آخرین اخبار
سخنگوی وزارت خارجه ایران اقدامات عربستان در منطقه را باعث نا امنی و بی ثباتی دانستموگابه 93 ساله با اعلام اینکه قصد کناره گیری از قدرت ندارد با نظامیان در خصوص آینده زیمبابوه مذاکره کردسفیر ایران در بریتانیا از نهایی شدن پرداخت بدهی 450 میلیون پوندی به ایران برای آزادی نازنین زاغری خبر داددر حالی که دولت از اتمام اسکان موقت زلزله زدگان خبر داده است ، ناظران محلی وضعیت سکونت و زندگی را در این مناطق بسیار ضعیف میذانند

از خمینی تا کیم جونگ اونگ و سر بر آوردن غولها

سیاست وقتی بدست گیری و حفظ و توسعه قدرت فهم شود و زمانی که این قدرت از مکانیزمهای دموکراتیک برای کنترل آن و پاسخ دهی رهاست، ماهیت استبدادی بخود می گیرد.

دکتر محمود دلخواسته
A- A A+

سیاست وقتی بدست گیری و حفظ و توسعه قدرت فهم شود و زمانی که این قدرت از مکانیزمهای دموکراتیک برای کنترل آن و پاسخ دهی رهاست، ماهیت استبدادی بخود می گیرد.  از جمله عوارض  قدرت در شکل استبدادی آن کوته بین شدن و اینگونه فاقد دید استراتژیک عمیق شدن مستبد است که در نتیجه آن عدم توانایی به یپش بینی، حتی حداقلی، اثرات بلند مدت تصمیمهایی می باشد که در رابطه با نیازهای کوتاه مدت گرفته شده است.

نمونه های مهم و معاصر آن را در تصمیم آقای خمینی در حمایت از حمله به سفارت آمریکا و گروگانگیری و بعد ساخت و پاخت پنهان با دستگاه ریگان برای شکست کارتر را می شود دید.  از آنجا که آقای خمینی، مانند بسیاری دیگر از مستبدان، به سیاست بیشتر از منظر شخصی می نگریست، با شخص جیمی کارتر رابطه خصمانه ای بر قرار کرده بود و اینگونه بود که برای برکنار کردن او از ریاست جمهوری، وارد معامله پنهان با دستگاه ریگان بر سر گروگانهای آمریکایی شد و اینگونه آزادی آنها را آنقدر به تاخیر انداخت تا شکست جیمی کارتر و پیروزی رونالد ریگان را تضمین کند و مجبور به امضای قرارداد و تسلیم نامه الجزایر شد.  در این رابطه هیچ به هشدارهای پی در پی بنی صدر که با این روش، روحیه جامعه آمریکایی که بعد از شکست ویتنام، به انزوا روی آورده بود و با مداخلات نظامی در کشورهای دیگر مخالف، را به روحیه تهاجمی تبدیل نکند و بقول یاسر عرفات، غولی را که به خواب رفته است را بیدار نکند، وقعی نگذاشت.  در نتیجه سیاست جدید تهاجمی آمریکا، منجر به حملات نظامی به کشورهایی از جمله گرانادا، لیبی، پاناما و افزایش عظیم بودجه نظامی آمریکا شد و حتی پروژه جنگ ستارگان، تحمیل سرمایه داری وحشی در شکل نئو لیبرالیسم به جهان را بخود دید و در ادامه، با حمایت از صدام حسین و زدن ناوهای نظامی و هواپیمای مسافر بری ایران بر فراز خلیج فارس، ایشان را مجبور به سر کشیدن جام زهر کنند.

نمونه دیگر آن را در عمل سیاسی کیم جونگ اونگ، دیکتاتور کره شمالی می بینیم که برای اینکه نشان دهد که تهدیدهای دونالد ترامپ بر او اثری ندارد و در راستای مکانیسم کنش- واکنش، دو موشک خود را بر فراز ژاپن فرستاد و این کشور را به علت حمایتش از ترامپ تهدید کرد که دو جزیره آن را در دریا غرق کند.  چنین عملی برای نخست وزیر دست راستی ناسیونالیست ژاپن که کوشش در تغییر ماده نه قانون اساسی ژاپن:

"به‏ منظور تحقق‏ صلح‏ بين‏ المللي‏ بر اساس‏ عدالت‏ و نظم‏، مردم‏ ژاپن‏ براي‏ هميشه‏ جنگ‏ را به‏ عنوان‏ وسيله‏ اي‏ براي‏ اعمال‏ حاكميت‏ يك‏ كشور و نيز تهديد يا استفاده‏ از زور را به‏ عنوان‏ وسيله‏ حل‏ و فصل‏ اختلافات‏ بين‏ المللي‏ مردود مي‏ شمارند. براي‏ رسيدن‏ به‏ هدف‏ فوق‏، نيروهاي‏ زميني‏، دريايي‏، هوايي‏ و نيز ساير امكانات‏ بالقوه‏ جنگي‏ هرگز نگهداري‏ نخواهند شد. حق‏ “نگهداشتن‏ كشور در حالت‏ جنگ‏” به‏ رسميت‏ شناخته‏ نخواهد شد."

