آخرین اخبار

ماجرا بیشتر از حجاب است؛ به بهانه بازداشت زنان دوچرخه سوار

جمهوری اسلامی می گوید مساله اش نه دوچرخه سواری بلکه حجاب است. فارغ از این موضوع که خود بحث حجاب چقدر می تواند برای زنان ایرانی تحقیرکننده و توهین آمیز باشد، اما آنچه که قوه قضاییه هم می گوید یک دروغ بزرگ است.

26 روز قبل
بیان
A- A A+

جمهوری اسلامی می گوید مساله اش نه دوچرخه سواری بلکه حجاب است. فارغ از این موضوع که خود بحث حجاب چقدر می تواند برای زنان ایرانی تحقیرکننده و توهین آمیز باشد، اما آنچه که قوه قضاییه هم می گوید یک دروغ بزرگ است.

در کلاس های عقیدتی سربازی در ایران همچنان به سربازان مفاهیمی منتقل می شود که شاید باور آن آسان نباشد.

برای مثال همچنان مساله نشستن در جایی که پیش از آن یک زن روی آن صندلی نشسته است، مساله ای مطرح است.

به سربازان کلاسهای عقیدتی صراحتا گفته می شود که اگر در مترو، زنی از جایش بلند شد، تا چند دقیقه روی آن صندلی (شما) ننشینید. اینکه چه کسی روی آن می نشیند مهم نیست؛ شما برای آنکه به گناه نیفتید روی آن ننشینید.

این به این مفهوم است که گرمای یک زن می تواند تاثیرات منفی جنسی روی سربازان و به طور کل مردان بگذارد.

این یک حقیقت واضح و مشخص است که گفته می شود. بنابراین این نگاه به زنان وجود دارد که آنان همواره از عوامل فساد هستند که حتی نشستن در جای آنان می تواند شبهه برانگیز باشد.

حال همین مساله در خصوص دوچرخه سواری حاکم است. سخنگوی قوه قضاییه در خصوص بازداشت ۷۰ زن ایرانی در خیابان ولیعصر تهران می گوید مساله اش دوچرخه سواری آنان نبوده بلکه حجاب نداشتن آنان باعث بازداشتشان شده است.

وی این حرف را بدین خاطر می زند که افکار عمومی را متقاعد کند که بحث صرفا حجاب است. اما افکار عمومی، آگاه به این مساله هستند که موضوع نه دوچرخه سواری و نه حتی حجاب بلکه "زن" است.

حکومت ایران می خواهد زن را در یک کیسه پلاستیکی سیاه نگاه دارد، درب آن را ببندد و در خانه بگذارد. وظیفه زن از دید این حکومت مشخص است؛ بازگشت به اصل خود که همان فرزندآوری و خانه نشینی است.

حکومت بارها در خصوص حجاب سخنان مشابهی گفته است. گفته شده بود که مساله رنگ آمیزی مانتوها نیست؛ بلکه حجاب است!

این در حالیست که بسیاری از زنانی که شال، روسری، مانتو، جوراب و کفش های رنگارنگ می پوشند، بیش از افرادی که چادر و یا حتی پوشاک تیره دارند مورد آزار ماموران گشت ارشاد قرار می گیرند.

پس از بحث حجاب، فاز پوشش تنگ و چسبان مطرح شد. مشخص است که حکومت نمی خواهد یک طرف جامعه را به طور کل ببیند.

اینکه زنی با آرایش عربی در شهری مثل تهران بگردد و حتی حجاب کامل هم داشته باشد، باید خود را آماده کند تا به خاطر سایز سینه یا پاهای بزرگ تر، هدف حمله قرار گیرد.

راهکار هم همیشه توسط ماموران ارائه می شود. مانتوی گشاد، شلوار باز و نچسب و روسری ترجیحا تیره، راهکار آنان است.

دو راهکار برای زنان وجود دارد. زنان در ایران یا می توانند در خانه ها بمانند و هر چه می خواهند بپوشند یا نپوشند یا اگر از خانه بیرون می آیند، بهترین مدل لباس را از دید حکومت انتخاب کنند که این خود به دو قسم است.

قسم اول و بهترین گزینه، "حجاب برتر" یا چادر است. افرادی که این حجاب را انتخاب می کنند، مورد تکریم و احترام هستند.

قسم دوم افرادی خواهند بود که همچون دهه شصت، مانتوهای اپل دار و مقنعه های بلند که تا روی سینه هایشان را می پوشاند به تن کنند.

در این میان، گرمای هوا و عرق کردن تا مرز گرمازدگی تفاوتی برای حکومت ندارد. جامعه اسلامی در وهله نخست، ظاهر اسلامی خوب می خواهد. پاداش تحمل این گرما هم در جهانی دیگر به تحمل کنندگان و عفت ورزیدگان داده خواهد شد.

اما این صرفا در میان غیر خودی ها حاکم است. خودی های اصطلاحا "چادری" مجبور به تحمل این شرایط نیستند.

حدود یک دهه است که همسران و فرزندان زن افراد حکومتی، ابایی از سوار شدن بر اتومبیل های لوکس و گرانقیمت ندارند و آن را به خیابان ها هم می آورند.

حال تصور نشستن با چادر و مقنعه در اتومبیل آخرین مدل با امکانات سرمایشی بسیار خوب با نشستن با همین البسه در اتوبوس درون شهری (حتی BRT) به هیچ عنوان قابل مقایسه نیست.

پس می توان نتیجه گرفت که مساله حضور و وجود زن غیر خودی در خیابان است که از بد ماجرا، متوجه شده می توان گرمای ۴۰ تا ۵۰ درجه ای را به امید آینده ای نامعلوم تحمل نکرد!

 

مقاله

شبکه های اجتماعی

بایگانی


Top