آخرین اخبار
آغاز سفر اروپایی وزیر خارجه آمریکا: «ایران محور گفت‌وگوها در لندن و پاریس»نمایندگان مجلس هشتم بهمن از زندان اوین بازدید می‌کنندوزیر خارجه فرانسه برای گفت‌وگو در مورد مسائل منطقه و برجام به ایران می‌رود

فاجعه آبی در ایران اجتناب‌ناپذیر است

آب‌های استراتژیک که در هیچ کشوری از آن استفاده نمی‌شود و به‌اصطلاح برای روز مبادا نگهداری می‌کنند، در ایران به پائین‌ترین سطح خود رسیده و 80 درصد از کل آن به یغما رفته است.

3 ماه قبل
مجتبی احمدی
A- A A+

مطلب منتشر شده ، بیانگر سیاستهای شبکه بیان نیست و نویسنگان آزادند که نظرات خود را بدون سانسور بیان کنند.

شبکه رسانه ای بیان جهت ایجاد فضای تبادل نظر، از نقطه نظرات انتقادی در خصوص مطالب منتشر شده استقبال میکند.

همه ما کم‌وبیش درباره کاهش ذخایر منابع آبی در ایران شنیده‌ایم و هشدارهای زیادی از تلویزیون، رادیو و سایر رسانه‌ها دریافت کرده‌ایم؛ اما حکومت هیچ‌گاه اعلام نکرده چه نقشی در این بحران داشته است. حکومت هیچ‌گاه اذعان نکرده است که می‌توانست با سیاست‌های معقولانه از جنگ آب پیشگیری کند و هرگز هم نخواهد گفت که طی چهل سال گذشته می‌توانست کشاورزی ایران را از سنتی به مکانیزه تبدیل کند تا مردم با این شرایط ترسناک روبرو نشوند. بخش شرب نیز منابع باقی‌مانده آب را با خطر مواجه کرده و با توسعه شهرنشینی این خطر بیشتر هم خواهد شد. مدارس و نهادهای آموزشی حکومت در این سال‌ها نتوانسته است آموزش‌هایی مبتنی بر شرایط ارائه دهند و کودکان و نوجوانانی را تربیت کنند که در برخورد با منابع انرژی مسئولیت‌پذیر باشند. کودکان اوایل انقلاب که در سیستم آموزشی معیوب و ایدئولوژیک این نظام درس خواندند همان زنان و مردان میان‌سالی هستند که امروزه به‌جای الگو بودن برای فرزندانشان، ساعت‌ها زیر دوش حمام می‌ایستند و خودروی‌شان را با آب شیرین خانه برق می‌اندازند. کشاورزان ایرانی هم همچنان با الگوهای قدیمی کار می‌کنند و اقتصاد ورشکسته کشور توانایی خرید ماشین‌آلات جدید را از آن‌ها گرفته است. صنایع نیز آب شیرین را مانند اژدها سر می‌کشند و رحمی به پشت سدهای خشکیده ندارند. ریشه این ناملایمات و دشمنی با منابع، عمدتاً در خشت کجی است که حکومت سال‌ها پیش گذاشت.

بلای کشاورزی سنتی

 علاوه بر سوء مدیریت، باندبازی و نبود دانش در تخصیص بهینه منابع آبی در ایران، کشاورزی سنتی نیز در حال واردکردن خسارت‌های گسترده‌ای به آب‌های روسطحی و زیرسطحی کشور است. روش‌های کاشت، داشت و برداشت در ایران که الگویی از قرن‌ها پیش است، خاک‌های غنی و باارزش را دچار فرسایش کرده و سال‌به‌سال متوسط برداشت کل محصولات کاهش می‌یابند. این در حالی است که جمعیت ایران از مرز 80 میلیون فراتر رفته و روزبه‌روز نیاز به مواد غذایی در این کشورِ درحال‌توسعه بیشتر می‌شود. شرایط کنونی نشان می‌دهد اگر الگوهای کهنه در فعالیت‌های کشاورزی ادامه یابند، نه‌تنها باقی‌مانده منابع استراتژیک آبی تمام خواهند شد، بلکه سه میلیون و 800 هزارنفری که در بخش کشاورزی مشغول هستند، به جمعیت بیکاران کشور اضافه می‌شوند.

