آخرین اخبار

فقر فرهنگی و بی سوادی، سوءتغذیه را هم به همراه آورد

بیکاری و فقر در کشور در حال بیداد کردن است و ذره ذره کشور را به سمت خمودگی کامل پیش می برد.

4 ماه قبل
بیان
A- A A+

بیکاری و فقر در کشور در حال بیداد کردن است و ذره ذره کشور را به سمت خمودگی کامل پیش می برد.
فقر گسترده اقتصادی، به تدریج منجر به فقر کامل غذایی و سوءتغذیه می شود و این بر خلاف ادعاهای واهی بسیاری از مسئولین است.
اینکه هیچ فردی در ایران از گرسنگی نمی میرد، شاید تا الان حرف درستی باشد، اما مرگ در لحظه به خاطر گرسنگی یک مساله و مرگ به شکل تدریجی مساله بزرگ دیگری است.
مردم ایران مدت هاست به دلایل مختلف اقتصادی نظیر فقر غذایی، در حال تجربه مرگ تدریجی هستند. به واسطه فقر غذایی و ضعف بدنی، بیماری نیز به سراغ انسان می آید و شهروندانی که توان خرید مواد غذایی مناسب را ندارند، طبیعتا توان خرید دارو و مراجعه به مراکز درمانی و پزشکی را هم ندارند.
همانطور که در گزارشات قبل عنوان شد، سبد غذایی بسیاری از شهروندان، در حال کوچک تر شدن است. در ادبیات جمهوری اسلامی، این همان کوچک تر شدن سفره های مردم است.
عدم خرید لبنیات، حذف گوشت و مرغ (پروتئین) و حالا سویا، همگی در راستای این فقر اقتصادی هستند و به آن دامن می زنند.
اما مساله به تدریج از این هم حادتر می شود. به طور مشخص، ایرانیان در 8 استان کشور به سمت مرگ لحظه ای ناشی از گرسنگی هم می روند.
استان های سیستان و بلوچستان، کهکیلویه و بویراحمد، ایلام، هرمزگان، خوزستان، کرمان، خراسان جنوبی و شمالی، استان هایی هستند که نمودهای سوءتغذیه در آنها دیده می شود.
زهرا عبدالهی، مدیر کل دفتر بهبود تغذیه جامعه وزارت بهداشت با تایید این خبر گفت: از نمودهای سوءتغذیه یا کمبود مواد غذایی در این استان ها می توان به سوءتغذیه کودکان، کمبود ریزمغذی ها مانند کمبود آهن که منجر به کم خونی می شود و همچنین کمبود روی اشاره کرد که به نسبت استان های دیگر با کسری بالاتری در سبد غذایی جمعیت این مناطق مواجه هستیم.
استان های ذکر شده، بیش از سایر استان های کشور با خطر کم آبی و خشکسالی روبرو هستند. عدم گردش اقتصادی در این مناطق نیز، منجر به دو مساله شده است.
آن دسته از شهروندانی که خود را از خانواده جدا کرده و به سمت شهرهای بزرگ تر کوچ کرده اند، باعث تمرکز بر این شهرها شده اند که طبیعتا آسیب های زندگی شهری را نیز به همراه دارد.
همچنین دسته ای که در شهرهای خود مانده اند، زندگی شبه نباتی را تجربه می کنند که حاصل آن، همان مرگ تدریجی است.
رشته عوامل متصل به یکدیگر برای پدیدار شدن این نتایج نیز حائز اهمیت است. فقر غذایی و سوءتغذیه در این استان ها بدون شک متصل به سوءمدیریت دولتی، کم سوادی و بی سوادی (بی دانشی)، تعصبات کاذب مذهبی و دینی و همچنین خویشتنداری ناشی از خستگی مفرط از حکومت است.
در صورتی که وضعیت فوق و عوامل بالا به شکل پایدار عمل کنند (که تا کنون کرده اند)، فاکتورهای اقتصادی نشان خواهند داد که این ثبات منفی، نتایج منفی بدتری خواهد داد که آسیب های صرفا محدود به همین مناطق نخواهد شد و قطعا سایر شهرها و استان های دیگر را هم در بر می گیرد.
دولت اما در همین حال تلاش می کند به جای رسیدگی به تمام این استان های در حال نابودی، به واسطه وعده خود، صرفا به یک استان "آب رسانی" کند.
این موضوع علاوه بر آنکه نتایج منفی اقتصادی بر سایر استان های همجوار خواهد داشت، فضای روانی منفی را هم بر علیه استان مذکور به راه خواهد انداخت.
طبیعی است که نمی توان تصور کرد یک استان، سرشار از امکانات رفاهی از جمله مهمترین آنها، "آب" باشد و استان های دیگر در بی آبی و خشکسالی به مرگ روی آورند.

مقاله

شبکه های اجتماعی

بایگانی


Top