آخرین اخبار
آغاز سفر اروپایی وزیر خارجه آمریکا: «ایران محور گفت‌وگوها در لندن و پاریس»نمایندگان مجلس هشتم بهمن از زندان اوین بازدید می‌کنندوزیر خارجه فرانسه برای گفت‌وگو در مورد مسائل منطقه و برجام به ایران می‌رود

آیا آمریکا بطرف جنگ داخلی می رود؟ (بخش اول)

" میت رامنی، یکی از نامزدهای ریاست جمهوری، حزب جمهوریخواه هشدار می دهد که" فابریک و ملاط ملی در حال از هم گسستن است."

26 روز قبل
دکتر محمود دلخواسته
A- A A+

مطلب منتشر شده ، بیانگر سیاستهای شبکه بیان نیست و نویسنگان آزادند که نظرات خود را بدون سانسور بیان کنند.

شبکه رسانه ای بیان جهت ایجاد فضای تبادل نظر، از نقطه نظرات انتقادی در خصوص مطالب منتشر شده استقبال میکند.

" میت رامنی، یکی از نامزدهای ریاست جمهوری، حزب جمهوریخواه هشدار می دهد که" فابریک و ملاط ملی در حال از هم گسستن است." سناتور باب کورکر، ترامپ را متهم کرده است که با بی کفایتی و نژاد پرستی خود، کشور را در"خطر عظیمی" قرار داده است.  عده روز افزونی سوال می کنند که چگونه اینگونه شد و در چه وضعیتی قرار داریم؟ سوال می کنند که آیا آمریکا در حال فروپاشی اجتماعی است یا آنگونه که پل استاروبین، متخصص معروف سیاسی-اقتصادی آمریکا می گوید، آیا آمریکا در حال فروپاشی عصبی است؟"

 

کیث ماینس، از متخصصان امنیت ملی آمریکا که در عرض شانزده سال علل جنگهای داخلی را در سه قاره، از جمله در کشورهاییی مانند کلمبیا، السالوادور، عراق، سومالی و سودان مطالعه کرده است، بعد از بازگشت به آمریکا، سخت در شگفتی فرو رفته است وقتی متوجه شده که تمامی شروطی که به جنگ داخلی منجر می شود، در آمریکا ایجاد شده است. این پنج شرط عبارتند از: 1. سخت قطبی شدن جامعه، بدون وجود محلی که بین طرفین، موافقتی رخ دهد. 2. رسانه های تفرقه انداز و پوشش خبری که به ایجاد تفرقه دامن می زند. 3. نهادهای ضعیف شده سیاسی، بخصوص مجالس ملی و قوه قضائیه، 4. فروختن و رها کردن مسئولیت رهبری از طرف رهبر سیاسی. 5. مشروعیت بخشیدن به خشونت برای پیشبرد گفتمان سیاسی.

ماینس، احتمال جنگ دوم داخلی در آمریکا را 10-15 سال آینده حدودا 60% می داند.  متخصصان دیگر به نیویورکر درصدهای متفاوتی را عرضه کرده اند، که بین 5% و 95% می باشد و حد متوسط این احتمال شده است 35%.  این تخمینها قبل از حادثه شارلوتیویل که تظاهرات نژاد پرستان به خشونت منجر و یکی از مخالفان خود را به قتل رساندند انجام شده است.

در این فاصله، مراجعات به تاریخدانان آمریکایی آمریکایی و نیز هشدارهای آنها روز افزون شده است.  در میان آن، پروفسور دیوید بلایت از دانشگاه ییل در مقاله ای در گاردین هشدار می دهد که اژدهای عظیم و خوابیده جنگ داخلی آمریکا هر لحظه در حال از خواب بیدار شدن است.  می گوید که جمهوری آمریکا، هنوز تجربه ای در حال شدن است و شرایط حاضر ما را وادار می کند تا این سوال را طرح کنیم که آیا دوباره در لبه نوع دیگری از جنگ داخلی قرار گرفته ایم؟  آبراهام لینکلن گفته بود که دشمن خارجی هیچوقت خطری برای ما نیست و خطر واقعی در درون کشور واقع است و این در حالیست که آمریکایی ها بسیار دوست دارند باور کنند که آنها استثنایی در تاریخ هستند و مردمی هستند که تاریخ آنها با تاریخ دوران روشنگری گره خورده است و اینگونه بدترین بخشهای طبیعت انسان، را "فرشته های درونی" روشنگری جذب خواهد کرد و از این طریق کشور حفظ خواهد شد.

