آخرین اخبار

تخریب چهره بازیگران با 50 سال سابقه

به روی پرده رفتن هر فیلمی عادی است. غیر عادی، افراد و بازیگرانی هستند که گاها ۵۰ سال سابقه فعالیت جدی در تئاتر و سینما را دارند و این بازیگران روی پرده نقره ای می روند تا فیلم هایی به غایت مبتذل را بازی کنند.

17 روز قبل
بیان
A- A A+

نام برخی از آنها نیز خبر می دهد از سر درون! "یک دزدی عاشقانه"، "تگزارس"، "کلمبوس"، "نصف مال من، نصف مال تو" و هکذا.

اما به روی پرده رفتن هر فیلمی عادی است. غیر عادی، افراد و بازیگرانی هستند که گاها ۵۰ سال سابقه فعالیت جدی در تئاتر و سینما را دارند و این بازیگران روی پرده نقره ای می روند تا فیلم هایی نظیر آنچه که نام برده شد را بازی کنند.

به عنوان مثال چطور می شود فرهاد آئیش را در نقشهایی دید که مبتذل هستند؟ او در یکی از آخرین مصاحبه هایش اعلام می کند که درآمدی از سینما ندارد و در تئاتر به همراه همسرش مشغول به کار است.

همینطور در رابطه با فردی چون مهدی هاشمی که سابقه ۵۰ سال فعالیت هنری دارد و این روزها برای "تگزاس ۲" خود را آماده می کند.

همین موضوع را می توان در مورد بازیگران توانمندی چون فرهاد اصلانی و حمید فرخ نژاد مثال است.

سینما به حرفه ای ها پشت می کند و آنها مجبورند هر آنچه را که می توانند بازی کنند. نام افرادی چون هاشمی، اصلانی و فرخ نژاد با بازی های درخشانی در "تلفن همراه رئیس جمهور"، "زیر سقف دودی"، "زندگی خصوصی آقا و خانم میم" و… تنها برای فروش گیشه نیاز است و آن سابقه درخشان به تدریج با فیلم های "بد" به تدریج به زیر سوال می رود تا بازیگرانی همچون افراد بالا دیگر همیشه با کارنامه درخشان نباشند و کار خیلی خوب و خیلی بد نیز، معادل آنها را از "عالی" به "خوب" تقلیل دهد.

سینماگران به خوبی می دانند که در شرایط فشار از درون و بیرون سینما که غالبا به شکل اقتصادی خود را نشان می دهد، افرادی که برای تخریب چهره آنها گام برداشته بودند، تنها راه را در بازداشت و دستگیری هنرمندان نمی بینند و همین مقدار که آنها را با فیلم هایی نظیر "تگزاس" و متاسفانه اکنون "تگزاس ۲" به سر کار ببرند، کافیست تا دیگر آن جنجال های عجیب و پر سر و صدا در کنفرانس های خبری به وجود نیاید.

سوم دی فاطمه معتمدآریا در یک گفت‌وگوی رادیویی از دلایل بازی نکردن در فیلم‌های کمدی و کمرنگ شدن حضورش در سینما گفته و از شرایط حاکم بر سینما انتقاد کرده است. او اعتقاد دارد که در سینما «دریچه‌های ابتذال» باز شده است.

حضور پر رنگ فیلم های کمدی که بیش از کمدی بودن، هجو هستند جای فیلم های اصیل که آینه جامعه ای پر از رنج هستند را می گیرد.

نگارنده به خوبی به خاطر می آورد که در زمان اکران فیلم "خشم و هیاهو" و همچنین "هیس! دخترها فریاد نمی زنند"، برخی تماشاگران پس از پایان فیلم با زمزمه های اعتراضی از سالن بیرون رفتند. اعتراض آنها بسیار سطحی و مبتذل بود.

آنها جمله ای معروف به زبان می آوردند. جملۀ «خودمون کم مشکل داریم که این فیلم ها رو هم پخش می کنن» بسیار آشناست و در موارد مشابه دیگری هم این جمله شنیده شده است.

مشت نمونه خروار بودن از همین جمله مشخص بوده و اکنون مصداق عینی یافته است.

به تدریج سینمای اصیل و آینه بودن آن جای خود را به سینمای مبتذل می دهد و جای فیلم های متفکرانه و جدی تنها به جشنواره هایی نظیر فیلم فجر و حتی محدودتر، سینمای هنر و تجربه ختم می گردد.

