آخرین اخبار

بیماری اجتماعی بی تفاوتی ایرانیان حادتر شده است

سال ها سکوت مسئولین در تمام حوزه های مدیریتی در ایران، مردم را به این فکر انداخته که "زاری کردن" و "حواله" دادن آنها به قیامت و آخرت، کارساز نخواهد بود و هر روز نزدیکی حوادث به یکدیگر بیشتر احساس می شود.

6 ماه قبل
بیان
A- A A+

جهان با سرعت به سمت هرچه بی احساس شدن پیش می رود. ایران نیز در حال پیوستن به جامعه جهانی است و "سنگ شدن" قرار است در این نقطه از دنیا هم عادی شود.

خانواده ها از یکدیگر فاصله می گیرند و نسل جدید به تدریج، نه پیشینیان خود که آنچه که آنان به یادگار گذاشتند را به نزدیک ترین زباله دان تاریخ و ابتدائا به زباله دان ذهنشان می اندازند.

فشار در جهت نزدیکی خانواده ها به یکدیگر برای مراسمی همچون نوروز و یلدا رفته رفته و به صورت خودکار از بین می رود و توانی برای خانواده ها باقی نمی ماند که با حربه های مختلف، فرزندان را گرد هم آورند.

علوم انسانی نیز اگرچه پیش بینی می شود با فراخواندن دوباره مکاتب شرقی، پلی میان شرق و غرب ایجاد کند، اما احتمالا موفق نخواهد شد و این نظام سرمایه داری است که یکه تاز این عرصه خواهد بود.

سال ها سکوت مسئولین در تمام حوزه های مدیریتی در ایران، مردم را به این فکر انداخته که "زاری کردن" و "حواله" دادن آنها به قیامت و آخرت، کارساز نخواهد بود و هر روز نزدیکی حوادث به یکدیگر بیشتر احساس می شود.

در حادثه اخیر در دانشگاه علوم و تحقیقات، اتهامات بیشتری متوجه علی اکبر ولایتی رئیس هیئت امنای دانشگاه آزاد اسلامی می شود که از روز حادثه تا کنون ساکت است.

فریادهای مادران و پدران جانباختگان در محدوده دانشگاه بیش از پیش به گوش می رسد اما شنونده ای ندارد و عالی رتبه ها تنها چند خط نامه با مضمون "خدایشان بیامرزدشان" می نویسند.

دست آخر آنچه که اتفاق خواهد افتاد، تعویض یک دستگاه اتوبوس و احتمالا مقداری گاردریل کشیدن است که قیمت آن، جان دانشجویانی بود که گفته می شود دست کم یکی از آنان برگه دفاع از پایان نامه اش را با خود به دانشگاه می برد.

در سریال House of Cards، شخصیت اصلی سریال، فرانک آندروود، زمانی که با اعتراض یکی از آمریکایی ها به شرایطش روبرو می شود که با دستبند به یک میله بسته شده، آرام در گوش او و در همهمه پلیس و مردم از او می خواهد برود به دنبال زندگی اش چراکه هیچکس فریاد او را نخواهد شنید و او در به راحتی هضم خواهد شد.

در روایات دینی از قول حسین ابن علی، امام سوم شیعیان زمانی که اطراف خود را خالی از متحد دید آورده شده هَل مِن ناصر یَنصُرُنی؟ (آیا کسی هست که مرا یاری کند؟) حسین اما در نهایت بی یاور ماند.

حدود ۱۴۰۰ سال پس از قتل او، افرادی در کشوری در همسایگی محل شهادت او، روی کار آمدند و به نام او هر یک به پست و مقامی رسیدند.

یکی از آنان با ۳۷ پست و سمت در این کشور، در حالی که انگشت اتهام به سمت او به خاطر رعایت نکردن حریم امن دانشجویان گرفته شده، اما سکوت پیشه کرده و هیچ خبری از او نیست.

فجایعی که در جهان رخ می دهد و بسیار کوچکتر از این ها باعث عذرخواهی و گاها استعفای مسئولین رده بالا می شود، در ایران زیر لوای جمهوری اسلامی طوری پیش می رود که مشاوران مسئولین از آنها می خواهند تا "افتادن آب ها از آسیاب"، "آفتابی" نشوند!

بی لیاقتی آنان اگرچه همیشه اثبات شده بود اما همگان از آن اطلاع نداشتند. به یمن گستردگی شبکه های اجتماعی، اکنون بر تعداد داغداران در هر نقطه از کشور افزوده می شود.

هنوز سیل ضجه ها به خاطر پلاسکو، سانچی، اسوه حسنه، اسیدپاشی و شین آباد وجود داشت که داغ تازه ای ظهور کرد.

اینکه ایرانیان نسبت به حوادثی که هر لحظه جان خود و عزیزانشان را تهدید می کند، قرار است بی احساس باشند یا واکنشی نشان دهند، تا کنون مشخص نیست اما آنچه که از نظر علمی به اثبات رسیده بیگانگی از خود و بی تفاوتی اجتماعی است که آثار مخرب بیشتری دارد.

