آخرین اخبار
امام جمعه موقت تهران : همه گره‌ها، مشکلات، مسئولین ناخلف و نابسامانی‌ها در مجاری مدیریتی کشوری عکس‌العمل گناهان خود جامعه استمجلس نمایندگان آمریکا ، فروش هواپیما به ایران ، که قرارداد های آن با ایران به امضا رسیده است را ممنوع کردسفیر آمریکا در سازمان ملل، اعلام کرد که وزیر دفاع این کشور در آینده ی نزدیک از اقدامات جدید برای مقابله با اقدامات خصمانه ایران خبر می دهدایران اعلام کرده که علی رقم بیانیه نشست کشورهای اسلامی ، اسرائیل را به رسمیت نمی شناسد

بی‌هویت در سرزمین مادری

در بحبحه انقلاب اسلامی پدرش از افغانستان به ایران مهاجرت می‌کند و چند سال بعد با زنی ایرانی که همسایه‌اش بود، پیوند زناشویی می‌بندند.

12 روز قبل
مرضیه رائفی
A- A A+

مطلب منتشر شده ، بیانگر سیاستهای شبکه بیان نیست و نویسنگان آزادند که نظرات خود را بدون سانسور بیان کنند.

شبکه رسانه ای بیان جهت ایجاد فضای تبادل نظر، از نقطه نظرات انتقادی در خصوص مطالب منتشر شده استقبال میکند.

در بحبحه انقلاب اسلامی پدرش از افغانستان به ایران مهاجرت می‌کند و چند سال بعد با زنی ایرانی که همسایه‌اش بود، پیوند زناشویی می‌بندند. این سرآغاز داستان طولانی زندگی فرهاد است که وقتی آن را می‌شنوی گویی در خیالات و قصه‌ها سیر می‌کنی؛ داستانی از جنس رنج، بی‌هویتی و ستم‌های حکومتی که وجود او را به رسمیت نمی‌شناسد.

فرهاد 27 سال دارد و چهارمین فرزند از هشت فرزند خانواده‌ای است که پدر آن اهل افغانستان و مادرشان ایرانی است. او مانند سه خواهر و چهار برادرش در ایران متولد و بزرگ شده است. فرهاد با اینکه از پدری افغان است، خودش را یک ایرانی به تمام معنا می‌داند. بااین‌حال دولت هنوز به فرهاد تابعیت نداده است و مانند مهاجران خارجی در ایران، کارت شناسایی دارد. هشت سالی می‌شود که پدرش را از دست داده است؛ اما روحیه‌ای قوی دارد و با کمک دو برادر بزرگش خرج و مخارج خانه را تأمین می‌کند. علاقه زیادی به تاریخ ایران دارد و اگر بگویم جزئی‌ترین اتفاقات تاریخی ایران را حفظ است سخنی به‌ گزاف نگفته‌ام. فرهاد در گفت‌وگو با «شبکه بیان» می‌گوید: «من 27 سال است در سرزمین مادری‌ام بی‌هویت هستم و با اینکه سراسر زندگی‌ام با رنجِ بی‌هویتی و محرومیت همراه بوده، ذره‌ای از علاقه‌ام به ایران کاسته نشده است.»

دو برادر و یک خواهر بزرگ‌تر فرهاد تابعیت ایرانی دارند و خود فرهاد و دو خواهر و دو برادر کوچکش همچنان بی شناسنامه و محروم از حقوق شهروندی هستند. اصلاح ماده 976 قانون مدنی ایران در سال 1385 نیز نتوانسته است مشکل بی شناسنامه بودن فرهاد و خواهر و برادرهایش را حل کند. او دراین‌باره می‌گوید: «سال 85 مجلس شورای اسلامی، ماده واحده‌ای را تصویب کرد که بر اساس آن وقتی به 18 سال می‌رسیدم، می‌توانستم شناسنامه ایرانی بگیرم؛ اما به دلیل ثبت نشدن ازدواج پدر و مادرم و مانع‌تراشی اداری وزارت خارجه و اداره کل اتباع خارجی، موفق به دریافت تابعیت ایرانی نشدم و سنم از 18 سال گذشت.»

ایران یکی از کشورهای مهاجرپذیر محسوب می‌شود؛ اما جمهوری اسلامی تقریباً هیچ حقی برای مهاجران قائل نیست. بسیاری از مهاجران ساکن در ایران که از کشورهای افغانستان، پاکستان و عراق هستند، از حقوق انسانی خود از جمله تحصیل، بهداشت، درمان، تأمین اجتماعی، یارانه و رانندگی محروم هستند. شاید دردناک‌تر از هر چیزی، برخوردهای تحقیرآمیز دولت و برخی مردم با مهاجران است که زندگی را برای آن‌ها سخت‌تر می‌کند. دراین‌بین برخی از اتباع افغانستان و عراق که بر اثر جنگ وطن خود را ترک کرده‌اند و به ایران پناهنده شدند و با زنان ایرانی ازدواج کردند و حاصل این ازدواج‌ها چیزی نبوده است جز هزاران کودک بی‌هویت.

رضا شیران خراسانی، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس می‌گوید: «یک میلیون فرزند حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی در ایران وجود دارند که به دلیل نداشتن اسناد سجلی از حقوق خود محروم هستند.» مجلس شورای اسلامی برای حل مشکلات تابعیت فرزندانِ مادر ایرانی تا کنون تلاش‌های زیادی کرده است؛ اما هر بار با مخالفت‌های شورای نگهبان و وزارت اطلاعات روبرو شده است. اردیبهشت سال 1391 بود که مجلس مصوبه‌ای را برای اعطای تابعیت به دورگه‌ها به شورای نگهبان فرستاد ولی این شورا به بهانه بار مالیِ این مصوبه برای دولت، آن را رد کرد.