الگوهای قدیمی کشت و نبود آموزش

اطلاعات مرکز آمار نشان می‌دهد کل اراضی قابل‌استفاده در ایران 16 هزار 687 هکتار است که بالغ‌بر 75 درصد آن زیر کشت سالانه قرار دارد. ده‌ها هزار بهره‌بردار و کشاورزی که در این زمین‌های حاصل خیز فعال هستند، از آموزش تخصصی یا آموزش‌های نوین که باعث بهره‌وری منابع و افزایش برداشت شود، محروم هستند. جمعیت قابل‌توجهی از کشاورزان به دلیل ناآگاهی از شرایط آبی ایران، همچنان کشت غرقابی انجام می‌دهند. ادامه این روند در حالی است که کشاورزی ایران، وزارتخانه‌ای برای این بخش دارد و انتظار می‌رود بخش کشاورزی این کشور عملکرد سازمان‌یافته و کم نقص تری داشته باشد. برای مثال در چهار دهه گذشته می‌شد کشاورزان را با روش کشت متراکم آشنا کرد؛ کشت متراکم نقطه مقابل کشت غرقابی است که سبب کاهش مصرف آب و افزایش چشم‌گیر محصول می‌شود. این روش در بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته ازجمله آمریکا به کار گرفته می‌شود و بخش کشاورزی این کشور را به اوج رسانده است. شانه خالی کردن وزارت جهاد کشاورزی ایران از مسئولیت‌های خود در حالی است که پیشگیری از هدر رفت منابع و بالا بردن سطح تولیدات کشاورزی با آگاهی‌رسانی و آموزش‌های نوین به کشاورزان قابل‌دسترس است؛ اما تجربه ثابت کرده است که این وزارتخانه مسئولیت‌هایی چون واردات میوه‌های استوایی و پرداخت مطالبات گندم کاران را اولویت مهم‌تری می‌داند.

سوء مدیریت حکومت در تخصیص منابع آب

کشاورزی در شرق اصفهان نمونه جالبی برای نشان دادن هدر رفت منابع و سوء مدیریت‌های جمهوری اسلامی در تخصیص بهینه منابع آبی است. ماه‌هاست که زاینده‌رود رنگ آب را به خود ندیده و باتلاق گاوخونی که در پائین‌دست رودخانه قرار دارد، خشک‌تر از همیشه است. کشاورزان و باغ داران شرق اصفهان که از قدیمی‌ترین‌های کشاورزهای ایران هستند، سال‌هاست از حقابه خود محروم‌اند درحالی‌که بر اساس طومار شیخ بهایی می‌بایست سهم آبه و حقابه آن‌ها به‌موقع و بدون کم و کاستی تحویل داده شود. دولت اما تأمین آب صنایع را در اولویت قرار داده است و برخلاف قانون، سالانه بیش از 60 میلیون مترمکعب از آب زاینده‌رود را به کارخانه زیان ده فولاد مبارکه اصفهان می‌دهد. علاوه بر این درحالی‌که باغ‌ها و زمین‌های کشاورزی بالادست و پائین‌دست زاینده‌رود خشکیده، بیش از یک دهه است که آب این حوزه از طریق شاه‌لوله‌ها به استان یزد منتقل می‌شود. کشاورزان اصفهانی بارها به این لوله‌ها حمله کرده‌اند و برای دفاع از حقابه خود آن‌ها را شکسته‌اند. نیروی امنیتی نیز پاسخ این کشاورزان معترض را با سرکوب داده‌اند. سال گذشته نیز کشاورزان ورزنه‌ای با تراکتورهای خود در جاده منتهی به اصفهان تحصن کردند و خواهان سهم خود از آب زاینده‌رود شدند. اعتراض‌های چند سال اخیر کشاورزان اصفهانی را می‌توان نماد عجز حکومت در مدیریت تخصیص منابع آبی دانست. نه‌فقط کاهش آب‌های زیرسطحی حکومت را در مدیریت تخصیص سردرگم کرده است، بلکه استانداران و مدیران میانی در استان‌ها با تشکیل باندهای آب، مانع مدیریت یکپارچه منابع آبی در جهت حل بحران می‌شوند.

به تعویق انداختن فاجعه

بی‌هیچ شک و شبهه‌ای ایران با فاجعه آبی روبروست و حکومت این مسئله را بهتر از هرکسی می‌داند؛ تصمیم سازان و تصمیم گیران در ایران به‌جای اینکه برخوردی کارشناسی با این فاجعه داشته باشند، به نظر می‌رسد دستپاچه هستند و فقط به هشدارها بسنده می‌کنند. وزارت نیرو و شرکت‌های آب منطقه‌ای نیز به‌جای پیشگیری از این فاجعه که از طریق ابزارها و سیاست‌های مختلف در دسترس است، صرفاً به چاپ بروشور و سی دی اکتفا می‌کنند و گویی به‌طور کل وظایف اصلی خود را از یاد برده‌اند. برخی بر این باوراند که سپردن وظایف و اختیارات وزارت نیرو به بخش خصوصیِ واقعی می‌تواند راه‌حل مناسبی برای کاهش مشکلات منابع آبی باشد. هم‌اکنون بیش از یک‌میلیون هکتار از تالاب‌ها و هورهای ایران خشکیده است و گردوغبار آن سالانه میلیاردها دلار خسارت به کشور تحمیل می‌کند. آب‌های استراتژیک که در هیچ کشوری از آن استفاده نمی‌شود و به‌اصطلاح برای روز مبادا نگهداری می‌کنند، در ایران به پائین‌ترین سطح خود رسیده و 80 درصد از کل آن به یغما رفته است. اگرچه پیشگیری از فاجعه آبی دیگر غیرممکن است، می‌توان با کمک کارشناسان غیردولتی و استفاده از توانایی‌های بخش خصوصی بروز این فاجعه را به تعویق انداخت.

مقاله

شبکه های اجتماعی

بایگانی


Top