آخرین اخبار

کسی اگر می خواهد فقط کار فرهنگی کند، برود بیرون!

از این رو بهترین کار، ایجاد مدل های جدید خوانندگی و ظهور فالش خوان های جدید است که به هر شیوه ممکن نظیر بالا و پایین پریدن روی استیج، پخش دود و بیرون آمدن از هر روزنه ای تماشاچی را به وجد آورند. در میان این شعبده بازی، تنها چیزی که اهمیت ندارد موسیقی است.

13 روز قبل
بیان
A- A A+

در مدارس به دانش آموزان موسیقی یاد داده نمی شود و سالهاست ساز در تلویزیون نمایش داده نمی شود. خواننده های موسیقی حتی همان فالش خوان ها هم در استودیوی تلویزیون لبخوانی می کنند و چیزی به نام پخش زنده وجود ندارد.

در جریان بازی های جام ملت های آسیا، بهنام بانی روی صحنه آمد تا برای تیم ملی فوتبال بخواند. او از متن ترانه نه تنها جا ماند که حتی قسمت هایی را نمی توانست لبخوانی کند.

ابتذال در موسیقی ایران در سالهای اخیر به اوج خود رسیده است.

در زمان خالی بودن جای بزرگان موسیقی سنتی ایران، تهیه کنندگان موسیقی بسته به شرایط و موقعیت برای جذب پول، افرادی را که یک شبه پا به عرصه موسیقی گذاشته اند با لابی گری به تلویزیون می فرستند.

حتی موسیقی عامه پسند پاپ هم قواعدی دارد. اما این خوانندگان یک شبه که بیشتر به شعبده بازان صحنه برای ایجاد شعف در سالن های موسیقی روی کار آمده اند، یک میکروفون به دست می گیرند و شروع به خواندن می کنند.

اکثر این خوانندگان، حتی توانایی به دست گرفتن گیتار را حتی ندارند و هر از گاهی اخبار تخلفات آنها منتشر می شود.

آخرین مورد مربوط به حمید هیراد، خواننده نوظهور بود که ادعا می کند شعرهایش را خودش می نویسد اما در این مورد تردیدهایی وجود دارد.

وی در آخرین کنسرت برگزار شده در شیراز، لبخوانی کرد که موجب اعتراض خریداران بلیت شد.

با این حال تلویزیون ملی ایران در خدمت بازار آزاد موسیقی است و تنها در یک مورد مربوط به برنامه "دورهمی" هر شب برای یکی از این افراد به نام دعوت از هنرمندان، رپورتاژ آگهی ثبت می شد.

جالب تر اینکه در جریان دعوت از دو خواننده نوظهور، آنها اعلام کردند که تا پیش از خواننده شدن، پیک موتوری بوده اند و تلویحا موضوع یک شبه ره صد ساله رفتن را از طریق خوانندگی تایید نمودند.

اما تهیه کنندگانی که حداقل خود را قبلا دوستدار هنر و موسیقی می دانستند، امروز صراحتا اعلام می کنند موضوع هنر برای هنر و هنر ناب موضوع بیهوده ای است. تا جایی که یکی از این تهیه کنندگان صراحتا در یک پرسش و پاسخ اعلام کرد کسی اگر در این جلسه به دنبال موسیقی برای موسیقی است، برود بیرون.

وی ادامه داد: من پیش از هر چیز یک تاجر هستم.

تاجر بودن تهیه کنندگان امری کاملا مشخص است. آنها بر موج آنچه که بی محتوا، بی مایه و بی کیفیت است اتفاقا تمرکز کرده و بر روی آن سرمایه گذاری می کنند.

موضوع اما این است که این سرمایه گذاری دقیقا بر روی قسمتهایی کار می شود که هیچ دستاوردی نداشته و اتفاقا دستاورد آن تخریب موسیقی، به حاشیه رفتن هنرمندان واقعی و مبتذل گوش دادن است.

این تهیه کنندگان کاملا آشنا به مارکت موسیقی بین المللی نیز هستند و تحریم ها متوجه آنها نیست.

به همان سرعتی که یک موسیقی در مارکت داخل ایران مجوز می گیرد و پخش می شود، در مارکت بین المللی نیز در جهان پخش می گردد.

امروزه آلبوم های موسیقی خوانندگان داخلی، به راحتی در سرویس های استریمینگ موسیقی و وبسایت های جهانی فروش نظیر آمازون و سی دی بیبی پخش می گردند و سودهای قابل توجهی را به حساب سرمایه گذاران واریز می کنند.

در این میان سرمایه گذاران حواسشان به سرمایه گذاری های پیشین نیز بوده است و اگر این بازار را خالی از سود هنگفت ببینند افراد را به کنار می زنند.

در نمونه ای جدید می توان از سیروان خسروی نام برد که در یک دهه اخیر ضمن آهنگسازی، کنسرت نیز برگزار می کرد و نوجوانان، صف های طویلی برای کنسرت او تشکیل می دادند.

امروز سیروان خسروی خواننده تیتراژ سریال هایی برای شبکه خانگی شده و اعلام کرده است می خواهد مدتی از فضای ایجاد شده فاصله بگیرد. اما اینطور که به نظر می رسد، تاریخ انقضای هنرمندان این چنینی تمام شده و جذابیت پیشین از دست رفته است.

از این رو بهترین کار، ایجاد مدل های جدید خوانندگی و ظهور فالش خوان های جدید است که به هر شیوه ممکن نظیر بالا و پایین پریدن روی استیج، پخش دود و بیرون آمدن از هر روزنه ای، تماشاچی را به وجد آورند.

در میان این شعبده بازی، تنها چیزی که اهمیت ندارد، "موسیقی" است!

 

مقاله

شبکه های اجتماعی

بایگانی


Top