فراموش کردن اقشار و انبار شدن حجم بدبختی ها منجر به بی تفاوتی اجتماعی می شود و به عنوان یک مورد مصداقی می توان از پیرمردی سخن گفت که گله از گرانی گوجه فرنگی و شرایط بد کشاورزی روبروی وزیر کشاورزی می کرد. او در پایان سخنانش به روی شانه های وزیر زد و جمله ای گفت که معروف شد. «خودتون میدونید و مملکتتون» گرچه تنها یک جمله بود اما همین جمله را می توان به تدریج در یکایک خانواده ها و در روابط میان آنها دید.

در پژوهشی درباره بی تفاوتی اجتماعی در ایران که مورد پژوهش، شهروندان تهرانی در پاییز ۱۳۹۰ بوده اند، ضمن «بیماری اجتماعی» خواندنِ بی تفاوتی اجتماعی، آن را بيانگر بی احساسی، بدبينی، بی ميلی و به عبارت بهتر نوعی افسردگی اجتماعی معرفی نموده است.

در علوم ارتباطات نظریه ای تحت عنوان گرداب سکوت وجود دارد که مسئولین ایران سعی می کنند آن را به نفع خود حتی با وجود گستردگی اعتراضات استفاده کنند.

ترکیب مدیریت بحران و نظریه گرداب سکوت، روندی است که کارشناسان امنیتی آن را دنبال می کنند.

در نظریه گرداب سکوت، رسانه ها می بایست افکار عمومی را جهت دهند تا در پایان عده بسیار کمی تنها در مقابل افکار عمومی غالب (که بی تفاوت هستند یا می شوند و به عنوان اکثریت خاموش نیز می توانیم از آنها نام ببریم) قرار گیرند و اتوماتیک حذف شوند.

در همین حال مدیریت بحران با هدف کنترل و جمع کردن بحران وارد بازی شده و خود را با وضعیت گرداب سکوت، همسان می کند. به عنوان مثال در ماجرای دانشگاه علوم و تحقیقات و همچنین مدرسه اسوه حسنه و یا موضوع تعرضات جنسی به دانش آموزان، صدا و سیما خود گاها پیشگام می شوند و دیده شده مجری هایی که روبروی دوربین قرار دارند گریه و اعتراض می کنند.

قرار نیست در گرداب سکوت، همه ساکت بشوند و فضا در سکوت خبری رسانه های رسمی دنبال شود.

صدا و سیما در طی اعتراضات جنبش سبز در سال های ۱۳۸۸ و ۱۳۸۹ به خوبی دریافت که سکوت منجر به خشمگین تر شدن مردم می شود.

آنها در ابتدا کف خواسته های مردم را به دیدن شدن تقلیل و از سوی دیگر نیز فشار باتوم و گاز اشک آور را افزایش دادند.

حدود ۱۰ سال پس از جنبش سبز و با گسترده تر شدن اینترنت نظیر اینترنت همراه و شبکه های نوظهور ارتباطی همچون تلگرام و واتس اپ، این سازمان نیز خود را در برخی موارد به روز کرد و اعتراضات را تا جایی که به اصل نظام آسیبی نرسد در درون خود تجزیه، تحلیل و سپس مخابره می کند.

این روند نیز خود می تواند در زمره اقدامات لازم در نظریه گرداب سکوت تحلیل شود.

آنچه که باید از آن گذر شود عبور از کف خواسته ها و پیش بردن اعتراضات تا سطوح بالا است.

حوادث در ایران در پی یکدیگر می آیند و می توانند با شدت و ضعف به یک روند عادی بدل شوند.

مردمی که اعتقاد دارند ایران هیچگاه دچار آسیب دیدگی همچون مردم عراق و افغانستان نخواهند شد، به نوع دیگری به پدیده بی‌تفاوتی (blaze) از دیدگاه جورج زیمل جامعه‌شناس آلمانی دچار می شوند.

آخرین پژوهش های صورت گرفته نشان می دهد در شهر تهران ۴.۳۸ درصد از شرکت‌کنندگان در پژوهش احساس بی‌تفاوتی اجتماعی بالا،  ۴.۵۸ درصد احساس بی‌تفاوتی اجتماعی متوسط و تنها ۳.۳ از شرکت‌کنندگان تهرانی این پژوهش احساس بی‌تفاوتی اجتماعی پایین داشته‌اند. نتایج تجربی حاصل از تحلیل‌های پژوهش، نشانگر آن است که بی‌تفاوتی اجتماعی در شهروندان تهرانی وجود دارد و میزان آن از حد متوسط بالاتر است.

انواع دیگری از بی تفاوتی نیز به تدریج در حال شکل گیری است. به عنوان مثال آخرین گزارشات از کشاورزی در سیستان و بلوچستان نشانگر آن بود که بسیاری از کشاورزان، زمین های خود را فروخته اند و کشاورزی را رها کرده اند.

روزنامه اصفهان امروز نیز مشابه همین گزارش را در ارتباط با شهروندان اصفهان منتشر کرده بود. در این گزارش گفته شده که سرمایه های اصفهانی ها دیگر برای اصفهان هزینه نمی شود و شهر تفلیس، پایتخت گرجستان، این روزها مقصد نخست ادامه زندگی و یا سرمایه گذاری برای آنهاست.

 

مقاله

شبکه های اجتماعی

بایگانی


Top