آخرین اخبار

تیر خلاص «مالیات بر عایدی سرمایه» به اقتصاد ایران

کسری شدید بودجه، جمهوری اسلامی را به تکاپو برای یافتن راه‌های جدید درآمدی انداخته است. در شرایط کنونی که اقتصاد ایران با رکود عمیق و تورم افسارگسیخته دست‌وپنجه نرم می‌کند، وزیر اقتصاد از اجرای طرح «مالیات بر عایدی سرمایه» خبر داده است.

3 ماه قبل
بیان
A- A A+

کسری شدید بودجه، جمهوری اسلامی را به تکاپو برای یافتن راه‌های جدید درآمدی انداخته است. در شرایط کنونی که اقتصاد ایران با رکود عمیق و تورم افسارگسیخته دست‌وپنجه نرم می‌کند، وزیر اقتصاد از اجرای طرح «مالیات بر عایدی سرمایه» خبر داده است.

به گزارش «شبکه رسانه‌ای بیان» دستگاه عریض و طویل رژیم ایران با 2.5 میلیون کارمند و 4.5 میلیون بازنشسته، سالانه حدود 90 درصد بودجه کشور را می‌بلعد و موجب از بین رفتن فرصت‌های توسعه کمی و کیفی کشور می‌شود. جمهوری اسلامی به جای اصلاح ساختارهای حکومتی و کاهش هزینه‌های بی‌دلیل خود، همواره بار مالی ریخت‌وپاش‌های خود را به مردم تحمیل کرده و زمینه‌ساز شکاف طبقاتی و فقر گسترده شده است.

پی‌آمدها و تبعات ساختارهای معیوب رژیم و سوءمدیریت در نهادهای حکومتی همواره در شرایط بحرانی و هنگام کاهش درآمدهای بروز می‌یابند. از سال گذشته که ایالات‌متحده آمریکا از توافق هسته‌ای خارج شده و تحریم‌های دردآوری را علیه جمهوری اسلامی به اجرا گذاشته، بخش قابل‌توجهی از درآمدهای این رژیم قطع‌ شده و اوضاع مالی دولت هر روز بحرانی‌تر می‌شود.

در این شرایط بحرانی وزارت امور اقتصاد و دارایی ایران مأمور شده است طرح «مالیات بر عایدی سرمایه» را در دستور کار قرار دهد. فرهاد دژپسند، وزیر امور اقتصاد و دارایی دراین‌باره گفته است «طرح مالیات از عایدی از سرمایه جزئی از کار گسترده‌ای است که در دست اجرا داریم.»

او با اشاره به اینکه یک سری «فعالیت‌های اختلال زا» داریم که به واسطه آن «جاذبه‌هایی» ایجاد می‌شود و منابع به سمت آن می‌رود، تصریح کرده است که «در آینده نزدیک این پیشنهاد از طرف وزارت اقتصاد ارائه می‌شود.»

مالیات بر عایدی سرمایه چیست؟

مالیات بر عایدی سرمایه (CGT) یکی از پایه‌های مالیاتی است که در اغلب کشورهایِ با سیستم مالیاتی پیشرفته اجرا می‌شود و از سود حاصل از رشد قیمت‌ها در بازارهای مالی و دارایی مالیات گرفته می‌شود. اِعمال این مالیات، جذابیت فعالیت‌های سفته‌بازی و خریدوفروش در بازارها را کاهش می‌دهد و در نتیجه، نقدینگی کمتری جذب این فعالیت‌ها می‌شود.

کاهش نوسانات بی‌مورد که سبب دور شدن قیمت از قیمت تعادلی می‌شود، مهم‌ترین نتیجه مثبت مالیات بر سود یا عایدی سرمایه‌هاست؛ اما این نتایج مثبت زمانی به بار خواهد نشست که بسترهای اقتصادی فراهم و بازارها آماده پذیرش تغییرات باشند. در غیر این صورت، کاهش سرمایه‌گذاری و رکود، امری غیرقابل‌اجتناب خواهد بود.

پی‌آمدهای مالیات بر عایدی سرمایه

هدف از اجرای طرح مالیات بر عایدی سرمایه در ایران، بیش از اینکه با هدف کنترل سفته‌بازی و دلالی در بازارهای غیرمولد و هدایت نقدینگی به سمت تولید باشد، با هدف ایجاد یک راه درآمدی جدید از طریق ایجاد پایه‌های مالیاتی است. این طرح در حالی قرار است اجرا شود که نرخ تورم از 30 درصد عبور کرده و نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه به رقم وحشتناک 51 درصد رسیده است. پرسش مهم اینکه آیا افزایش فشار مالیاتی در شرایط رشد منفی 6 درصد اقتصاد ایران کاری عاقلانه به نظر می‌رسد؟

استدلال موافقان مالیات بر عایدی سرمایه این است که با از صرفه افتادن سوداگری و فعالیت‌های غیرمولد، به ویژه در بازارهای مهم و حساسی مانند مسکن، ارز و خودرو نوسانات قیمتی این بازارها کنترل و مسیر رونق فعالیت‌های مولد هموار می‌شود.

چنین استدلالی آن‌هم در شرایطی که بخش‌های مولد کشور مانند بخش تولید بازدهی بسیار اندک و ریسک سرمایه‌گذاری بالایی دارد، مردود است؛ بنابراین، با ایجاد پایه مالیاتی جدید و هدف قرار دادن فعالان بازارهای مسکن، ارز و خودرو نه‌فقط انگیزه‌ای برای سرمایه‌گذاری در بخش تولید ایجاد نمی‌شود، بلکه سرمایه‌های فعال نیز به دلیل کاهش بازدهی از کشور خارج خواهند شد؛ چنانکه در سال‌های اخیر نیز بی‌ثباتی‌های اقتصاد در ایران و فشارهای مالیاتی موجب خروج سرمایه و هدایت آن به سوی کشورهایی چون ترکیه، گرجستان و امارات شده است.

حتی وزیر اقتصاد ایران نیز با نگرانی از طرح خود صحبت کرده و گفته است «این کار [اجرای طرح مالیات بر عایدی سرمایه] باید به‌گونه‌ای انجام شود که انگیزه منفی ایجاد نکند.» نگرانی دژپسند معطوف به کاهش رشد سرمایه‌گذاری و عمیق‌تر شدن رکود است که صراحتاً درباره آن اظهارنظر نکرده است.

با طرح مالیات بر عایدی سرمایه، در واقع رژیم ایران قرار است از تورم‌ فاجعه باری که خود درست کرده است، مالیات اخذ کند، حال اینکه «ارزش واقعی» معاملات در بازارها در پس نرخ تورم پنهان شده و اگر «قیمت‌های اسمی» افزایش یافته‌ و بازارها بی‌ثبات شده‌اند، علت اصلی، سیاست‌های غلط رژیم است.

مقاله

شبکه های اجتماعی

بایگانی


Top