آخرین اخبار

سردرگمی اصلاح‌طلبان و بی‌پاسخ ماندن یک پرسش

اگر غایت یا مقصد اصلاحات، دموکراسی است، پس چگونه می‌توان در حکومتی که اساساً بر بنیان دین و مذهب تشیع بنا شده، حرف از اصلاحات زد؟

14 روز قبل
بیان
A- A A+

بیش از 20 سال پیش مردم به عبای شکلاتی فردی امید بستند که از «اصلاحات» و «دموکراسی» دم می‌زد. بسیاری گرد محمد خاتمی جمع شدند و به او و هم‌قطارانش اعتماد کردند؛ اما مسیر دوم خردادی‌ها به دلایل مختلف با بن‌بست مواجه شده و حتی خود خاتمی می‌گوید «بعید می‌دانم کسی به حرف ما پای صندوق رأی بیاید.» اگر این اعتراف به شکست نیست، پس چه هست؟

به گزارش «شبکه رسانه‌ای بیان» اصلاحات به یکی از چندش‌آورترین واژه‌ها برای مردم تبدیل ‌شده و دیگر کمتر کسی به این واژه که در شرایط کنونی تهی از معنا شده، اعتماد دارد؛ چراکه صحبت کردن از اصلاحات در جمهوری اسلامی مانند این است که بگوییم از گاو نر می‌توان شیر دوشید.

روی‌گردانی مردم از جبهه اصلاحات که حالا سران و پیروان آن به «استمرارطلبان» شهرت یافته‌اند، نه‌فقط برای این جناح سیاسی، بلکه برای حکومت هم که نیاز به سوپاپ اطمینان دارد، گران تمام شده است. چهره‌های تکراری و خسته‌کننده اصلاحات تلاش می‌کنند با تأسیس حزب‌های جدید برای خود اعتبار بخرند ولی از آنجا که مردم به اصلاح‌ناپذیر بودن حکومت پی برده‌اند، این احزاب بیش از اینکه جذابیتی برای این جناح سیاسی ایجاد کند، موجب پراکندگی، چنددستگی و کاهش اعتماد طرفداران اندک خود می‌شود.

تازه‌ترین حزب با مشی اصلاح‌طلبی که مانند قارچ از کمیسیون ماده 10 احزاب وزارت کشور سر برآورده، «راه ملت» است. هیئت مؤسسان این حزب نیز همان‌هایی هستند که دو دهه جوانان را فریب دادند و سراب اصلاحات را برای کسب قدرت و ثروت به مردم فروختند.

اصلاح‌طلبان که دی‌ماه سال گذشته سیلی محکمی خوردند، به تدریج ولی با سردرگمی فراوان در حال بازسازی خود هستند و می‌کوشند با ترفندهای نو مردم را بار دیگر گرد خود جمع کنند تا مبادا در انتخابات آینده مجلس و ریاست جمهوری از رفقای اصولگرای خود جا بمانند. اعلام برائت برخی چهره‌های اصلاح‌طلب از حسن روحانی نقطه آغاز این روند بود. حتی مظلوم‌نمایی اخیر خاتمی را هم در چارچوب بازسازی بدنه اصلاحات می‌توان تحلیل کرد. او با زیرکی خاصی در حال فراهم آوردن زمینه‌ای برای کشاندن مردم پای صندوق‌های رأی است.

بااین‌حال، مردم هوشیار و آگاه شده‌اند و می‌دانند که در حکومتی که «دیانتش عین سیاستش و سیاستش عین دیانتش» است نمی‌توان به اصلاحات دل ‌خوش  کرد. این همان نفی سکولاریسم است؛ سکولاریسم یا جدایی نهاد دین از سیاست از مؤلفه‌های اصلی دموکراسی محسوب می‌شود. اگر غایت یا مقصد اصلاحات، دموکراسی است، پس چگونه می‌توان در حکومتی که اساساً بر بنیان دین و مذهب تشیع بنا شده، حرف از اصلاحات زد؟ البته باید یادآور شد که عبارت‌های من‌درآوردی و مضحکی چون «مردم‌سالاری دینی» پاسخ قانع‌کننده‌ای برای این پرسش نیست. این پرسشی اساسی است که اصلاح‌طلبان همواره از پاسخ دادن به آن طفره می‌روند زیرا که ماهیت و منش آن‌ها حکم می‌کند خارج از ایدئولوژی ولایت‌فقیه نظری را ابراز نکنند.

مقاله

شبکه های اجتماعی

بایگانی


Top