آخرین اخبار

چرا دولت و بانک مرکزی، دلار را ارزان می فروشند؟

آسیب زننده ترین چیزی که اقتصاد ایران را تحت الشعاع خود قرار داده، مساله رکود اقتصادی و تورم است. دولت تدبیر و امید حسن روحانی از روز نخست با شعار و وعده، تلاش کرد تا دستکم نرخ تورم را کاهش داده و تک رقمی کند؛ چیزی که به هیچ عنوان در آن موفق نبود.

8 ماه قبل
بیان
A- A A+

آسیب زننده ترین چیزی که اقتصاد ایران را تحت الشعاع خود قرار داده، مساله رکود اقتصادی و تورم است. دولت تدبیر و امید حسن روحانی از روز نخست با شعار و وعده، تلاش کرد تا دستکم نرخ تورم را کاهش داده و تک رقمی کند؛ چیزی که به هیچ عنوان در آن موفق نبود.

شعار تک رقمی شدن نرخ تورم تا جایی پیش رفت که عموم مردم به این باور رسیدند که حسن روحانی و تیم اقتصادی او می توانند تورم را مهار کنند.

در میان اهل فن اقتصادی، صحبت از اینکه تیم اقتصادی روحانی، هرچند که تیمی نئولیبرال اما زبده و کاربلد است.

همین تیم "کاربلد" در خصوص نرخ ارز همان راهی را رفت که دولت احمدی نژاد رفته بود. نرخ گذاری دستوری و پلیسی-امنیتی کردن فضای بازار ارز! روزی که اسحاق جهانگیری موضوع دلار ۴۲۰۰ تومانی را مطرح کرد، ماجرا آنچنان برای اقتصاددانان مستقل سنگین بود که هیچ یک حتی نتوانستند موضع گیری صحیحی بکنند.

در موضوعاتی نظیر مسکن مهر یا فشرده تر کردن فنر ارزی در کشور در دوره محمود احمدی نژاد، اقتصاددانان مستقل طی نامه هایی به خطرات این برنامه های اقتصادی دولت پرداختند و از آن انتقاد کردند. یکی از این نامه ها مربوط به منحل کردن سازمان برنامه و بودجه توسط دولت قبل بود که در دوره روحانی دوباره احیا شد!

تلاش تیم اقتصادی روحانی در حل مساله تورم نیز نتیجه کاملا عکس داد. اگرچه می توان مساله تحریم ها را نیز در این امر دخیل دانست اما آنچه بیشتر کار را به نابسامانی کشاند، سوءمدیریت افراد بود.

دولت روحانی اینطور نشان می داد که مدیریت بسیار خوبی در امور مختلف دارد اما آنچه که دقیقا دولت روحانی نشان، مدیریت بود.

با این حال همچنان این تلاش ها ادامه دارد. انتخاب مدیر خوب در جمهوری اسلامی حتما به معنای آن نیست که این مدیران توانسته اند خود را با شرایط روز اقتصاد نیز وفق دهند.

اگر چنین بود فردی چون عبدالناصر همتی، باید این مساله را متوجه می شد که صرفا با کلوز بازار و انجام برنامه هایی چون ایجاد بازار متشکل ارزی که این روزها دوباره بحث آن بالا گرفته، نمی توان بازار ارز را کنترل کرد.

به طور مشخص و با در نظر گرفتن بازارهای مختلف جهانی، قیمت هر دلار آمریکا باید در ایران ۲۰ هزار تومان باشد اما بانک مرکزی به امید دریافت ارزهای خانگی، قیمت ارز را به شکل دستوری پایین نگه داشته است. این موضوع همچنین درخواست آیت الله خامنه ای نیز بود که خواستار ارزش افزایش ریال شده بود.

همچنین در گزارشی که یورونیوز به آن پرداخت، بانک مرکزی قیمت دلار را ارزان و قیمت یورو را کمی گران تر قیمت گذاری می کند که این مساله نیز با معادله "برابری ارزها" هماهنگ نیست.

به طور مثال اگر یک ایرانی، مقداری (هر مقدار) دلار خریداری کند و آن را در خارج از کشور به یورو تبدیل کند و پس از آن با بازگشت به ایران، یورو را تبدیل به ریال کند، روزانه ۲.۳۳ درصد سود کرده است.

علت آنکه قیمت دلار به شکل دستوری پایین نگه داشته شده و قیمت سایر ارزها روند صعودی را طی می کنند به همان سیاست های غلطی برمی گردد که بانک و دولت پی می گیرند.

بانک مرکزی و دولت می دانند که آنچه که در نظر مردم مهم است، دلار آمریکا است و سایر ارزها نظیر پوند، یورو و دلار کانادا یا استرالیا آنچنان اهمیتی ندارند. به همین خاطر بود که دلار آمریکا توسط جهانگیری ۴۲۰۰ تومان اعلام شده بود و تا مدت ها، قیمت سایر ارزها روند عادی صعود را طی می کردند.

حال همین امر بر روی تولید نیز تاثیر گذاشته است و مشخصا تولید با سود ۲۰ درصد صورت می گیرد. این در حالیست که فقط در یک مورد فوق (اگر در نظر بگیریم) سود دلالی بیش از ۲۰ برابر سود تولید است.

ابراهیم رزاقی نویسنده کتاب اقتصاد ایران می گوید در کشور ما سود تولید ۲۰ درصد و سود دلالی و واردات ۵۰۰ درصد است.

این امر می تواند منجر به افزایش قاچاق (از کالاهای سوختی تا گوشتی) شده و نرخ هایی که خارج از کشور تعیین می گردند می توانند تورم را به داخل کشور سرازیر کنند.

 

مقاله

شبکه های اجتماعی

بایگانی


Top