آخرین اخبار

سال بدی در انتظارمان است

یک پژوهشگر اجتماعی: حکومت هرچه داشته تا حالا رو کرده و اصولگرا، اصلاح‌طلب و میانه‌رو هر سه در پروژه‌های خود شکست خورده‌اند.

2 ماه قبل
بیان
A- A A+

سرخورده، کلافه، غمگین، بی‌حوصله و ناامید؛ این‌ها صفات و ویژگی جامعه ایران هستند که لابه‌لای رخدادهای سیاسی و فشارهای اقتصادی، دچار بی‌سازمانی اجتماعی شده و وقتی اطراف خود را نگاه می‌کند گمان می‌برد خداوند در پروژه انسان با شکست مواجه شده است. همچنان که یک پژوهشگر اجتماعی در گفت‌وگو با «شبکه بیان» می‌گوید «جامعه ایران عمیقاً احساس بی‌پناهی می‌کند و در شرایط کنونی خود را در برزخی می‌بیند که رهایی از آن ممکن نیست.»

این پژوهشگر اجتماعی که نخواست نامش ذکر شود، مطالعات وسیعی را درباره «چرایی اعتراض‌های دی‌ماه 96» و «خواسته‌های سیاسی و اقتصادی مردم» انجام داده و بارها به وزارت کشور رفته تا فرصتی بگیرد و نتیجه مطالعاتش را شرح دهد؛ اما هر دفعه دست رد به سینه او زده‌اند. در ادامه گفت‌وگوی شبکه بیان با این پژوهشگر اجتماعی را می‌خوانید.

 

- جامعه مانند فنری است که اگر تحت فشار قرار گیرد، حوادثی مانند خرداد 88 و دی 96 رخ می‌دهد.

- ظرفیت جامعه برای تحمل فشارها به اتمام نرسیده است.

- کارگران گروه ملی فولاد اهواز و نیشکر هفت‌تپه بیش از یک ماه در خیابان‌ها بودند ولی مردم به دادشان نرسیدند.

- هر اتفاق بزرگی که قرار است در صحنه سیاسی کشور رخ دهد، در سال 98 رخ خواهد داد.

- جمهوری اسلامی از معنا و مفهوم تهی شده و صرفاً با ایجاد رعب و وحشت به بقای خود ادامه می‌دهد.

 

* بگذارید بدون مقدمه‌ چینی‌های اضافی سؤالی که این روزها ذهن خیلی‌ها را درگیر خود کرده است از شما بپرسم، به نظر شما چرا جامعه ایران دچار انفعال شده و در برابر این‌همه ظلم و فشار حکومت سکوت کرده و اقدامی نمی‌کند؟

باید سؤال را این‌گونه پرسید که چرا انتظار بیش‌ازحد و بی‌جا از مردم داریم. برخی انتظار دارند همین الان یک میلیون نفر در تهران به خیابان‌ها بریزند و کار حکومت را یکسره کنند. نه، به این سادگی‌ها که فکر می‌کنیم نیست. اتفاقاً مردم کارهای بزرگی را انجام داده‌اند؛ مثلاً همین اعتراض‌های دی‌ماه پارسال را نگاه کنید که مردم با چه شجاعتی در برابر حکومت ایستادند و مطالبات خود را فریاد زدند. آیا این نشان‌دهنده پویایی و بیداری سیاسی مردم نیست؟

چرا به مردم می‌گویند منفعل. مردم ما منفعل نیستند، مردم باهوش هستند و می‌دانند چه کاری را در چه زمانی انجام دهند. بااین‌حال، از دیدگاه من جامعه مانند فنری است که با تحت فشار قرار گرفتن و رها شدن آن حوادثی مانند خرداد 88 و دی 96 رخ می‌دهد و حکومت را به تکاپو برای بقا می‌اندازد.

* طی یک سال گذشته این فنر بیش‌ازحد تحت‌فشار بوده است. دولت روحانی نه‌تنها به وعده‌های سیاسی و اجتماعی خود عمل ‌نکرده، بلکه اوضاع اقتصادی را بدتر از گذشته کرده و اقشار جامعه از دانشجویان و کارگران گرفته تا بازرگانان و تولیدکنندگان از دست دولت و اصل نظام ناراضی و عصبانی هستند. بسیاری از تحلیلگران معتقدند ظرفیت جامعه برای تحمل فشارها به اتمام رسیده است. پس این فنر چه زمانی رها می‌شود؟

خیر، ظرفیت جامعه هنوز به اتمام نرسیده است. اگر اقشار، دسته‌ها و طبقات مختلف را در یک واحد تحت عنوان «جامعه» در نظر بگیریم، باید گفت ظرفیت همه آن‌ها برای تحمل فشارها به اتمام نرسیده است. ممکن است شما بگویید بازنشستگان، کارگران و معلمان از شرایط اقتصادی ناراضی، معترض و به دلایل مختلف خواهان تغییر حکومت هستند؛ اما از سوی دیگر باید در نظر داشت که طبقه متوسط و متوسط رو به بالا از نظر اقتصادی آن‌چنان که باید تحت‌فشار قرار نگرفته‌اند و هنوز دستشان به دهانشان می‌رسد. در ایران جنس مطالبات گروه‌ها و طبقات، مختلف است و به همین دلیل حکومت تا کنون موفق شده اوضاع را کنترل کند. اقشاری وجود دارند که خواهان شرایط بهتر اقتصادی هستند و گروهی هم برای فضای باز سیاسی و تحقق مطالبات مدنی مبارزه می‌کنند.

