آخرین اخبار
آمارهای رسمی حکایت از کشته شدن 444 نفر در زلزله هفته گذشته کرمانشاه داردسعد حریری نخست وزیر لبنلن که هفته پیش در پی سفر به عربستان ،استعفا داده بود، در بازگشت به لبنان با درخواست تعلیق استعفایش موافقت کردوزارت خارجه ایران در پی اعلام پایان داعش ، از نیروهای سپاه قدس و حزب الله لبنان وهمچنین حمایت های روسیه تقدیر کردحسن روحانی در بندر سوچی با روسای جمهور ترکیه و روسیه دیدار کردگزارشها از مناطق زلزله زده حکایت از بحران سرمازدگی در این مناطق دارد

توسعه حکومت‌محور در ایران

از آنجا که هویت توتالیتاریست‌ها در گرو محدود ساختن جامعه و سوق دادن آن به کانال‌های ایدئولوژیک خود است، لذا اعتقادی به توسعه سیاسی و فرهنگی ندارند.

17 روز قبل
مجتبی احمدی
A- A A+

مطلب منتشر شده ، بیانگر سیاستهای شبکه بیان نیست و نویسنگان آزادند که نظرات خود را بدون سانسور بیان کنند.

شبکه رسانه ای بیان جهت ایجاد فضای تبادل نظر، از نقطه نظرات انتقادی در خصوص مطالب منتشر شده استقبال میکند.

توسعه فرایندی پویا بین دولت و جامعه مدنی است که کشور را از یک شرایط معلوم به شرایطی بهتر سوق می‌دهد. توسعه را نباید به بخش‌های مختلف تقسیم کرد؛ توسعه یک کلمه واحد است که اقتصاد، سیاست، فرهنگ، اجتماع و علم را در بر می‌گیرد. تحقق این کلمۀ واحد در گرو جامعه‌ای پویا است که قدرتی تقریباً هم‌سطح با حکومت داشته باشد؛ بنابراین می‌توان گفت نخستین مرحله فرایند توسعه، توسعه سیاسی و فرهنگی است. چراکه بدون توسعه سیاسی و فرهنگی، جامعه پویا و قدرتمندی که بتواند با اهرم‌های خود حکومت را تحت‌فشار بگذارد، وجود نخواهد داشت.

امروزه تقریباً همه کشورهای توتالیتر و دیکتاتوری از توسعه محروم هستند. این کشورها با انسداد راه‌های توسعه سیاسی و فرهنگی، به‌طور ناخودآگاه دستیابی به توسعه را ناممکن می‌کنند. ازآنجاکه هویت توتالیتاریست‌ها در گرو محدود ساختن جامعه و سوق دادن آن به کانال‌های ایدئولوژیک خود است، لذا اعتقادی به توسعه سیاسی و فرهنگی ندارند. از این روست که چنین حکومت‌هایی دست به طراحی برنامه‌های متمرکز توسعه می‌زنند و تلاش می‌کنند با چنین برنامه‌های مکانیکی و یک‌جانبه، کشورشان را به سمت توسعه هدایت کنند؛ اما چون این برنامه‌های متمرکز، حکومت‌محور هستند و نقش جامعه در آن نادیده گرفته شده است، راه به‌جایی نمی‌برد و در نهایت با اتلاف منابع و شکست مواجه می‌شود. مخترع برنامه‌های متمرکز توسعه سوسیالیست‌ها بودند که در اجرای آن بارها با شکست‌های مفتضحانه روبرو شدند؛ چراکه در این برنامه‌ها نه‌تنها نیازها و خواسته‌های جامعه نادیده گرفته شده بود، بلکه پویایی لازم برای تطبیق با زمان خود را نداشتند.

جمهوری اسلامی نیز به تقلید از کشورهای سوسیالیست تاکنون پنج برنامه توسعه پیاده کرده است. این پنج برنامه به قیمت استخراج 35 میلیارد بشکه نفت و غارت هزاران معادن در طول چهل سال حیات این حکومت بوده است. مجموع درآمدهای نفتی در دولت‌های محمود احمدی‌نژاد نیز حدود 700 میلیارد دلار برآورد می‌شود؛ اما به باور بسیاری روشنفکران و اقتصاددانان، در این دوره ایران حتی یک گام هم به توسعه موردنظر حکومت نزدیک نشد. شوربختانه تر اینکه در این دوره تورم به نزدیک 40 درصد رسید و رشد اقتصادی نیز منفی شد. یکی از مهم‌ترین اهداف توسعه رفع فقر است؛ اما دقیقاً در دورانی که ایران بیشترین درآمد نفتی را داشت، بسیاری از شهروندان به زیر خط فقر رفتند و در پی این بی‌ثباتی اقتصادی، بسیاری از مناسبات و ساختارهای اجتماعی نیز دستخوش تغییرات منفی شد. مسئله دردناک این است که جمهوری اسلامی همچنان به برنامه‌های توسعه خود اعتقاد دارد و هم‌اکنون در حال اجرای ششمینِ آن است.

حکومت‌های خودکامه اعتقادی به روش‌های دیالکتیکی در پیشبرد راهبردهای توسعه ندارند. بر این اساس نقش جامعه و نخبگان بخش خصوصی در طراحی و اجرای این راهبردها هیچ‌گاه جدی گرفته نمی‌شود. سران چنین حکومت‌هایی با نگاه پدرسالارانه که عمیقاً باور دارند خیر و مصلحت جامعه را فقط خودشان تشخیص می‌دهند، تعامل و ارتباط با جامعه مدنی را یک خطر برای اقتدارشان می‌پندارد؛ غافل از اینکه صرفاً وحدت جامعه و یک ارتباط اطمینان‌بخش میان دولت و جامعه است که می‌تواند پشتوانه توسعه کشور باشد.

یک کشور چگونه می‌تواند توسعه پیدا کند درحالی‌که حکومت آن راه‌های توسعه سیاسی و فرهنگی را بسته است. شاید انتظار باز شدن فضای سیاسی از حکومتی که چهار رئیس‌جمهور و دو نخست‌وزیر قبلی خود را به شیوه‌های مختلف مجازات کرده است، کمی نابخردانه باشد؛ اما نقد جامعه‌ای که در چهل سال گذشته خود را به آگاهی و شعور سیاسی در جهت فشار واردکردن به حکومت مجهز نکرده است، کاملاً بجا و به‌حق است. توتالیتاریست‌ها هیچ‌گاه به مردم زیر سلطه خود نمی‌گویند «بفرمائید شما هم در امر توسعه مشارکت کنید تا کشور بهتری برای همه داشته باشیم.» آن‌ها مردم را حقیر و نادان می‌پندارند که باید با دستگاه عریض و طویل دیوانسالاری خود کنترل شوند. بنابراین تشکیل یک جامعه مدنی قوی که بتواند از حکومت زهر چشم بگیرد، امری بسیار واجب برای آغاز فرایند توسعه است. قطعاً این جامعه مدنی قدرتمند یا حکومت را مجبور به اصلاح واقعی و تغییر ساختارهای سیاسی و اقتصادی می‌کند یا حکومت مردمی را جایگزین آن می‌کند که هر دو نیز آغاز یک تحول است.

مقاله

فرهنگ آزادی را در یابیم
  دکتر محمود دلخواسته
روشهای قدرتمداری
  نیما حق پور
فرو پاشی امپراطوری انگستان
  دکتر محمود دلخواسته

شبکه های اجتماعی

بایگانی


Top