آخرین اخبار

وقتی سرمایه داری انقدر قدرتمند است که از فقر سود می جوید

بسیار ساده بود. مردم هم آن را دوست داشتند و احتمالا چند قطره اشکی هم ریختند! دانش آموزی در مسابقه "برنده باش" شرکت کرد تا در مقابل چشمان میلیون ها بیننده "رول" فیلم های هندی را به طبیعی ترین شکل ممکن بازی کند.

9 ماه قبل
صحرا پورایی
A- A A+

مطلب منتشر شده ، بیانگر سیاستهای شبکه بیان نیست و نویسنگان آزادند که نظرات خود را بدون سانسور بیان کنند.

شبکه رسانه ای بیان جهت ایجاد فضای تبادل نظر، از نقطه نظرات انتقادی در خصوص مطالب منتشر شده استقبال میکند.

بسیار ساده بود. مردم هم آن را دوست داشتند و احتمالا چند قطره اشکی هم ریختند! دانش آموزی در مسابقه "برنده باش" شرکت کرد تا در مقابل چشمان میلیون ها بیننده "رول" فیلم های هندی را به طبیعی ترین شکل ممکن بازی کند.

او البته بازیگری نمی کرد و حتما به خرید خانه امید داشت؛ خانه ای که پدر و مادرش چهل سال در حسرت بودند تا آن را بخرند!

دوربین دائما و پس از هر سوال به سمت مادر شرکت کننده می چرخد و او را در حال پر از اضطراب و دعا کردن نشان می دهد.

در چنین صحنه آرایی، قطعا بینندگان ناآگاه منتظر هستند تا شرکت کننده به هر شکلی که شده به سوالات پاسخ دهد تا به آرزویش برسد.

فردا چه می شود؟ هیچ! مردم دوباره سر کار می روند و جان می کنند تا لقمه نانی به کف آرند.

بله! مسابقه ای که پخش شد راه کمک به یک خانواده برای خرید خانه نبود بلکه با این برنامه میلیون ها نفر غرق در احساسات مجازی و غیر واقعی شدند. به اصطلاح خودمانی تر "سر کار" رفتند.

چنین مسابقاتی معمولا در کشورهای جهان سومی رونق دارد. شاید خود هند محل مناسبی برای مثال زدن باشد.

مجری برنامه، محمدرضا گلزار به عنوان نماد این نظام سرمایه داری، شب را کجا خواهد گذراند؟ آیا برای او مهم است که خانواده ای در حسرت چهل ساله برای خرید یک خانه در محله ای فقیرنشین هستند؟

خیر! او بازیگر و آگاه است و صحنه گردان اصلی این وضعیت!

آنچه که هیچ اهمیتی ندارد، مساله پرسش، پاسخ و علم و اطلاعات عمومی است.

سطح نیازهای شرکت کنندگان در چنین مسابقاتی را با مدل های مشابه در غرب باید مقایسه کرد. آیا در برنامه های تفریحی نظیر "امریکن آیدل" یا برنامه های آشپزی چنین چیزی دیده می شود؟

معمولا شرکت کننده ها قصد خرید یا تعویض اتومبیل خود را دارند.

کمک کردن اصولا ایرادی ندارد اما باید دانست که هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد. وقتی چنین برنامه ای به عنوان برنامه ای پر مخاطب در تلویزیون پخش می شود، هدفش ارتقای سطح آگاهی عمومی است نه تکدی گری و نگاه به دستان مجری تا کمک کند وی به سوالات پاسخ دهد.

روزنامه شهروند در این خصوص می نویسد: «در یک جامعه استاندارد و کمال‌گرا، نمایش فقر به ‏قصد متاثر کردن دیگران به هیچ‌وجه عمل پسندیده‌ای نیست. اگر هم کسی به هر دلیلی میل به ‏این کار داشته باشد، افکار عمومی با او همراهی نمی‌کند.»

اگر این گونه تصاویر بلااشکال است و می توان در مقابل چند میلیون نفر گدایی کرد، پس اصولا تکدی گری در خیابان ها توسط نوجوانان و کودکان همسن و سال شرکت کننده چه ایرادی می تواند داشته باشد؟

آنچه که چهره شهر را همراه با غم و غصه و زشتی می کند، عریان بودن گدایی و استفاده از زحمت دیگران است. همین موضوع در ارتباط با تلویزیون نیز در یک مقیاس بزرگتر نیز صدق می کند.

نظام سرمایه داری تنها به دریافت پول به شکل مستقیم بسنده نمی کند. این سیستم تنها پول را نمی بلعد؛ همین که وقت میلیون ها نفر با دیدن چنین برنامه هایی گرفته شود نیز برای این نظام یک بُرد محسوب می شود.

 

مقاله

شبکه های اجتماعی

بایگانی


Top