی  هم گفته بود , حفظ نظام اوجب واجبات است ( در این عبارت منظور از نظام , نحوه ی اداره کردن کشور نبوده و غرض ماهیت کلی جمهوری اسلامی بوده است) .  از این رو در جمهوری اسلامی منافع ملی تنها زمانی مشروعیت خواهد داشت که از مسیر منافع حاکمیت  و حفظ  آن گذشته و بتواند ضامن تحکیم  و تثبیت هر چه بیشتر پایه های آن باشد .  با این مقدمه نمیتوان نسبت به غرض اصلی پیشنهاد دهندگان تغییر نظام , که در راس آن رهبر ایران نشسته است ,  با خوش بینی نگاه کرد . همانطور که در مطالب گذشته هم ذکر شد تا زمانی که برخی از ساختارها و نگاهها در راس حکومت ایران در خصوص مشروعیت مردم  در مشارکت و تعیین حق انتخاب به رسمیت شناخته نشود نمیتوان در هیچ تغییری امید اصلاح و بهتر شدن را به انتظار نشست و به عبارتی در هر صورت "در بر همان پاشنه خواهد چرخید "  https://goo.gl/YJDu9c 

رهبر و اصول گرایان به دنبال چه هستند ؟

در سالهای گذشته رهبر ایران و مجموعه ی پیرامون وی  , به کرات با بی مهری و عدم اقبال  جامعه در انتخابات و موضع گیریها  روبرو گشته اند . در یک نگاه منطقی این بی مهری و عدم اقبال دارای ریشه هایی است که با کمی تأمل میتوان به آنها پی برد . نارضایتی جامعه ایران از طبقه ی حاکمه  در طول سالهای پس از پیروزی انقلاب  هر روز بیشتر و گسترده تر شده است  و بی تفاوتی و عدم چاره اندیشی منطقی برای این نارضایتی در هر مرحله طیف جدیدی از حامیان حاکمیت را در صف ناراضیان قرار داد است . این سطح گسترده از نارضایتی دستگاه رهبری را به فکر چاره اندیشی انداخته است . اما شوربختانه باز هم دستگاه رهبری به جای روبرو شدن با واقعیت و آسیب شناسی آنچه تا کنون جمهوری اسلامی را به این سطح از اعتراض اجتماعی رسانده است , به دنبال پاک کردن صورت مساله است . اقتدار حکومت جمهوری اسلامی و در راس آن رهبری نظام , در محدود کردن و به رسمیت نشناختن رای و نظر جامعه و حذف تاثیر گذاری آراء جامعه در تعیین سرنوشتشان بوده است . هر چه مردم بیشتر بتوانند ناظر و حاکم بر سرنوشت خود باشند , اقتدار و مطلقیت دستگاه رهبری بیشتر محدود خواهد شد . از این رو چاره اندیشی آنها به سمت نظامی خواهد بود تا با ابزارهایی که در حال حاظر در دست دارند بیشتر بتوانند اهرمهای کنترل جامعه را به دست گرفته  و در تاثیر جامعه و رای مردم را کمتر کنند . همانطور که قبلا نیز اشاره شد در نظام پارلمانی به دلیل پراکندگی و تنوع در حوزه های رای و کاندیداهای پارلمان , مهندسی و کنترل آراء بسیار آسانتر و با هزینه ی بسیار کمتری از سوی دستگاه رهبری  انجام خواهد شد . در این روش دستگاه رهبر میتواند با هزینه ی بسیار کمتری مهره ها ی مورد نظر خود را به عنوان منتخبین مردم به پارلمان هدایت کرده و به واسطه ی چنین پارلمان دست نشانده ای , بر خودکامگی خود بیافزاید .