* یعنی به‌زعم شما اکثریت جامعه ایران خواهان تغییر حکومت نیستند و عده‌ای همچنان فکر می‌کنند جمهوری اسلامی توانایی پاسخگویی به مطالبات آن‌ها را دارد؟

خیر، بنده چنین اعتقادی ندارم. من می‌گویم جنس مطالبات تفاوت دارند. در شرایط کنونی که فشارهای اقتصادی افزایش یافته است، همه انتظار دارند که مردم به خیابان‌ها بریزند و جمهوری اسلامی را به چالش بکشند؛ اما آیا همه طبقات و اقشار جامعه به طور یکسان با مشکلات اقتصادی دست‌به‌گریبان هستند؟ خیر، میلیون‌ها نفر از طبقه متوسط اگرچه کسب‌وکارشان در رکود قرار دارد یا تعطیل شده است ولی کماکان فشارها را بر می‌تابند و حاضر نیستند برای آینده‌ای بهتر هزینه کنند؛ بنابراین، وقتی بازنشستگان و کارگران کف خیابان‌ها هستند، دانشجویان و طبقاتِ با درآمد بالا در کنارشان حضور ندارند و وقتی طبقات متوسط و پردرآمد مانند سال 88 مطالبات سیاسی خود را در خیابان‌ها فریاد می‌زنند، خبری از اقشار محروم و کم‌درآمد نیست.

چرا راه دور برویم همین امسال کارگران گروه ملی فولاد اهواز و کارگران نیشکر هفت‌تپه بیش از یک ماه در خیابان‌ها به دلیل شرایط بد اقتصادی و پایمال شدن حقوقشان اعتراض کردند، کدام دسته، گروه یا قشری به خیابان آمد تا در کنار آن‌ها قرار بگیرد.

* خب اگر فرض را بر این بگذاریم که جنس مطالبات مردم متفاوت است و هر قشری خواهان تحقق خواسته‌های خودش است، چه زمانی یک نوع هماهنگی بین اقشار شکل خواهد گرفت تا در آن واحد یک فشار همه‌جانبه به حکومت وارد شود؛ مانند فشاری که در سال 1357 به حکومت وقت وارد شد و دودمان پهلوی سقوط کرد؟

شما نباید انتظار وقوع رویدادی مانند سال 57 را داشته باشید. آن انقلاب بر اساس یک ایدئولوژی مذهبی بود که برای به وقوع پیوستنش همه فاکتورهای لازم وجود داشتند. در دوره کنونی اعتراض‌های پراکنده برقرار است؛ اما سازمان‌یافتگی سال 57 را ندارد. حتی باید فراتر از این نگاه کرد و گفت تغییرات اساسی نیاز به یک گفتمان قوام‌بخش دارد تا رهبران اعتراض‌ها حول محور این گفتمان بتواند حرکت و مردم را هدایت کنند و در بازی شطرنج با حکومت بتوانند برنده صحنه مبارزات باشند.

من فکر می‌کنم اکثریت جامعه روی این مسئله که جمهوری اسلامی قادر به اداره کشور به روش درست نیست و نمی‌تواند پاسخگوی نیازها باشد، به اجماع رسیده‌اند؛ اما از طرف دیگر اکثریت جامعه روی این موضوع هم که برای عبور از شرایط کنونی باید هزینه‌های سنگینی را پرداخت کرد، به اجماع و هماهنگی نرسیده‌اند. لذا می‌بینیم همه خواهان این هستند که شرایط تغییر کند ولی عده کمی وجود دارند که دست به اقدام عملی می‌زنند و از جان و مال خود هزینه می‌کنند. در نتیجه اگر بخواهم پاسخ روشنی به پرسش شما بدهم، باید بگویم که اگر فشارهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی روی همه اقشار و طبقات به حد نساب برسد، آنگاه خواهیم دید که هماهنگی و یکپارچگی برای اعتراض‌های گسترده در سطح کشور به وجود خواهد آمد.

* سال آینده را چگونه می‌بینید، فکر می‌کنید فشارها بر مردم بیشتر می‌شوند؟ به ویژه اینکه آمریکا اعلام کرده است که بهار سال آینده اقتصاد ایران با فروپاشی مواجه خواهد شد. اگر فشارها بر مردم افزایش یابند و خیابان‌ها به صحنه نبرد تبدیل شوند، آیا حکومت آن‌قدر توان دارد که مقابل مردم بایستد و خشم و عصبانیت جامعه را کنترل کند؟

من نگران شرایط پیش رو هستم و فکر می‌کنم سال بدی در انتظارمان است. فکر می‌کنم هر اتفاق بزرگی که قرار است در صحنه سیاسی کشور رخ دهد در سال 98 رخ خواهد داد. حکومت هرچه داشته تا حالا رو کرده است. اصولگرا، اصلاح‌طلب و میانه‌رو هر سه در پروژه‌های خود شکست خورده‌اند. فکر می‌کنم جمهوری اسلامی از معنا و مفهوم تهی شده و چند سالی است صرفاً با ایجاد رعب و وحشت در بین مردم، به بقای خود ادامه می‌دهد. در این شرایط جامعه ایران عمیقاً احساس بی‌پناهی می‌کند و در شرایط کنونی خود را در برزخی می‌بیند که رهایی از آن بدون تغییرات اساسی ممکن نیست؛ لذا جامعه اگر چشم‌انداز نسبتاً روشنی را مقابل خود نبیند، قطعاً چاره کار را در سرنگونی حکومت خواهند دید.

مقاله

شبکه های اجتماعی

بایگانی


Top