آخرین اخبار

دیگر پیچ تاریخی وجود ندارد؛ جمهوری اسلامی به بن بست رسیده است

در 40 سال گذشته و از آغاز انقلاب تا کنون، حوادث گوناگونی سبب بحرانی تر شدن شرایط ایران به وجود آمد. هر سال صحبت از یک پیچ تاریخی جدید بود، اما حالا در چهلمین سال انقلاب اسلامی، آنچه که هست، صرفا یک بن بست سیاسی در پایان تمام پیچ های تاریخی جمهوری است.

1 ماه قبل
بیان
A- A A+

در چهل سال گذشته و از زمان آغاز انقلاب تا کنون، حوادث گوناگونی سبب بحرانی تر شدن شرایط ایران به وجود آمد. هر سال صحبت از یک پیچ تاریخی جدید بود، اما حالا در چهلمین سال انقلاب اسلامی، آنچه که هست، صرفا یک بن بست سیاسی در پایان تمام پیچ های تاریخی جمهوری اسلامی است.

آغاز جمهوری اسلامی همراه با "تسخیر" سفارت آمریکا و جنگ ۸ ساله میان حکومت ایران و حکومت عراق بود.

پس از آن، دوران سازندگی و آغاز به کار به حرکت درآمدن چرخ های صنعت کشور بود. سپس نوبت به دوره اصلاحات رسید که گفتگوهایی بسیار کوتاه با آمریکا به وجود آمد.

دوره دولت بهار نیز بازگشتی عوام گرایانه به ابتدای انقلاب بود که در پی "هسته ای شدن" جمهوری اسلامی، دوباره صحبت از پیچ تاریخی تحریم ها شد.

پس از آن نیز نوبت به تدبیر و امیدی ها رسید که رفع تحریم ها را پیچ تاریخی تازه جمهوری اسلامی معرفی کردند.

در تمام این ادوار به جز ۱۰ سال ابتدایی حکومت روح الله خمینی، این علی خامنه ای بود که در نقش اول حکومت بازی می کرد.

خامنه ای نه توانست جمهوری اسلامی را هسته ای کند و نه توانست با غرب کنار بیاید. رژیم ایران هسته ای نشد چرا که فشار افکار عمومی و تبلیغات اصلاح طلبان، سیمان را روی تاسیسات هسته ای فرود آورد و در همین حال نتوانست با آمریکا کنار بیاید چراکه اساس نظام ولایت فقیه بر مبنای ضرورت وجود یک دشمن یا بحران چه بسا فرضی استوار بود.

فضای آرام و با ثبات در ایران، سم مهلکی برای علی خامنه ای و نظام روحانیون محسوب می شود. در صورتی که رژیم سیاسی ایران، فضای ثبات را حتی با هیچ کاری نکردن برای کشور به ارمغان بیاورد، این فضای داخلی کشور است که در آرامش و ثبات، نسبت به تقویت بنگاه های قانونی ممارست خواهد کرد.

در چنین فضایی، اصولا بحران ها در نطفه خفه خواهند شد چرا که فضای ثبات وجود دارد و اجازه فراقانونی عمل کردن را نخواهد داد.

این برای بیت رهبری که در مجموع خود به شکل فراقانونی عمل می کند، همان سم مهلک است. به واسطه این فراقانونی عمل کردن رهبر جمهوری اسلامی است که دستگاه های عدلیه، اجراییه و مقننه نیز می توانند فراقانونی و غیر قانونی عمل کرده و در راستای عمل به "منویات مقام معظم رهبری" بکوشند.

با این حال برای خامنه ای رو به پایان است. او هر روز تا پایان عمر خود که احتمالا مدتی هم به پایان آن نمانده از خود می پرسد که ثمره دهه ها رهبری اش چه بوده است.

حتی بیت عظیم او هم دیگر کمک رسانش نیست تا سخنانش را اصلاح کند. علی خامنه ای دیگر صراحتا اشتباه می کند و برای یک زاد و ولد ساده، آمار عجیب و حیرت انگیز می دهد.

با این حال وبسایت او هم اسکریپت یا متن سخنان او را که گفته بود هر خانواده آمریکایی به طور میانگین ۱۵ تا ۲۰ فرزند دارند را منتشر می کند.

در این رابطه نیز خاطرنشان می سازد که وبسایت خبرآنلاین تلاش کرده تا با انتشار عین جمله خامنه ای (در آمریکا خانواده ای بیست تا…) نشان دهد که وی به طور مثال گفته است و این پیام مخابره شود که منظور وی ۱ خانواده بوده است!

اما این پرسش نیز مطرح است که چرا علی خامنه ای در چنین مواردی از آمریکا، گواهی می دهد و کشورهای لبنان، سوریه و عراق را مثال نمی زند.

رهبر جمهوری اسلامی در پایان راه خود نمی داند دقیقا باید چه کند. به همین خاطر خود را با سخنان این چنینی سرگرم می کند تا این چنین نمایش دهد که از بعد روانی، همچنان سردمدار است و چیزی برای او به پایان نرسیده است.

اما آنچه که از زوایای مختلف می توان دید، فشار حداکثری بر پیرمردی است که طاقت خود را هم تمام شده می بیند.

 

مقاله

شبکه های اجتماعی

بایگانی


Top