انتخاب ترامپ، به عنوان کسی که جهل کاملی نسبت به تاریخ آمریکا دارد، به مسخره گرفتن رسوم سیاسی و قانونی، در آغوش گرفتن نظرات نژادپرستان، استفاده فاحش از ترس و ترساندن، ورشکستگی کامل اخلاقی حزب جمهوری که شهامت به چالش کشیدن او را ندارد، سبب شده است که سیاستمداران و روشنفکران به تاریخ مراجعه کرده و نسبت به وضعیت جدید هشدار دهند.  میت رامنی، یکی از نامزدهای ریاست جمهوری، حزب جمهوریخواه هشدار می دهد که" فابریک و ملاط ملی در حال از هم گسستن است." سناتور باب کورکر، ترامپ را متهم کرده است که با بی کفایتی و نژاد پرستی خود، کشور را در"خطر عظیمی" قرار داده است.  عده روز افزونی سوال می کنند که چگونه اینگونه شد و در چه وضعیتی قرار داریم؟ سوال می کنند که آیا آمریکا در حال فروپاشی اجتماعی است یا آنگونه که پل استاروبین، متخصص معروف سیاسی-اقتصادی آمریکا می گوید، آیا آمریکا در حال فروپاشی عصبی است؟

ژورنال معروف روشنفکران آمریکا، نیشن/Nation  مصاحبه با دیوید آرمیتاژ، نویسنده کتاب:"جنگهای داخلی: تاریخ در نظرات" انجام داده است.  در این کتاب، آرمیناژ از این سخن گفته است که کشورهایی که قبلا در آنها جنگ داخلی رخ داده است، آمادگی بیشتری را برای تکرار آن دارند و اینکه امکان جنگ داخلی زمانی بیشتر می شود که دولت بر علیه خودش تقسیم و وارد جنگ داخلی شده است.

نویسنده به سخن معروف کارل فون کلاویتز، تئوریسین معروف نظامی پروسی در قرن نوزده اشاره  می کند که"جنگ، ادامه سیاست است با ابزاری دیگر" و اینکه میشل فوکو، فیلسوف فرانسوی، سیاست را ادامه جنگ داخلی تعریف می کند و سیاست را روش مدیریت کردن اختلافات اساسی و سازش ناپذیر است، بدون اینکه منجر به خشونت شود و مشاجرات و مخالفتهای سیاسی شدید را به لبه خشونت کشاندن بدون اینکه از آن عبور شود.

بلایت ادامه می دهد که در حال حاضر، در آمریکا و اروپا، این تصور از سیاست شکسته شده است و خشونت زبانی به گفتمان مدنی سیاست یورش آورده است و اینکه ما شاهد خشونتهای شخصی افراد بر ضد یکدیگر در فضای عمومی هستیم و در حال حاضر بگونه ای روز افزون عمل دموکراتیک سیاسی بیشتر شبیه جنگ داخلی شده است و هیچ معلوم نیست که در نتیجه بالا رفتن درجه حرارت برخوردهای سیاسی، از خط قرمز بکار گیری خشونت رد خواهیم شد یا نه و این موجب نگرانی است.

از آنجا که جنگ داخلی آمریکا، هیچوقت به پایان نرسید و ایالات جنوب، هنوز ژنرالهای جنگ داخلی را بزرگ می دارند و بسیاری از مجسمه های آنها در این شهرها قرار دارد، آرمیتاژ می گوید که این نشان می دهد که زخمهای جنگ داخلی آمریکا هنوز التیام نیافته است و خطر سر باز کردن آن وجود دارد.