بسیاری از فرزندان مادر ایرانی که سن 18 سال را رد کرده‌اند از دریافت شناسنامه ناامید شده‌اند؛ چراکه بر اساس ماده واحده مجلس و طبق ماده 976 قانون مدنی، فرزندان مادر ایرانی فقط با رسیدن به 18 سالگی می‌توانند شناسنامه ایرانی بگیرند و در صورتی که سنشان بیشتر از این شود، مشمول تابعیت ایران نخواهند شد. فرهاد هم مانند خیلی‌های دیگر از دریافت تابعیت و شناسنامه ایرانی ناامید شده است؛ اما می‌گوید: «تلاش زیادی برای گرفتن شناسنامه کردم و دو سه سال است که امیدم را از دست داده‌ام ولی باز هم آن‌قدر می‌مانم و حقم را پیگیری می‌کنم تا از پا درآیم.»

قبل از سال 1367 بر اساس تبصره‌ای در قانون ثبت‌احوال، فرزندان حاصل از زنان ایرانی و مردان خارجی می‌توانستند شناسنامه ایرانی بگیرند؛ پس از آن سال، شورای امنیت ملی ایران با مصوبه شوم خود جلوی این قانون را می‌گیرد و مانع اعطای تابعیت به فرزندان مادر ایرانی می‌شود. دو برادر و یک خواهر فرهاد نیز قبل از سال 1367 شناسنامه گرفته‌اند. فرهاد دراین‌باره می‌گوید: «خواهر و برادرهای بزرگ‌ترم شانس آوردند چون اگر کمی دیرتر متولد شده بودند حالا مثل ما بی‌هویت بودند.»

رنج‌های بی‌هویتی برای فرهاد یکی دوتا نیست او با اشکی که در چشم‌هایش حلقه زده است حقوق پایمال شده‌اش را می‌شمارد: «سخت است که در سرزمین مادری‌ام مرا به‌حساب نمی‌آورند. به‌راحتی نمی‌توانم کار پیدا کنم، اگر هم کاری پیدا شود نیاز به پروانه کارگری دارم که باید بابت آن 120 هزار تومان بپردازم. هر شش ماه یک‌بار باید مبلغی هنگفتی برای تمدید کارت شناسایی بدهم. با وجود هزینه‌های که اداره اتباع خارجی از ما دریافت می‌کند، حتی نمی‌توانیم یک سیم‌کارت به اسم خودمان بزنیم. از رانندگی، تحصیل رایگان و یارانه هم بی‌نصیب هستیم. همه این سختی‌ها یک‌طرف اما مهم‌تر از همه فشار روانی این مسئله است. خیلی دردناک است که مادرت ایرانی باشد، در ایران متولد شده باشی و تک‌تک سلول‌های بدنت در ایران رشد کرده باشند ولی پناهنده خارجی حسابت کنند.»

 

اگرچه مسئولان ایرانی کم‌وبیش متوجه بحران بی‌هویتی فرزندان مادر ایرانی شده‌اند و هرازگاهی تلاشی برای حل این مسئله می‌کنند، نباید فراموش کرد که در آینده‌ای نزدیک این افراد پس از ازدواج، نسل دوم بی‌هویت‌ها را شکل خواهند داد. در شهریور 1395 رضا شیران خراسانی، نماینده مردم مشهد و کلات در مجلس طرحی را برای حل مشکل تابعیت دورگه‌ها ارائه داد که با رأی دیگر نمایندگان یک‌فوریت آن در صحن علنی به تصویب رسید تا برای بررسی و تکمیل آن به کمیسیون‌های مربوطه فرستاده شود. بررسی این طرح آن‌قدر به طول انجامید که سرانجام امسال (1396) دولت حسن روحانی اعلام کرد که مسئله تابعیت فرزندان مادر ایرانی را خودش پیگیری می‌کند و نیازی به طرح مجلس نیست. مجلس نیز طرح خود را متوقف کرده است تا دولت با ارائه یک لایحه، این مشکل را حل کند. این لایحه اگرچه در کمیسیون لوایح دولت تصویب شده، در هیئت‌وزیران هنوز به تصویب نرسیده است. از طرفی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در حال سرشماری تعداد فرزندان مادر ایرانی است. این وزارتخانه اعلام کرده است زنان ایرانی که با مردان خارجی ازدواج کرده‌اند می‌توانند کد ملی خود را به سامانه پیامکی 200195 ارسال کنند تا با آن‌ها تماس گرفته شود. بااین‌حال فرهاد و فرهادهای دیگری که تعدادشان هم کم نیست باید برای به دست آوردن هویت خود منتظر لایحه دولت بمانند؛ هرچند که یکی از نمایندگان مجلس اخیراً گفته است «اگر این لایحه تا شش ماه دیگر به مجلس ارسال نشود، طرح قبلی مجلس پیگیری خواهد شد.» انتظار طاقت آدم را طاق می‌کند؛ اما تنها چیزی است که فرزندان مادر ایرانی باید به آن تکیه کنند.

مقاله

نفس به زندان رفتن ارزش نیست
  دکتر محمود دلخواسته
عطر نرگس تمام نمی‌شود
  مرضیه رائفی

شبکه های اجتماعی

بایگانی


Top