آخرین اخبار

مساله جوانان فراری دیگر معضل نیست؛ به دنیای جدید خوش آمدید

فرار از منزل اگرچه پیشتر به عنوان یکی از معضلات خانوادگی و اجتماعی فراگیر در ایران و افغانستان و بسیاری از کشورها در سطح جهان مطرح میشد امروز اما ممکن است همچنان مساله ای اجتماعی تلقی شود اما به شکل گذشته حداقل در ایران امروز مساله نیست.

2 ماه قبل
بیان
A- A A+

فرار از منزل اگرچه پیشتر به عنوان یکی از معضلات خانوادگی و اجتماعی فراگیر در ایران و افغانستان و بسیاری از کشورها در سطح جهان مطرح میشد امروز اما ممکن است همچنان مساله ای اجتماعی تلقی شود اما به شکل گذشته حداقل در ایران امروز مساله نیست.

کارگردانان و نویسندگان زیادی در فیلمها و مقالات خود مساله فرار خصوصا دختران از منزل را به عنوان سوژه مورد نظر می فروختند اما این مضوعی نیست که به شکل گسترده دیگر بدان پرداخته شود.

فیلمهای مرتبط با فرار جوانان از منازل اگر روزی بحث داغی بود امروز با گسترش پدیده های نو همچون ازدواج سفید به یک رویه عادی تبدیل شده و عملا دیگر نیازی به فرار نیست.

طبق آمارهای اعلام شده و البته اعلام نشده دختران زیادی رو به ازدواج هایی نظیر ازدواج سفید آورده اند و بدون مشکل با "پارتنر" خود مشغول زندگی هستند.

نسل جدیدی که پس از مدرک گرایی و الزام به دانشگاه رفتن شکل گرفت خود توانست در حوزه های مختلف تخصص کسب کند و پس از به دست آوردن منابع مالی، دیگر الزامی به زندگی در کنار والدین و همچنین پیچیدگی های ازدواج نمی دید.

حرف های نسل دهه هفتاد تغییر کرده است. آنها با تغییر احتمالا اجباری نگرش خود نسبت به فرزندآوری و زندگی متاهلی، سبک زندگی خود را تغییر داده اند.

در سخنان نسل جدید اینگونه حرفها که آوردن فرزند دیگر گره خورده به حوزه های بیولوژیکی نیست و می توان به راحتی فرزندی را "اداپت" کرد یا به فرزندی گرفت و همچنین برای رابطه جنسی نیازی به پول آنچنانی و ازدواج کردن نیست، دیگر حرفهایی رایج است.

اگرچه می توان این پدیده ها را گره خورده به اقدامات حکومتی دانست که آنقدر فشار بر نسل جوان وارد ساخته که به این نتیجه گیری برسند، در عین حال که درست است اما همه چیز به مساله حکومت باز نمی گردد.

دریافت اطلاعات از نحوه زندگی مردم در جوامع پیشرفته و جرات و جسارت بیان انتخاب سبک زندگی، آنان را به سویی کشانده که با نسل پیشین خود اختلافات جدی پیدا کنند.

شکاف میان نسلی امروز بیش از هر زمان دیگری شکل گرفته و هیمنه خانواده ها فرو ریخته است.

روانشناسان نسل دومی ایرانی اگرچه در خارج از کشور دائما تلاش می کنند سبک زندگی خود را که به طور سنتی در ایران شکل گرفته بود، با ادبیاتی متفاوت و بدون پدافند به جوانان نسل سوم ایران پس از انقلاب عرضه کنند نیز در نهایت از ادامه باز مانده اند.

این روانشناسان تنها ادامه می دهند و خود را در اتاقهای شیشه ای حبس کرده و بر تزهای پیشین خود تاکید دارند. احتمالا آنها نیز نمی توانند همچون حکومت، کمی منعطف باشند و اگرچه می پذیرند که چنین رویه ای وجود دارد اما نمی توانند آن را توصیه کنند و بر عکس بر آنچه که خود فکر می کنند درست است تاکید دارند و دیگری را خطا می دانند.

فاصله گرفتن هر دو طرف (روانشناسان و حکومت) از جوانان قطع امید از هر دو سو را به همراه داشته است و نتیجه آنکه یک طیف گسترده با قهر فکری از این دو گروه، خود اقدام به ایجاد ساختار زندگی خود کرده اند.

اتفاق نامناسبی که در این حوزه خواهد افتاد، تجربه نداشتن آنان در ادامه راه است. آنها در بهترین حالت به تکنوکرات هایی افسرده تبدیل خواهند شد که از همگان بریده اند و خود باید یک تنه ادامه دهند.

راه حل احتمالا در دست هیچ کدام از این دو گروه (روانشناس و حاکم) نیست و اتفاقا برای اعمال قدرت و تغییر با توجه به نیاز این نسل به مسائل عاطفی نیاز به خانواده حس می شود.

خانواده ها می بایست برای تغییر تفکر عرفی حکومت اگرچه جوانان خود را رها کرده اند تا شکل زندگی خود را تشکیل دهند اما در نهایت باید همراهی غیرمستقیم احساسی - عاطفی با فرزندان خود داشته باشند تا آنها این تجربیات جدید را به همراه سرخوردگی کامل حس نکرده یا کمتر حس کنند.

ما با نوعی تفکر جدید روبرو هستیم که هنوز کودک است و نمی تواند مستقیم بر روی دو پای خود بایستد. بهتر است اگر تنهایشان می گذاریم، هر از گاهی دورادور حواسمان باشد که از پشت روی زمین نخورند.

 

مقاله

شبکه های اجتماعی

بایگانی


Top