آخرین اخبار
آمارهای رسمی حکایت از کشته شدن 444 نفر در زلزله هفته گذشته کرمانشاه داردسعد حریری نخست وزیر لبنلن که هفته پیش در پی سفر به عربستان ،استعفا داده بود، در بازگشت به لبنان با درخواست تعلیق استعفایش موافقت کردوزارت خارجه ایران در پی اعلام پایان داعش ، از نیروهای سپاه قدس و حزب الله لبنان وهمچنین حمایت های روسیه تقدیر کردحسن روحانی در بندر سوچی با روسای جمهور ترکیه و روسیه دیدار کردگزارشها از مناطق زلزله زده حکایت از بحران سرمازدگی در این مناطق دارد

زنان سرپرست خانوار در اسارت فرهنگ بیمار

با اینکه یک‌تنه همه مسئولیت خانه و خانواده‌اش را بر عهده دارد، اما جامعه به‌جای تحسین با چشم بدی به او نگاه می‌کند.

9 روز قبل
مرضیه رائفی
A- A A+

با اینکه یک‌تنه همه مسئولیت خانه و خانواده‌اش را بر عهده دارد، اما جامعه به‌جای تحسین با چشم بدی به او نگاه می‌کند. همسرش دو سال پیش در تصادف فوت کرده و حالا باید فرزندانش را با درآمد اندکی که از کار در یک پیتزا فروشی به دست می‌آورد، بزرگ کند. فرناز و دو فرزندش در آپارتمانی اجاره‌ای زندگی می‌کند که اهالی آن چندین بار به او انگ داشتن روابط نامشروع زده‌اند. فرناز 32 ساله در گفت‌وگو با «شبکه رسانه‌ای بیان» با بغض سنگینی که در گلو دارد، می‌گوید: «پس از فوت شوهرم هر کاری از دستم برمی‌آید برای فرزندانم انجام می‌دهم تا زندگی آبرومندانه‌ای داشته باشم. حتی تا همین یک ماه پیش دو شیفت کار می‌کردم تا بتوانم هزینه مدرسه بچه‌ها، اجاره خانه و دیگر مخارج را تأمین کنم؛ اما این مردم طوری درباره یک زن بیوه یا مطلقه قضاوت می‌کنند که انگار او گناه‌کارترین موجود روی زمین است.»

داستان تلخ زنان مطلقه و بیوه که سرپرستی خانواده‌شان را بر عهده می‌گیرند شاید کهنه باشد ولی ابعاد سیاه آن به‌قدری گسترش یافته که به یکی از بحران‌های اجتماعی و فرهنگی جامعه ایران تبدیل شده است. جامعه ایران در مجموع دیدگاه مثبتی به این قشر ندارد و برخی مردان نیز مانند یک طعمه جنسی به آن‌ها نگاه می‌کنند.

زنان سرپرست خانوار که به گفته معصومه ابتکار، مشاور امور زنان و خانواده ریاست جمهوری اکنون تعدادشان به سه میلیون نفر می‌رسد، به دلیل اوضاع شکننده اقتصادی ایران در تنگنای مالی قرار دارند. دستمزدی اندکی که این افراد به‌عنوان یک زن دریافت می‌کنند کفاف هزینه‌های خانواده‌شان را نمی‌دهد و همین باعث شده است تا برخی از آن‌ها در معرض آسیب‌های اجتماعی قرار گیرند.

زندگی فرناز در میان صدها هزار زن سرپرست خانوار ایرانی «مشتی نشانه خروار» است؛ او پرده از داستانی بر می‌دارد که شنیدنش به تن هر انسانی لرزه می‌اندازد: «چند ماه پس از درگذشت شوهرم، به توصیه یکی از آشنایان به کمیته امداد امام خمینی مراجعه کردم تا مرا تحت پوشش قرار دهند. یکی از مسئولان کمیته امداد که شخص موجهی هم به نظر می‌رسید نگاه‌های زننده‌ای به من می‌انداخت و سعی می‌کرد با من گرم و صمیمی رفتار کند. حتی برخورد جدی من باعث نشد دست از کارش بردارد. پس‌ازاین که روند اداری را طی کردم و از ساختمان خارج شدم این شخص از دفترش بیرون آمد و مرا تعقیب کرد و با بی‌شرمی گفت شماره همراهت را بده تا با هم در ارتباط باشیم چون این‌طوری خدمات بهتری می‌تونم بهت ارائه بدم.»

