آخرین اخبار

ترومای کودکی به دست خانواده ایرانی باز هم ایجاد می شود

زن ایرانی همواره از آغاز زندگی خود حتی پیش از آنکه دوره عادت ماهانه را تجربه کند، تحت فشار و ستم و تحقیر بوده است. حال با گسترش شبکه های اجتماعی، عرف در کنار مدرنیته قرار گرفته و فاجعه جدیدی را ایجاد کرده است.

1 ماه قبل
بیان
A- A A+

روزنامه شهروند در گزارشی که منتشر نمود در خصوص مسائلی شفاف سازی کرد که عمق فاجعه را در خصوص زن ایرانی نشان می داد.

زن ایرانی همواره از آغاز زندگی خود حتی پیش از آنکه دوره عادت ماهانه را تجربه کند، تحت فشار و ستم و تحقیر بوده است.

دختر ۱۲ ساله ای که حتی اولین خون عادت ماهانه خود را ندیده است، تحت فشار مادر، به سمت مراکز اپیلاسیون حرکت می کند.

این مادران نه تنها مادران مدرن بلکه مادرانی هستند که بعضا صرفا در شهر زندگی کرده اند و شاید ابزار مدرنی نظیر اینستاگرام و فیسبوک را هم به کار نبسته اند. اما می دانند که چشم مرد ایرانی و حتی زن ایرانی و در کل جامعه ایرانی، به دو پا و دو دست او خواهد بود که اگر تار مویی روی آنها دیده شود، به هیچ عنوان پذیرفته نخواهد شد.

این موضوع به این برهه از تاریخ به ظاهر مدرن ایران مربوط نیست. تحقیر نخست از جانب زنان است و این به همان هشتگ زنان علیه زنان باز می گردد.

زمانی که از کلمه "تحقیر" استفاده می کنیم، به صراحت منظور و مقصود تحقیر از جانب زنان است. زنان ایران که خصوصا در دهه هفتاد به دنیا آمده اند، در برخی نقاط شهری شاهد این مساله بوده اند که اپیلاسیون کاران با تحقیر نسبت به موی بدن آنان نگاه می کردند و بالاجبار به آنان می گفتند که باید از ابزارهایی نظیر "مومک" استفاده کنند.

دردی که زن ایرانی از همان ابتدا کشید، این سوال را برای وی به وجود آورد که چرا باید چنین باشد؟ اما این سوال هیچگاه به طور جدی مطرح نشد چرا که وقتی تحقیر از سن پایین آغاز شود، جایی برای آموزش و پرسشگری باقی نمی گذارد.

اگرچه فمینیسم امروز ایرانی، خواستار آن است که زنان به اشکال قرون وسطی خود را درآورند و از نظر بهداشت فردی با آنچه که در درون هر فرد مدرن وجود دارد، فاصله بگیرد اما به نظر می رسد همچون همیشه، جامعه ایرانی یا از این سوی پشت بام می افتد یا از سوی دیگر آن خود را به زمین پرت می کند.

در این بین، چیزی به نام حد تعادل وجود ندارد.

حال که دیگر شبکه های اجتماعی نیز حضور جدی در میان جوامع پیدا کرده اند و از کودکان استفاده های ابزاری در جهت شهرت و درآمدزایی استفاده می شود، سیر استفاده از ابزار آرایشی نیز به سمت کودکان رفته است.

هیچ قانونی نیز وجود ندارد که مادر ایرانی را به دلیل چنین برخوردهای ابزار انگارانه ای با کودکان محکوم کند. اگرچه به مدرسه نفرستادن اجباری کودکان، می تواند برخوردهای جدی دولت را به همراه داشته باشد (در ظاهر و روی کاغذ) اما برای پدیده های تازه در سطح جامعه، تمهیدات خاصی اتخاذ نشده است.

روزنامه شهروند در همین زمینه، خبر از اپیلاسیون کودکان زیر ۱۰ سال داده است که درد زیادی را می کشند تا از همان ابتدا "زنانگی" را بفهمند.

این فاجعه عجیب و غریب، یک نسل دیگر را در آینده به این پرسش می رساند که اصولا چرا باید زنان به خاطر جامعه مردسالار، رنج بکشند؟

همین اکنون بخشی از فمینیسم ایرانی به دنبال محکوم کردن مرد ایرانی است و شاهد پدیده های تازه تری هستیم که دو جنس را در برابر یکدیگر قرار می دهد.

اما حالا آینده ای را می بینیم که جوانان آن به جای بحث بر سر آخرین یافته های علمی در حوزه فضانوردی و کامپیوتر، به دنبال این بحث می روند که چرا در کودکی مورد آزار و اذیت مادران خود قرار گرفته اند. این یعنی بحث زیادی و بیهوده و بی سرانجام و در نهایت عقب ماندگی در عقب ماندگی!

در کنار این، نباید بالا رفتن استرس ها و اضطراب های ناشی از درد و رنج وارد آمده در کودکی را فراموش کرد. ترومای کودکی، مساله بسیار حادی است که جامعه ایرانی با دست خود بر سر خود می آورد!

در سوی دیگر نیز می توان شاهد ناقص سازی مردان بود که در همان ابتدای تولد، خانواده های ایرانی آنان را "ختنه" یا همان ناقص سازی جنسی می کنند که همین امر نیز موجب ایجاد اضطراب ها در سال های نوجوانی، جوانی و میانسالی خواهد شد.

اصطلاح "بزرگ میشوی یادت میرود" امروزه اثبات شده که یکی از غلط ترین اصطلاحات رایج در این کشور است. علم اثبات نموده که هرچند فرد در خودآگاه خود نمی تواند زمان ختنه یا شاید همین مورد اپیلاسیون را به یاد آورد (که در مورد دومی کمی به خاطر افزایش سن بعید است) اما بخش ناخودآگاه حافظه، درد را فراموش نخواهد کرد و آن را در دوره های ذکر شده بالا، به طرق دیگر بروز خواهد داد.

 

مقاله

شبکه های اجتماعی

بایگانی


Top