آخرین اخبار

ایران، یمن، سیرجان و نافهمی در مناسبات اجتماعی جوانان

وقتی گفته می شود که خشونت در درون مردم ایران نهادینه شده، نه شوخی است و نه سیاه نمایی! خشونت واقعا در ایرانیان نهادینه شده است.

2 ماه قبل
صحرا پورایی
A- A A+

مطلب منتشر شده ، بیانگر سیاستهای شبکه بیان نیست و نویسنگان آزادند که نظرات خود را بدون سانسور بیان کنند.

شبکه رسانه ای بیان جهت ایجاد فضای تبادل نظر، از نقطه نظرات انتقادی در خصوص مطالب منتشر شده استقبال میکند.

وقتی گفته می شود که خشونت در درون مردم ایران نهادینه شده، نه شوخی است و نه سیاه نمایی! خشونت واقعا در ایرانیان نهادینه شده است.

این وضعیت به قدری روشن و معلوم است که می توان مثال های کاملا به روز برای آن زد. مثال هایی که شاید در نگاه اول کاملا عادی باشد اما نشان از همان نهادینگی می دهد.

شب گذشته بازی فوتبال جام ملت های آسیا میان ایران و یمن برگزار شد. تیم ایران موفق شد در ۲۴ دقیقه اول ۳ گل به ثمر برساند. اگرچه نگارنده نه به عنوان یک کارشناس ورزشی اما به عنوان یک بیننده می تواند بگوید برتری با توجه به میزان مالکیت توپ (بیش از ۶۰ درصد) از آن تیم ایران بود.

اما درست پس از به ثمر رساندن گل سوم به خشونت ورزی های رامین رضاییان، سردار آزمون و اشکان دژاگه و یکی دو بازیکن دیگر که به عنوان هافبک وسط بازی می کردند نگاه کنید.

شدت جنگیدن و تکل های پر قدرت بازیکنان تیم ملی بر روی بازیکنان حریف به قدری قوی بود که حتی موجب نگاه های کنایه آمیز بازیکنان تیم حریف هم شده بود.

هول دادن بازیکن خط دفاعی پیش از زدن ضربه ایستگاهی توسط سردار آزمون، تکل های بی مهابای رامین رضاییان از پشت و قفل کردن پای خود در میان دو پای بازیکن یمنی، جر و بحث های شدید با داور مسابقه و در نهایت یک کارت زرد برای رضاییان که حتی خشم کارلوس کیروش را هم به همراه داشت.

تکرار می شود که تمام اینها در حالی بود که تیم ایران ۳ گل را به ثمر رساند و تا پایان بازی این عدد به ۵ رسید.

در بازی های جام جهانی میزان فشار و خشونت در میان بازیکنان تیم ملی به حدی بود که در بازی با پرتغال، یک درگیری کوچک در خط دفاعی بین خود بازیکنان وسط زمین و در مقابل چشمان صدها میلیون بیننده به وجود آمد.

در همین حال اگر به قضیه اخیر درگیری یک پسر و دختر نوجوان ۱۸ و ۱۶ ساله دقت کنیم، همین موضوع وجود دارد.

مساله ما به هیچ عنوان درگیری این دو نوجوان نیست که تنها در یک پرانتز گفته شود این وضعیت بر خلاف آنچه که دیگران از بیرون می بینند کاملا عادی است و به آن باز خواهیم گشت.

در یک جمله باید گفت جامعه امروز ایران را نباید از دور نگاه کرد و بر اساس آن قضاوت نمود. آنقدر که از بیرون این جریان بزرگ شده است، در واقعیت امر چنین نیست!

بعضا گفته شده که تعداد دنبال کنندگان صفحه نوجوان پسر تا پیش از انتشار گسترده این واقعه حدود ۵۰۰۰ نفر بوده و پس از آن به ۱۶ هزار نفر رسیده است و نتیجه گیری شده که مردم به دنبال هیجان و خشونت طلبی هستند.