داشت نقش مائده آسمانی را بازی کرد و بسرعت کشور را به انجام انتخابات فوری خواند و با مواضع سخت در مقابل کره شمالی گرفتن، روحیه ناسیونالیستی جریحه دار شده ژاپنی ها را به نفع خود بکار گرفت و اینگونه بود که با وجودی که تا قبل از پرتاب موشکها، محبوبیت او به زیر سی درصد رسیده بود، هم انتخابات را با بدست گرفتن بیش از دو سوم مجلس ببرد و هم برای کوشش خود در تغییر اصل 9 پیش زمینه روانی و سیاسی آن را آماده کند.  اینگونه است که نیروی نظامی ژاپن از دو کنترل سیاسی (که در قانون اساسی گنجانده شده است.) و نیز کنترل اقتصادی که بنا بر آن از جنگ جهانی دوم ببعد، دولت نمی توانست بیش از یک درصد از تولید ناخالص ملی خود را خرج هزینه نظامی خود کند، در حال خارج شدن است و این در حالیست که افکار عمومی ژاپن که تا همین چند ماه پیش با هر گونه مداخله نظامی ژاپن مخالف بود، در راستای غرور و منافع ملی ژاپن، به بطور روز افزون موافق چنین سیاستهایی بشود و اینگونه، غول ژاپن که بعد از شکست در جنگ جهانی دوم به خواب رفته بود را بیدار کند و وضعیتی ایجاد شود که در نتیجه افول آمریکا به عنوان ابر قدرت و صعود چین به عنوان ابر قدرت که با رشد گسترده روحیه ناسیونتالیستی همراه شده است، آینده را زائوی تنشهای بسیار جدی در منطقه و ورای آن بکند.

البته شاهد نمونه های بسیار کوچکتر اثرات منفی شخصیتهای اقتدار گرا و در نتیجه ذهنیت کوته بین را در کردستان عراق و کاتالان در اسپانیا نیز می باشیم که در کردستان، مسعود بارزانی، در پی ایجاد سلسله بارزانی ها، ناتوان از دیدن واقعیتها در ورای بینی خود قرار گرفته و معادلات سیاسی موجود ناتوان و اینگونه خیال و رویا را جانشین واقعیت کرد و کردستان را در گرداب رفراندمی فرو برد که در اثر آن نه تنها بیشتر آنچه را که کردستان عراق بعد از شکست صدام بدست آورده بود از دست داد، بلکه امکان هم به دولت عراق امکان گسترش بیسابقه قدرت خود را داد و بر نفوذ ترکیه و ایران نیز افزود.

در کاتالان نیز رهبر آن، کارلز پودمونت، با استفاده از ضعف رهبری حکومت مرکزی اسپانیا و احساسات ناسیونالیستی بخشی مردم کاتالان، دست به رفراندمی غیر قانونی زد.  رفراندمی که بر این خیال بنا شده بود که اتحادیه اروپا از تجزیه اسپانیا حمایت خواهد کرد زد و اینگونه اسپانیا و اتحادیه اروپا را دچار بحرانی غیر ضروری کرد و از اولین آثار آن رکود بیسابقه توریستها که بخش مهمی از اقتصاد کاتالان را تشکیل می دهند و نیز شدت گرفتن خروج شرکتها و مراکز بانکی از کاتالان می باشد.  البته، وقتی اتحادیه اروپا اعلام کرد که مسئله رفراندم، مسئله ای داخلی برای اسپانیا می باشد و در آن دخالتی نخواهد کرد و هم اینکه در صورت جدایی، کاتالان از اتحادیه اروپا خارج خواهد شد، معلوم شد که ایشان هم مانند آقای مسعود بارزانی، خیال و رویا را جانشین واقعیت کرده بود و اینگونه بحرانی را ایجاد کرده است که نتیجه آن هر چه باشد، احتمال ظهور کشوری به نام کاتالان بعید خواهد بود.  اصولا یکی از مشکلات جدی جریانهای ناسیونالیستی و قوم- ناسیونالیستی این است که رهبران آن به مردم خود وعده فردایی را می دهند که در کشوره جوبهای شیر و عسل جاری خواهد بود.  وعده هایی که هیچ ریشه در واقعیت ندارد.

 نتیجه اینکه، بنظر می رسد که برای جلوگیری از تصمیمات سیاسی اقتدار گرایان با نتایج فاجعه بار آن، موثرترین روش، ایجاد ساختارها و نهادهای دموکراتیک می باشد.  ولی البته این نیز کافی نیست، چرا که بدون حضور و گسترش فرهنگ آزادی و دموکراتیک و انسانهای آزاده، ساختارها و نهادهای دموکراتیک، رفته رفته از درون پوسیده می شوند و همانگونه که در آمریکا می بیینم، شخصیتی سخت اقتدار گرا در انتخاباتی دموکراتیک به عنوان رئیس جمهور انتخاب می شود.  رئیس جمهوری که علنا با اعلام جنگ بر ضد رسانه ها و قوه قضائیه و حمایت از جریانهای نژاد پرست و راست افراطی، به دموکراسی اعلام جنگ داده است.

مقاله

روشهای قدرتمداری
  نیما حق پور
فرو پاشی امپراطوری انگستان
  دکتر محمود دلخواسته

شبکه های اجتماعی

بایگانی


Top