آخرین اخبار

رهبر ایران: سیاه ترین نوع ازدواج، ازدواج سفید است

برنامه شش توسعه، دستور جهت پیچیده تر کردن بوروکراسی اداری، رفتار بد پرسنل دادگاه های خانواده، وضعیت سخت معیشتی و بالاخره عدم امید به آینده و رهایی از بند بوروکراسی خانوادگی به نام رسم و رسوم، همه و همه دهه هفتادی ها را به سمت نوعی زندگی مشترک سوق داده است

27 روز قبل
بیان
A- A A+

برنامه شش توسعه، دستور جهت پیچیده تر کردن بوروکراسی اداری، رفتار بد پرسنل دادگاه های خانواده، وضعیت سخت معیشتی و بالاخره عدم امید به آینده و رهایی از بند بوروکراسی خانوادگی به نام رسم و رسوم، همه و همه دهه هفتادی ها را به سمت نوعی زندگی مشترک به نام "ازدواج سفید" کشانده است.

رهبر جمهوری اسلامی دیگر در مقابل یک جامعه که از وی و ایدئولوژی های بیت وی فرار می کند نمی تواند طاقت بیاورد و در هر زمینه ای دخالت و سمت گیری می کند.

هر آنچه از دید رهبر امت با موازین ساخته شده در ذهن او همخوانی نداشته باشد رد شده، کثیف و بسیار قبیح است.

یکی از این موارد ازدواج سفید است. رهبر ایران در دیداری که با مداحان داشت، این نوع ازدواج را سیاه ترین نوع ازدواج خواند.

او البته همیشه پا را فراتر از حد خود گذاشته و به طور مشخص در زندگی خصوصی مردم دخالت می کند.

از موارد دخالت کردن وی، ورود به موضوعات زناشویی است که حتی برای فرزندآوری تعیین تکلیف می کند.

خامنه ای، ازدواج های دیرهنگام و سخت، فرزندآوری کم و ترویج پدیده های زشتی همچون ازدواج های سفید را که سیاه ترین ازدواج است، به همراه تلاش برای از بین بردن حیا و عفت از موارد و زمینه های در خطر قرار گرفتن نظام خانواده بر شمرد و تاکید کرد: ایجاد زمینه برای طهارت و پاکیزگی جوان، موثرترین راهکار جهت مقابله با توطئه ها و حفظ انقلاب و نظام جمهوری اسلامی است.

جوانان ایران و نسل جدید هر ساله بیشتر از مبانی انقلاب، انقلابی گری و خانواده فاصله می گیرند.

خانواده نیز به عنوان یکی از ستون های یاری دهنده به ایدئولوژی حکومتی به تدریج توان خود را در مدیریت نسل جدید از دست داده و نمی تواند به سبک خود آنان را تربیت کند.

نسل جدید، تابع آیفون، مک دونالد و کرم پودرهای برند است و کوچکترین همخوانی ای با تقاضای مطرح شده از جانب حکومت ندارد.

 

چرا رهبر جمهوری اسلامی عصبانی است؟

 

رهبر نظام به خوبی می داند که هر چقدر هم در رسانه ها فریاد بزند که انقلابی است، اما این را نیز به خوبی می داند که ابزارهای لازم برای عصیان بر علیه مردم را ندارد.

از نظر زمانی، آنچنان دور نبود وضعیتی که در شهرهای بزرگ برای افراد مجرد به وجود آورده بودند. این به وجودآورندگان همان "مردم" بوده و هستند.

آنان در یک اتحاد غیرمکتوب، به دختران یا پسران مجرد خانه نمی دانند و یا بسیار سخت این کار صورت می گرفت و دائما با کنترل از جانب همسایگان روبرو بودند.

وضعیت اقتصادی به علاوه رشد و بالندگی جامعه شهری و همچنین گسترده تر شدن فضای ساختمان سازی، باعث شد تمام آنچه که حاکمین ساخته بودند از بین برود.

به طور مشخص بخش عمده کنترل حکومتی توسط مردم صورت می گرفت و این مردم همان افرادی بودند که جزو نسل اول و دوم انقلاب محسوب می گردیدند.

به همین علت دیگر کنترل آنچنانی صورت نمی گیرد چرا که بدنه مردمی حکومت نیز اعتبار خود را از دست داده است.

 

مقاله

شبکه های اجتماعی

بایگانی


Top