این زن جوان که صحنه آن روز را به یاد آورده و صورتش از اشک خیس شده ادامه می‌دهد: «از برخورد کارمند کمیته امداد بهت‌زده شدم و نمی‌دانستم دیگر باید به چه کسی اعتماد و تکیه کنم. اگر مجید زنده بود هیچ‌وقت نمی‌گذاشت من چنین روزهایی را ببینم؛ اما او حالا نیست و من ماندم و دو فرزندی که سرنوشتشان معلوم نیست. این درست نیست که کارمند یک سازمان برای مستمری 40 هزارتومانی چنین برخورد بدی با من داشته باشد.»

ناامنی اقتصادی صرفاً به فرناز و فرزندان او محدود نمی‌شود؛ به گفته آذر اسماعیلی، مدیرکل امور حمایت‌های اجتماعی کمیته امداد ایران «هم‌اکنون 70 درصد زنان سرپرست خانوار تحت پوشش این نهاد هستند.» این آمار بالا از تحت پوشش بودن زنان سرپرست خانوار نشان‌دهنده شرایط سخت مالی این افراد است. علاوه بر ناامنی اقتصادی، زنان سرپرستان خانوار ایرانی ناامنی اجتماعی و روحی را هم تجربه می‌کنند و با آفت بزرگ فرهنگی که بر اساس آن «هرزه» و «زن خراب» خوانده می‌شوند، روبرو هستند.

فرناز هم به گفته خودش بارها این انگ سنگین را از سوی همسایه‌ها و آشنایانش شنیده است. او دراین‌باره می‌گوید: «بارها تهمت‌های زشت و زننده برخی افراد را که ذهن آلوده‌ای دارند شنیده‌ام ولی برای آرامش بچه‌هایم از کنار آن گذشته‌ام. یکی از مردهای همسایه که تلاش می‌کرد با من رابطه برقرار کند و در آخر هم ناامید شد، به همه اهالی محله به‌دروغ گفته بود این زنیکه با چندتا مرد رابطه داره. آزاری که از تفکر و دیدگاه جامعه می‌بینم خیلی بیشتر از فشارهای مالی و روحی ناشی از نبود همسرم است.»

روایت دردناک زندگی فرناز، مشابه فراوانی در ایران دارد. سرپرستانی که خود بی‌سرپرست هستند در فرهنگ بیمار جامعه ایرانی اسیر شده‌اند و شدت ضربات پتک اقتصاد بی‌ثبات کشور نیز هرروز بر سرشان بیشتر می‌شود. آمارها گویای این هستند که میزان فوت مردان سرپرست خانوار بر اثر حوادث و... و همچنین طلاق در ایران روز به روز بیشتر و به تعداد زنان سرپرست افزوده می‌شود. انوشیروان محسنی بندپی، رئیس سازمان بهزیستی ایران دراین‌باره گفته است: «از تعداد ١٢ درصد زنان سرپرست خانوار، 7.2 درصد شوهرشان فوت ‌شده و 2.2 درصد نیز طلاق گرفته‌اند. ما روز به روز شاهد افزایش زنان سرپرست خانوار هستیم.»

 این مقام ایرانی اعلام کرده است: «از کل طلاق‌ها در کشور، ٤٧ درصد در پنج سال اول زندگی رخ می‌دهد یعنی ما با زنان جوان مطلقه و سرپرست خانوار مواجه می‌شویم.» جوان بودن عده زیادی از زنان سرپرست خانوار سبب شده است تا برخی افراد که در ساختار معیوب فرهنگی و اجتماعی ایران به لحاظ روحی و جنسی سرکوب شده‌اند، به فضای ناامن موجود برای زنان سرپرست خانوار دامن بزنند. به نظر می‌رسد این قشر جامعه بیش از هر چیز نیاز به حمایت‌های روحی و اجتماعی دارد و در اولویت بعدی باید یک مکانیسم اقتصادی از سوی نهادهای حمایتی برای زنان سرپرست خانوار طراحی و اجرا شود تا بتوانند به زندگی شرافتمندانه خود ادامه دهند.

مقاله

فرهنگ آزادی را در یابیم
  دکتر محمود دلخواسته
روشهای قدرتمداری
  نیما حق پور
فرو پاشی امپراطوری انگستان
  دکتر محمود دلخواسته

شبکه های اجتماعی

بایگانی


Top