از سوی دیگر جامعۀ طالب هیجان تیترهای اینستاگرامی می زند و هنوز قاضی صفحات اول پرونده را نخوانده حکم صادر می کنند و از اولیای دختر نوجوان می خواهند از حقشان مبنی بر ۲۰ سال حبس برای پسر نگذرند!

در این میان کامنت هایی که هر ساعت بر تعداد آنها افزوده می شود مورد بحث است.

کاربری (خانم) با آی دی و اسم و فامیلی کاملا مشخص خواستار تجاوز به پسر شده بود تا مایه عبرت دیگران شود. کاربر دیگری در پاسخ و در طرف مخالف با او کامنت جالب تری گذاشته بود. او در پاسخ نوشت: «مگر به دختر تجاوز کرده که حکم به تجاوز به پسر را می دهید؟»

همین کامنت و پاسخ به آن، نهادینه شدن خشونت در ایران را به شکل باورپذیری نمایش می دهد. یعنی سزای یک فرد متجاوز از دید دادگاه عموم، می تواند تجاوز به او باشد!

تعداد بی شماری از کاربران هم خواستار اعدام پسر شده بودند!

در این میان البته کسانی هم هستند که با گذاشتن کامنت هایی نظیر "اون چه دختر بی پدر و مادری بوده که پا شده رفته سیرجان"، "اینا مگه ننه بابا و خونواده ندارن که واسه خودشون هر غلطی می کنن" و "کرم از خود دختره بوده" مشتی از خروار را نشان می دهند که تلفن همراه، اینستاگرام، تلگرام و در مجموع دسترسی به دنیای آزاد اطلاعات را دارند.

اما موضوع ساده تر از این حرف ها هم می تواند باشد. خشونت نهادینه شده است و امروز ما طالبان خشونت چه به صورت اعمال کننده و چه خواهان اعمال را داریم.

این خشونت برای کسی که آن را اعمال می کند و برای کسی که بر او اعمال می شود نوعی خواسته است!

جامعه ایران در میانه راه سنت و مدرنیته و گیر افتاده بین خوب و بدی است که اصولا در جهان امروز و در معنای جزء فلسفی بی معناست.

قصد بر این نیست که بخواهیم اقدام هر دو نفر را تطهیر کنیم اما به ضرس قاطع گفته می شود که حوادث این چنینی، بخشی کاملا طبیعی از یک روندی است که بخش بزرگی از آن در میان خود نوجوانان وجود دارد.

به همین منظور نمی توان گوشه خانه لم داد و با یک گوشی تلفن همراه برای یک موضوعی که از پایه آن بی خبریم نظر داد.

تکرار چنین حوادثی باز هم رقم خواهد خورد و بدون در نظر گرفتن اقدام پلیس در بازداشت کردن هر سه نفر (دختر، پسر و کسی که فیلم می گیرد) در شرایط امروز ایران که به سوی یک آگاهی جمعی و با یک شیب ملایم در حرکت است طبیعی است!

این بخش از جامعه جوان مناسبات مربوط به خود را دارد. بینندگان این واقعه و سیل کامنت گذاران تنها یک دقیقه از سال ها مناسبات اجتماعی بخشی از اجتماع را می بینند که هیچوقت ندیده و هیچگاه قرار نیست به طور عام ببینند.

یک پرسش همچنان به قوت خود باقیست و آن اینکه دختری که این میزان از خشونت را دیده است، هیچ شکایتی نکرده و اتفاقا هر دو نفر در همان خانه باغ مانده بودند. علت شاکی نبودن دختر نوجوان چیست؟!

قطعا پاسخ ترس دختر از انتقام گیری بعدی پسر نیست. اندکی ورود به دنیای این افراد نشان می دهد چرا آنان خود را درگیر شکایت و دادگاه و مسائل حقوقی نمی کنند!

 

مقاله

شبکه های اجتماعی

بایگانی


Top