آخرین اخبار

سه ضلع بحران

ضعف در مدیریت کشور، خطاهای فاحش در سیاست‌گذاری‌ها و افزایش فشار تحریم‌ها تبعات میان‌مدت و بلندمدتی را به همراه دارند. این سه ضلع مثلث بحران می‌تواند اقتصاد ایران را در سال آینده به مرز فروپاشی برساند.

15 روز قبل
بیان
A- A A+

ضعف در مدیریت کشور، خطاهای فاحش در سیاست‌گذاری‌ها و افزایش فشار تحریم‌ها تبعات میان‌مدت و بلندمدتی را به همراه دارند. این سه ضلع مثلث بحران می‌تواند اقتصاد ایران را در سال آینده به مرز فروپاشی برساند.

به گزارش «شبکه رسانه‌ای بیان» جمهوری اسلامی همه قوای خود را بسیج کرده است تا در مقابل تحریم‌های ایالات‌متحده آمریکا بایستد. 12 شرطی که دولت دونالد ترامپ برای رژیم ایران گذاشته، جمهوری اسلامی را مصمم کرده است که تن به مذاکرات ندهد. در این شرایط تنها راهی که برای رژیم ایران باقی مانده، تحمل انزوای اقتصادی و مقاومت در برابر فشارهاست.

در این میان، مهم‌ترین چالش رژیم ایران کنترل افکار عمومی و پاسخ‌دهی به نیازهای مردم است. شاید مردم زیر بار فشارهای بی‌سابقه‌ای که در راه است، تحمل نکنند و خشم و عصبانیت خود را به خیابان‌ها بیاورند. در این صورت کنترل اوضاع برای جمهوری اسلامی بسیار سخت خواهد شد؛ چراکه اگر شورشی رخ دهد، ابعاد آن به مراتب گسترده‌تر از خیزش دی‌ماه 1396 خواهد.

اگرچه رژیم ایران مصمم به حاضر نشدن پای میز مذاکره است تا به قول خودش از این «گردنه سخت» عبور کند، از سوی دیگر دولت آمریکا هم عزم خود را جزم کرده فشار بر اقتصاد ایران را حفظ کند تا سران رژیم تن به مذاکره بدهند.

در شرایط کنونی استراتژی جمهوری اسلامی بر یک تصور استوار است؛ سران جمهوری اسلامی تصور می‌کنند ترامپ در دوره بعدی انتخابات ریاست جمهوری رأی نخواهد آورد و جای او را یک دموکرات مانند اوباما که مواضع نرم‌تری دارد، خواهد گرفت؛ اما معادلات سیاسیِ داخل آمریکا نشان می‌دهد حزب دموکرات این کشور برگ برنده‌ای در دست ندارد و همه تخم‌مرغ‌های خود را در سبد یک سوسیالیست به نام برنی سَندرز گذاشته است که البته اقبال اندکی هم نسبت به ترامپ دارد؛ ازاین‌رو، تحلیلگران سیاسی بارها به جمهوری اسلامی هشدار داده‌اند که فرصت را از دست ندهد و با دولت کنونی آمریکا مذاکرات را آغاز کند.

تن ندادن به مذاکره و حل نشدن مسائل با دنیای خارج، مردم را نسبت به آینده ناامید کرده است. این ناامیدی وقتی بیشتر می‌شود که علاوه بر فشار تحریم‌ها، مسئولان جمهوری اسلامی ضعف‌های بزرگی در مدیریت کشور از خود نشان می‌دهند و در سیاست‌گذاری‌ها نیز دچار خطاهای فاحش می‌شوند. خطاهای فاحش و فاجعه‌بار هم در سطح خرد و هم در سطح کلان در حال رخ دادن است.

برای مثال در اوج آشفتگی‌های بازار ارز مقامی مانند معاون اول رئیس‌جمهوری که وظایف مشخصی در حیطه سیاسی دارد، در قامت وزیر اقتصاد یا رئیس‌کل بانک مرکزی ظاهر می‌شود و دستور می‌دهد که از فردا نرخ هر دلار برای همه نیازها 4200 تومان است. گستردگی تبعات میان‌مدت و بلندمدت این موضوع بر هیچ‌کس پوشیده نیست. این سیاست اشتباه رژیم علاوه بر اینکه ذخایر ارزی کشور را به زوال کشید، موجب افزایش نرخ تورم و کاهش قدرت خرید مردم شد.

ضلع دیگر بحران، ضعف‌های عمیق مدیران و مسئولان حکومتی است که هزینه‌های اداره کشور را افزایش داده است. این ضعف طیف وسیعی از پی‌آمدها از جمله فساد مالی و سوءمدیریت را به همراه دارد. فساد مالی و سوءمدیریت طی روند چهل‌ساله حیات جمهوری اسلامی همواره در حال افزایش بوده و تازه‌ترین آن اختلاس 100 هزار میلیارد تومانی در شرکت بازرگانی پتروشیمی است.

ضلع سوم که تکمیل‌کننده بحران‌ها و مشکلات اساسی کشور محسوب می‌شود، تحریم‌های اقتصادی آمریکا است که سه هدف افزایش رکود، تورم و بیکاری را دنبال می‌کند. با روند کنونی که پایه‌های اقتصادی کشور متزلزل شده، مثلث خطاهای فاحش در سیاست‌گذاری، ضعف در بدنه مدیریتی کشور و فشار تحریم‌ها اگر اقتصاد ایران را در هم نشکند، قطعاً موجب فقر و فلاکت میلیون‌ها ایرانی و تعطیلی نیم بیشتر صنعت کشور خواهد شد.

ازاین‌رو، به خطا رفته‌ایم اگر همه تقصیرها به گردن تحریم‌ها بیندازیم؛ تحریم‌ها وقتی کارساز هستند که ساختارهای سیاسی و اقتصادی کشور دچار مشکلات اساسی باشند. در غیر این صورت نه تحریم به‌خودی‌خود کشور را به سمت فروپاشی می‌برد و نه مشکلات ساختاری (حداقل در میان‌مدت) می‌تواند کشور را به زوال بکشد.

مقاله

شبکه های اجتماعی

بایگانی


Top