آخرین اخبار

اینجا حنای جامعه مدنی رنگی ندارد

در فیلم "مغزهای کوچک زنگ زده" که استنباط می شود کپی ای از روی درام جنایی شهر خدا (Cidade de Deus) باشد، به خوبی محله هایی را به تصویر کشیده که گویی دور از دنیا هستند و برای خود غافله ای دارند که افق دیدشان تا چند محله بالاتر می رود و دیگر هیچ!

2 ماه قبل
بیان
A- A A+

از معدود بازیگرانی که روی پرده سینما بیشتر بازیگرانی کمدین شناخته می شدند اما ثابت کرد که می تواند در ژانر اجتماعی بسیار موفق عمل کند، هومن سیدی است. وی که در آخرین ساخته "بهروز شعیبی" به نام "گلشیفته" نقش جوانی منفعت طلب را بازی می کرد، حال خود "مغزهای کوچک زنگ زده" را اکران کرده تا اثبات کند "خشم و هیاهو" تنها برای یک تجربه نبوده و او به خوبی می تواند ژانر اجتماعی را کار کند.

در فیلم "مغزهای کوچک زنگ زده" که استنباط می شود کپی ای از روی درام جنایی شهر خدا (Cidade de Deus) باشد، به خوبی محله هایی را به تصویر کشیده که گویی دور از دنیا هستند و برای خود غافله ای دارند که افق دیدشان تا چند محله بالاتر می رود و دیگر هیچ!

در فیلم او بدی ها به خوبی تصویر شده اند و عین حقیقتند. دور بودن جماعتی که به راحتی به سمت پلیس شلیک می کنند، با چرخاندن گاز موتورهایشان، مامور نیروی انتظامی را مجاب به احتیاط بیشتر می نمایند و یک ویدیو در تلفن همراه یکی از غیر خودی ها، آنها را تا به قتل رساندن نزدیکانشان پیش می برد.

اگرچه نام فیلم خود قضاوتی بر سبک زندگی این افراد است، اما احتمالا باید جایی هم قضاوت کرد و سخت بود. همه را نمی شود با مباحث "حقوق بشر" و "جامعه مدنی" هدایت کرد. کسانی که به راحتی آب خوردن می کشند و روی بدن دیگران با "تیزی" خطاطی و نقاشی می کنند، کسانی نیستند که با مباحثی چون گفتگوی تمدن ها رام شوند!

با این وجود شناخت حاشیه ها برای مخاطب آرام سینما هم قابل توجه است. برای مخاطبی که او هم از سوی دیگر پشت بام افتاده و آنقدر خود را درگیر "آینه بغل" و اینستاگرام کرده که از فضای همین جامعه هم دور مانده است.

فیلم سیدی یک خبر نگران کننده هم می دهد. سازندگان انواع مخدر که در محله های پایین شهر و در حومه زندگی می کنند، دلشان به همین تولید اگرچه انبوه خوش است. اگر این گنگسترهای همیشه چاقو و کلاشنیکف به دست دل به دریا زده و خود را در میان انبوه مردم جا کنند، چه خواهد شد؟

همیشه امید وجود دارد. برای مثال می توانیم این امید را داشته باشیم که "چوپان" در حال هدایت این گوسفندان است تا هر کدام به سویی نروند و رها نشوند. اما اگر این گوسفندان گرسنه بمانند، تلف نمی شوند؛ آنها به گرگ هایی تبدیل می شوند که به بره های واقعی حمله می کنند. امید ماجرا اینجاست که همیشه چوپان آن ها را تا حد نیاز و تا جایی که به گرگ تبدیل نشوند، سیر می کند!

اما خطر واقعی جای دیگری هم در حال وقوع است. شهری که خالی از سکنه می شود و مردمی که به خاطر نبود مسکن مناسب به تدریج به حاشیه ها رانده می شوند. جا دارد مسئولین این بار نه برای مردم که برای خودشان فکری بکنند!

 

مقاله

شبکه های اجتماعی

بایگانی


Top