آخرین اخبار

فارغ التحصیلان علوم سیاسی فریاد نمی زنند

برخی جملات به گوش هر دانشجوی علوم سیاسی آشناست. از روز نخست که که دانش آموزی تصمیم می گیرد تا آینده خود را با رشته علوم سیاسی گره بزند، به او گفته می شود که جایش یا در سفارتخانه است یا وزارت امور خارجه!

13 روز قبل
بیان
A- A A+

«به سمت این رشته نیایید اگر عشق آن را ندارید»؛ «اینجا فقط برای آنانی است که می خواهند بخوانند تا بدانند»؛ «اگر به دنبال کار می گردید، این رشته را نخوانید و همین حالا تغییر رشته دهید»؛ «اینجا نان نیست!»

این جملات به گوش هر دانشجوی علوم سیاسی آشناست. از روز نخست که که دانش آموزی تصمیم می گیرد تا آینده خود را با رشته علوم سیاسی گره بزند، به او گفته می شود که جایش یا در سفارتخانه است یا وزارت امور خارجه!

دانشجوی علوم سیاسی با هزار امید و آرزو وارد دریایی از تاریخ، جامعه شناسی، فلسفه سیاسی، اقتصاد سیاسی و حتی ادبیات می شود و از هر قسمتی تکه ای بر می دارد به امید آنکه وزارت امور خارجه گوشه چشمی نیز به آنها داشته باشد و پیشرفت کند.

علوم سیاسی به عنوان رشته ای اصطلاحا دهان پرکن، اما توخالی است. در آزمون های استخدامی جایی ندارد و امید نهایی دانشجویان علوم سیاسی و روابط بین الملل، به دست گرفتن جایگاه اساتیدشان است تا همان هایی را که فرا گرفته اند، دوباره به گروهی دیگر آموزش دهند و آموزش گیرندگان نیز همین امید را دارند.

حقیقت اما چیز دیگریست. دانشجوی علوم سیاسی در همان اواسط متوجه می شود که جایی در کشور خود ندارد. حتی جایی در دنیای آزاد ندارد و معدود افرادی هستند که از طریق این رشته به موفقیت رسیده اند.

بر عکس، بیشتر تصمیم گیران کشور به سراغ رشته های صنعتی رفته اند و پس از مدتی یک مدرک کارشناسی ارشد یا دکترای علوم سیاسی نیز دریافت کرده اند.

گویی این رشته به دلیل مبهم بودن و اینکه کسی سر از پیچیدگی های آن در نمی آورد تنها پرستیژ به همراه دارد و حتی با داشتن روابط نیز در نهایت هیچ جایی برای آن نیست.

در جریان استخدام دستگاه های اجرایی این امر نه تنها در خصوص علوم سیاسی که برای فارغ التحصیلان علوم اجتماعی نیز دیده می شد اما بسیار کمتر.

در بخش علوم اجتماعی، اندک امیدی به استخدام حداقل ۱ نفر در یک خبرگزاری نظیر خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) وجود داشت اما هیچ جایی برای علوم سیاسی نبود.

دانشجویان این رشته که به دلیل میان رشته ای بودن واحدهای درسی، مجبور به یادگیری همه چیز هستند، پس از فارغ التحصیلی با دستی خالی مواجهند چرا که در جریان یک آزمون استخدامی به راحتی متوجه می شوند که سهم استخدام آنها در مقابل آنانی که به سمت رشته هایی نظیر کامپیوتر رفته اند حدود ۱ به ۱۰۰ است.

از این رو پس از ۷ سال تحصیل، این دانشجو تازه باید وارد فضای IT شود و بر دانش خود بیفزاید.

اما بعد از آن متوجه می شود به دلیل مدرک تحصیلی پایه، علوم کامپیوتر فرا گرفته شده نیز برای وی ثمری ندارد.

به راحتی می توان دریافت که یک دانشجوی کارشناسی IT سهمی بسیار ویژه و بالاتر از یک فارغ التحصیل دکترای علوم سیاسی، روابط بین الملل و تاریخ جهان دارد.

در نهایت تنها گزینه موجود، ورود به بازار آزاد و شرکت های خصوصی است که اگر احتمالا این چند سال وقت را هم برای تحصیل نمی گذاشت، می توانست چنین کاری به دست آورد.

دکتر روح الله اسلامی در گفت‌وگو با ایسنا، با اشاره به اعتراض دانشجویان، دانش آموختگان و اساتید رشته علوم سیاسی و روابط بین الملل به عدم پذیرش فارغ التحصیلان این رشته در ششمین آزمون استخدامی دستگاه‌های اجرایی کشور، اظهار کرد: تاکنون دولت پنج آزمون استخدامی برگزار کرده ولی متأسفانه در تمام این آزمون‌ها فارغ التحصیلان رشته علوم سیاسی و روابط بین الملل نادیده گرفته شده‌اند.

پروژۀ مرگ علوم انسانی یا «مرگ بر علوم انسانی» امروز به طور کامل پیاده سازی شده است و تلاش می گردد اندک فضایی را که در اختیار این افراد است از بین ببرد.

تخریب و تحقیر دانشجویان و فارغ التحصیلان این رشته و رشته های مشابه توسط عموم، فشار روانی و سرخوردگی ناشی از آنچه که برایش تلاش شده را چند برابر می کند.

 

مقاله

شبکه های اجتماعی

بایگانی


Top