می گوید که توماس هابس، فیلسوف انگیسی در نتیجه جنگ داخلی انگیس در قرن 17 که در واقع جنگ بر سر این بود که آیا مرکز حاکمیت ملی، پارلمان است یا پادشاه، به این نتیجه رسیده بود که برای جلوگیری از جنگ داخلی حق حاکمیت ملی باید واحد و غیر قابل تقسیم باشد.  در حالیکه انقلاب فرانسه برای جلوگیری از استبداد، حق حاکمیت را در درون سه قوه قضائیه و مجریه و قضائیه قرار داده بود و بر استقلال این سه قوه از یکدیگر تاکید تا مانع باز سازی استبداد شود و اینگونه دموکراسی از خود محافظت کند.   این در حالیست که ترامپ شورشی استقلال سه قوه را نقض و حزب جمهوری بی پرنسیپ و سر بفرمان ترامپ اجازه داده است که این استقلال نقض شود تا جایی که در جریان نوشتن احکام حکومتی، این کارکنان کنگره بودند که این احکام را برای ترامپ نوشتند و آن را پنهان نگاه داشته بودند.  در کنار آن، ماموران مرزی، به احکام قوه قضائیه اعتناء نکرده و آنها را نقض کرده اند و اینگونه قوه قضائیه قادر نشده است که حکومت قانون را به اجرا بگذارد.  اینگونه مکانیزم <بررسی و تعادل> که حافظ دموکراسی می باشد از تعادل خارج شده است.  این در حالیست که ترامپ، در واقع یک هابزی می باشد که خود را مرکز قدرت می داند مقاومتی موثری  در جلوگیری از اقتدار گرایی او مشاهده نشده است.

پل استاروبین در کتاب <دیوانگی بر زمان حکومت می کند> نشان می دهد که چگونه در قبل از شروع جنگ داخلی، جنگ کلمات در سخنرانی ها و روزنامه ها در ایالتهای جنوبی بر علیه ایالات شمالی شروع شده بود که به ایالات شمالی هم سرایت کرد.  دیوید بلایت با اشاره به این که جنگ کلمات در آمریکا بین طرفداران ترامپ و مخالفان در فضای مجازی شروع شده است که گهگاهی به فضای واقعی سرایت می کند، نسبت به این خطر بطور جدی هشدار می دهد و سوال می کند که آیا چاه های بردباری و باور به آزادی بیان آنقدر عمیق هستند که ریزش و اظهار عمیقترین تنفرها و تعصبات و ایدئولوژی های خشمگین را تحمل کنند یا نه؟

می گوید که توضیحات روانشناسانه برای توضیح وضعیت موجود و انتخاب ترامپ کافی نیست چرا که شاهد برخورد باورهای واقعی و متفاوت هستیم. باز سوال می کند که آیا ما بدون فهمیدن و بگونه ای احمقانه در حال خودکشی دموکراسی خود هستیم؟ بعد با رجوع دادن به دیگر متفکران سوال می کنه که آیا ما در موقعیت <جنگ سرد داخلی> قرار داریم یا در شرایط 1859، یعنی سال قبل از شروع جنگ داخلی آمریکا؟  با رجوع به شرایط ده سال قبل از جنگ داخلی آمریکا، سعی می کند که مشابهاتی با وضع حاضر بیابد، از جمله تئوریهای توطئه که در آن زمان در رسانه های جنوب و شمال ساخته می شد و بسیاری باور می کردند و فاکس نیوز و دیگر رسانه های راستهای افراطی در حال حاضر را معادل آنها توصیف کرده است و این در حالیست که روشنفکران دموکرات قادر به فهم کسانی که به ترامپ رای دادند نیستند. و در هر حال، تکرار می کند که تا زمانی که در آمریکا سیاست ساخته شده بروی نژاد وجود دارد، سیاست ساخته شده بر جنگ داخلی نیز وجود خواهد داشت.  لینکلن گفته بود که دشمن واقعی آمریکا در درون آمریکاست.

 

 

مقاله

شبکه های اجتماعی

بایگانی


Top