آخرین اخبار

وابستگی ایرانیان و پرخوری چینی ها؛ ماتریالیست های شرقی

والدین چینی که آموزه های مائو را فرا و یاد گرفته بودند همه با هم کار و خود را فدای کشور کنند، از فرزندان خود شاکی هستند که چرا نسبت به آنچه که آنها برایش تلاش کرده اند بی تفاوت هستند و به راحتی پول را خرج می کنند.

6 روز قبل
بیان
A- A A+

نسل جدید یا آنچه که New Generation می نامیم بر خلاف حداقل یک دور پیش از خود در بسیاری از جهات همشکل می شوند و تنها چیزی که تفاوت آنان را نشان می دهد، زبانی است که به دلیل موقعیت جغرافیایی و منطقه ای به آن تکلم می کنند، رنگ پوست و مو و سایر اختلافات جزیی این چنینی است.

زبان نیز رفته رفته به دلیل وجود یک زبان بین المللی به نام زبان انگلیسی جایگزین سایر زبان ها شده و مساله رنگ پوست و مسائل نژادی نیز در این میان کمرنگ تر شده اند.

اما در آنچه که کلیات نظام سرمایه داری است همه تقریبا بر یک روال پیش می روند.

والدین چینی که آموزه های مائو را فرا و یاد گرفته بودند همه با هم کار و خود را فدای کشور کنند، از فرزندان خود شاکی هستند که چرا نسبت به آنچه که آنها برایش تلاش کرده اند بی تفاوت هستند و به راحتی پول را خرج می کنند. آنها از این موضوع که همه چیز در اختیار فرزندانشان است ناراحت هستند؛ از برگرهای مک دونالدی گرفته تا موبایل ها و ابزارهای بازی!

برای چینی ها "پول" مساله مهمی است و تفاوتی نمی کند این پول از کجا به دست می آید. اگر پول به دست آمده از راهی به جز راه قانونی و سالم همچون قاچاق هر کالایی به دست آید، شخص دارنده نسبت به شخصی که از راه های قانونی کسب مال می کند (که طبیعتا میزان درآمد این دو گروه قابل قیاس نیست) از احترام بالاتری برخوردار است.

چینی ها عضو ادارات دولتی می شوند تا از این راه فساد را گسترش دهند. وقتی فردی وارد یک اداره دولتی می شود، دستش برای انجام کارهای غیر قانونی بازتر است و خلافکاران بیرون، خوشحال از این هستند که فرد دیگری را در یک قسمتی از یک اداره دولتی دارند که کارهایشان را تسهیل می کند.

ایرانیان نیز همین رویه را کمابیش دارند با این تفاوت که میزان فساد نه در رده های پایین که در رده های بالای دولتی وجود دارد و روزی نیست که خبر فساد برادر آقای وزیر، دختر آقای معاون، برادر رییس جمهور، پسر رهبر، داماد مشاور و… شنیده نشود.

این دو جوامع خصوصا جامعه ایران، خود را جامعه ای مذهبی می داند که پول را با الفاظی نظیر "چرک کف دست" می خوانند. با این حال هول زدن برای رسیدن به یک پست بسیار نازل دولتی چیزی است که در ایران بسیار مرسوم است.

نسل پیشین ایرانی ها حاضرند شغل بسیار نازلی حتی با تحصیلات عالیه در یک اداره دولتی به دست آورند اما خود را درگیر بازار خصوصی نکنند به این دلیل که امنیت شغلی وجود ندارد و امکان ورشکستگی و مسائلی از این قبیل وجود دارد. در مقابل اصرار برای به دست گیری هر شغل دولتی به این دلیل است که "آب باریکه ای" وجود دارد که قطع نخواهد شد و تا فرزندان هم می توانند از همان آب باریکه، بنوشند.

اعلام اخبار تایید شده اخراج کارکنان دولت به میزان ۱۰ درصد مشروط بر مازاد بودن، آغازی است بر سقوط دولتی که دیگر توانایی پول پاشی ندارد.

با این حال وجه تشابه چین سابقا کمونیسم و ایران سابقا اسلامیسم که به نوعی به جامعه بی طبقه و عدالت برای همه اعتقاد دارند، دروغگویی آنان است.

بر خلاف مکاتبی که آنان از آن درس گرفته اند و کشورهای پول پرست و منفعت طلب غربی و آمریکایی را سرزنش می کنند، این دو جامعه خود کاملا رویه ای ماتریالیستی داشته و دارند.

بسیار از خانواده های ایرانی شنیده شده که "من ۳۰ سال کار نکرده ام که بدهم به فرزندم" یا "۲۵ سال کار کردم تا به اینجا رسیدم" و مساله اینجاست که این مال نه برای آسایش که برای بیشتر شدن کارایی دارد.

یکی از علل جامعه شناختی تظاهرات در پی ورشکستگی موسسات مالی اعتباری، از دست رفتن سرمایه هایی بود که به یک موسسه مشخص سپرده شده بود.

جدا از بحث اقتصادی اگر بخواهیم صرفا موضوع جامعه شناسی را در نظر بگیریم، همیشه این سوال وجود دارد که چرا در حالی که بانک های دیگری هم بودند که سود ۱۵ تا ۱۸ درصد ارائه می دادند، مردم به سراغ موسساتی رفتند که سود بانکی شان تا ۳۰ درصد هم می رسید؟

قطع به یقین قشری که از روی ناآگاهی و به دلیل نداری، مبالغ بسیار اندک ۱۰ و ۲۰ میلیون تومانی را در این موسسات برای عمل در بیمارستان یا نیازهای مرتبط با جان انسان سپردند وجود داشتند اما سپرده گذاری چند صد میلیون تومانی چه معنایی دارد؟

چقدر شنیده شده که تنها کافیست مبلغ یک میلیارد تومان در ایران داشته باشی تا با سپردن آن به بانک و دریافت سود تا آخر عمر حتی یک روز هم کار نکنید؟

حرص و طمع برای پول بیشتر آن هم برای جامعه ای که رهبران دینی اش دائما تاکید بر ساده زیستی و کمک به فقرا دارند چرا اینقدر زیاد است؟

پاسخ مشخص است؛ ایرانیان هم مثل باقی مردم جهان پول را دوست دارند و برای کاغذهای بی ارزشی که خودشان به آن ارزش دادند، سال ها زحمت کشیدند. پس دلیلی ندارد گلایه های مختلف وجود داشته باشد. این بازی در نسل بعد هم ادامه خواهد داشت.

 

مقاله

شبکه های اجتماعی

بایگانی


Top