آخرین اخبار

اختلاس‌ها مردم را ناامیدتر می‌کند

یکی از عوامل ایجاد بی‌نظمی در جامعه، کاهش اعتماد عمومی یا بی‌اعتمادی مردم به نهادهای حاکمیتی است. این مسئله در کشورهای کمتر توسعه‌یافته تا حد بحران عدم مشروعیت برای حکومت‌ها ادامه می‌یابد و موجب پی‌آمدهای منفی دیگری می‌شود.

2 ماه قبل
بیان
A- A A+

یکی از عوامل ایجاد بی‌نظمی در جامعه، کاهش اعتماد عمومی یا بی‌اعتمادی مردم به نهادهای حاکمیتی است. این مسئله در کشورهای کمتر توسعه‌یافته تا حد بحران عدم مشروعیت برای حکومت‌ها ادامه می‌یابد و موجب پی‌آمدهای منفی دیگری می‌شود.

به گزارش «شبکه رسانه‌ای بیان» کاهش سرمایه اجتماعی ریشه بسیاری از مشکلات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در ایران است. جمهوری اسلامی به لحاظ حفظ سرمایه اجتماعی بسیار ضعیف عمل کرده و با رویکرد خود، اعتماد بخش‌های وسیعی از جامعه را از بین برده و سبب هرج‌ومرج و اخلال در مناسبات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی شده است.

اعتماد عمومی مهم‌ترین مؤلفه سرمایه اجتماعی محسوب می‌شود. این مؤلفه مهم که تنظیم‌کننده عملکرد نهادها است و اساساً مبنای نظم و انضباط در جامعه محسوب می‌شود، تحت تاثیر رفتارها و کج روی‌های جمهوری اسلامی دچار ضربه‌های شدیدی شده است.

در حالی ‌که سرمایه اجتماعی در جامعه مدرن «علاج همه مشکلات» تلقی می‌شود، فسادهای سازمان‌یافته در عرصه اقتصادی کشور و تحقیر مردم به روش‌های مختلف، این سرمایه را از بین برده و امید به آینده را به سطح بسیار نازلی رسانده است.

تازه‌ترین مسئله‌ای که اعتماد عمومی را بازهم کاهش داده، فساد 6 میلیارد و 656 میلیون یورویی در شرکت بازرگانی پتروشیمی است. این مبلغ کلان در حالی مورد سوء استفاده عده‌ای قرار گرفته است که میلیون‌ها نفر از ایرانی‌ها به سختی می‌توانند مایحتاج اولیه خود را تأمین کنند؛ بنابراین، در شرایط کنونی این فساد کلان نه‌فقط موجب کاهش اعتماد عمومی می‌شود، عصبانیت عمیق مردم از رژیم را هم در پی دارد.

دست‌کجی‌های افراد صاحب قدرت و ثروت که وابستگی زیادی هم به رژیم دارند، جامعه را به این فکر واداشته که به این رژیم و آینده امیدی نیست پس باید به فکر نجات خودمان باشیم. تبلور این تفکر در رفتارهای اقتصادی جامعه کاملاً عیان است؛ وقتی عده زیادی به طور رمه‌وار به سمت بازار ارز هجوم می‌برند تا دارایی‌های خود را به دلار تبدیل کنند، یعنی حکومت در حفظ اعتماد عمومی شکست‌ خورده و مبنای نظم جامعه را از بین برده است.

بااین‌حال، حکومت نظم را در امنیتی کردن فضای جامعه می‌جوید؛ برای مثال نیروهای پلیس را به سمت بازار ارز گسیل می‌دهد تا خریداران و فروشندگان ارز را دستگیر کند یا به انبار کالاهای مردم هجوم می‌برد تا سطح عرضه را افزایش دهد. حال اینکه مشکل در جای دیگری است و امنیتی کردن فضای جامعه فقط به التهاب‌ها و بی‌اعتمادی‌ها دامن می‌زند.

در وضعیت کنونی جامعه گمان می‌کند رسیدن به خواسته‌هایش دشوار یا حتی ناممکن است؛ چراکه رفتارهای ضداجتماعی رژیم (اختلاس، دروغ‌گویی، سوء مدیریت و فساد) مردم را در شرایطی ناامیدکننده قرار داده و به این دلیل که گمان می‌کنند اوضاع بدتر خواهد شد، واکنش‌های خلاف نظم جامعه و رفتارهای ضداجتماعی از خود نشان می‌دهند.

بنابراین، هجوم آوردن میلیون‌ها نفر به سایت فروش محصولات ایران‌خودرو و سایپا، ایجاد حباب‌های کاذب بر اثر تقاضا در بازار ارز، صف‌های طولانی برای خرید کالاهای اساسی و... نه‌تنها نمود شکست ساختارهای اقتصادی جمهوری اسلامی محسوب می‌شود، بلکه نشان‌دهنده ناامیدتر شدن مردم نسبت به آینده و کاهش اعتماد آن‌ها به رژیم است.

مقاله

شبکه های اجتماعی

بایگانی


Top