فروش قابل توجه و میلیاردی برخی از این فیلم های به ظاهر کمدی که با تبلیغات قابل توجه در سیمای جمهوری اسلامی ایران و همچنین حق پخش در سینماهای کشورهای غربی حتی آمریکا همراه است، سازندگان بخش خصوصی و سینماگرانی که دغدغه های جدی را به روی پرده نقره ای می آورند به حاشیه برده است به گونه ای که پس از اکران فیلم هایی همچون "هیس!..." و "خشم و هیاهو"، به جز چند مورد نادر نظیر "مغزهای کوچک زنگ زده"، فیلم قابل تعمقی اکران نشده است.

این موضوع می تواند یکی از هنرهای ابتکاری نهادهای موازی و وابسته به حکومت باشد که در سایر حوزه های هنری نظیر موسیقی و سریال نیز پیاده سازی شده بود.

گسترده تر کردن فضای سینماها به نفع ابتذال با اکران پر سر و صدای "آینه بغل"ها، به شکل خودکار می تواند حذف تامل و تعمق را به همراه داشته باشد.

در همین حال عدم سرمایه گذاری بر روی فیلم های جدی، دست تهیه کننده را هم بسته تر می نماید. در اختیار قرار دادن سانس های ویژه تا ساعاتی پس از نیمه شب به کمدی ها، سانسور حتی بر روی دیالوگ ها و صداگذاری مجدد بر روی فیلم های جدی و همچنین خطر توقف و پایین کشیده شدن فیلم از پرده حتی یک روز پس از اکران، مواردی است که ریسک سرمایه گذاری بر روی نمایش دهنده های آسیب های اجتماعی را بالا می برد. در این حالت تهیه کننده اصطلاحا عطای سرمایه گذاری را به لقای آن می بخشد.

تهیه کننده و سرمایه گذار ترجیح می دهد سالن فیلمش را با همین کمدی ها به خاطر سودآوری بالا پر کند و اگر تهیه کننده ای پیدا بشود که فراتر از سود حاصل از فروش، کمی هم دغدغه اجتماع را داشته باشد، باز هم ترجیح بر این است که خط داستانی فیلم، روندی معتدل و بسیار آرام با گریزی به مسائل عاشقانه پیش برود. در این میان اگر نقد کوچکی به یک موضوع و بدون حاشیه وجود داشته باشد، قابل اغماض است.

سیامک شایقی درباره شرایط سینمای کشور و تولید آثار سینمایی گفت: امکان فیلمسازی برای تهیه‌کننده و کارگردان مستقل روز به روز سخت‌تر می‌شود. این شرایط را در وهله اول سینماداران و بعد پخش‌کننده‌های سینمادار به سینمای ایران تحمیل می‌کنند.

این کارگردان در گفتگو با ایسنا اضافه کرد: امکان فیلمسازی برای تهیه کننده و کارگردان مستقل روز به روز سخت تر می‌شود و شرایط را در وهله اول سینماداران (حوزه هنری ، شهرداری ها و ...) و بعد پخش کننده‌های سینمادار به سینمای ایران تحمیل می‌کنند. در نتیجه دوستان سازمان سینمایی غیرمستقیم آب به آسیاب سینمادار میریزد و زورشان فقط به فیلمساز نگونبخت می‌رسد که بیشترین سخت گیری را در مورد پروانه ساخت و نمایش اعمال کند.

جشنواره فیلم فجر به زودی آغاز می شود و احتمالا این آخرین تیر کارگردانان اجتماعی - سیاسی است که می تواند همچنان در پرواز باشد و آخرین امید آنها برای نمایش فیلم های مستقلشان.

اما همین نیز احتمالا تحمل نخواهد شد چراکه فشارها همچنان به شیوه ای بدون خشونت ادامه دارد.

سالهاست همت ویژه ای برای جدا کردن سینمای هنر و تجربه از بدنه اصلی سینما می شود. جدا کردن لیست های مربوط به سینمای هنر و تجربه از سایر لیست ها نظیر "سودای سیمرغ" در جشنواره فیلم فجر یکی از این اقدامات است.

همچنین اکران بسیار محدود به این فیلم ها در سایر ماه های سال نیز از جمله همین اقدامات محسوب می شود.

با این حال هنوز زود است تا مرگ سینمای جدی ایران را اعلام کنیم هرچند که نفس های آخر خود را می کشد و با شوک های الکتریکی هنوز زنده است.

 

مقاله

شبکه های اجتماعی

بایگانی


Top