اشکال در کجاست ؟

قبلا عنوان شد که اساس نظامهای پارلمانی بر پایه ی وجود احزاب واقعی و قدرتمند در هر جامعه قابل توجیه هستند. احزاب هستند که با مذاق سنجی و به رسمین شناختن  مطالبات مردم   میتوانند مورد د اقبال جامعه قرار گرفته و نمایندگانی را برای پیگیری این مطالبات به پارلمان بفرستند تا به سیاست گذاری در جهت تحقق همان اهداف و مطالبات بپردازند . در خلاء وجود احزاب در کشور , گرووها و نهادهای امنیتی و اقتصادی که هیچ گونه برنامه و استراتژی مشخصی برای نمایندگی مطالبات مردم ندارند تنها با بیان شعارهایی بدون پشتوانه و موقت وارد عمل شده و آراء مردم را به خود جلب میکنند . این گروهها به دلیل عدم داشتن پایگاه اجتماعی , پس از راه یابی به پارلمان , نفع خود را در همراهی با حاکمیت خواهند دید . عملکرد مجلس شورای اسلامی در دوره های گذشته میتواند موید این مطلب باشد . در بسیاری از این دوره ها افراد و یا گروههای ظاهرا مستقل و ناشناخته با بیان برخی شعارهای بدون پشتوانه به مجلس راه یافته اند که به محض پیروزی تمام شعارها و قول های خود به مردم را فراموش کرده و به صف حامیان بی چون و چرای دستگاه رهبری  پیوسته اند . این بی ثباتی در نظر و مواضع نمایندگان و مجلس , همان دغدغه ای است که جامعه ی مدنی را در صورت تغییر نظام به پارلمانی تهدید خواهد کرد . یعنی با چنین مکانیزم  ناکارآمدی , با تغییر نظام به پارلمانی هرگز نخواهیم توانست شاهد تشکیل یک پارلمان مردمی باشیم  که نماینده ی واقعی خواست و نظر مردم باشد .

در صورت تغییر نظام , آیا رهبر پیروز نهایی خواهد بود ؟

در کوتاه مدت شاید بتوان این انتظار را داشت که دستگاه رهبری بتواند با مکانیزمهایی که در دست دارد , مانند شورای نگهبان و بسیج و سپاه و ... , به طور موقت کمی از وابستگی خود به آراء مردم کمتر کرده و یا بهتر بگوییم با هزینه ی پایین در جهت مهندسی آراء به نفع خود حرکت کنند . اما در دراز مدت آنچه تجربه نشان داده است باز هم جامعه مدنی و مردم مسیری برای ابراز مخالفت با مسیر در پیش گرفته شده پیدا خواهند کرد و دوباره هم دستگاه رهبری را در مقابل دو راهی دیگری قرار خواهد داد . این تناقضات و دو راهی ها  تمامی نخواهد داشت و با هر تغییری از سوی حاکمیت شاهد استراتژی و برخورد متقابل از سوی جامعه و مردم خواهیم بود  و البته در هر مرحله  شکاف میان حاکمیت و مردم بسیار عمیق تر خواهد بود .

راه حل چیست ؟

 رهبر ایران شاید بیش از هر شخص دیگری نیک میداند که برگزیدن درمانهای موقت و مقطعی نمیتواند راهگشای شرایط فعلی نظام باشد . آسیب رویگردانی هر چه بیشتر مردم و نخبگان از دستگاه رهبری تنها با شناخت و به رسمیت شناختن  خواست و اراده ی جامعه و تن دادن به مطالبات واقعی مردم امکان پذیر خواهد بود . مردم ایران مطالبات و خواست خود را بارها و بارها و از طرق مختلف به گوش رهبر و مسئولان نظام رسانده اند . دستگاه حاکمیتی در ایران نیازمند یک بازتعریف اساسی در سیاستها و ایدئولوژی خود است . ضروری است تا بعد از سالها مقاوت در مقابل خواست جامعه و استفاده از ابزار خشونت و ارعاب , دستگاه حاکمیتی با شناخت  واقعیت جامعه به سمت تغییر تدریجی در آن جهت  حرکت کند . هر چند این تغییرات میتواند منافع بخشی از حاکمیت را به خطر بیاندازد اما در عوض به حاکمیت این اجازه را میدهد تا بدون آزمون و خطا کردنهای بیهوده و هزینه دار برای خود و جامعه , در مسیری اصلاحی و تضمین شده تر قدم بردارد . 

مقاله

روشهای قدرتمداری
  نیما حق پور
فرو پاشی امپراطوری انگستان
  دکتر محمود دلخواسته

شبکه های اجتماعی

بایگانی


Top