آخرین اخبار

وقتی شعارها عوض می‌‌شوند

۴۰ سال است که نظامی بر ایران حاکم شده است، که بنیادگرایی ذاتی و زیرساخت تئولوژیکش ایجاب می‌کند سرشار نفرت پراکنی و جنگ بوده، تمایلی نیز به صلح و سازش با جهان نداشته باشد

6 ماه قبل
صدای شما
A- A A+

مطلب منتشر شده ، بیانگر سیاستهای شبکه بیان نیست و نویسنگان آزادند که نظرات خود را بدون سانسور بیان کنند.

شبکه رسانه ای بیان جهت ایجاد فضای تبادل نظر، از نقطه نظرات انتقادی در خصوص مطالب منتشر شده استقبال میکند.

 

مهدی پاشایی پاکباز

 

۴۰ سال است که نظامی بر ایران حاکم شده است، که بنیادگرایی ذاتی و زیرساخت تئولوژیکش ایجاب می‌کند سرشار نفرت پراکنی و جنگ بوده، تمایلی نیز به صلح و سازش با جهان نداشته باشد و جالب اینکه برای ترویج ایده‌ها و افزایش هژمونی خود در منطقه و جهان از هیچ تلاشی دریغ نکرده و نمی‌کند. ایده‌هایی که اساسا به اعتقاد مردم این جغرافیای پرتنش نسخه شیعی همان آموزه‌های «طالبان» و «داعش» بوده و مردم ایران به زیرکی و مطایبه «جاعش» می‌نامندش.

ایران درحالی‌که تنها یک صدم جمعیت جهان را داراست؛ مالک. هشت درصد منابع گازی و نفتی جهان است. نکته قابل توجه این است که چنین کشوری با این دارایی بخاطر خوی جنگ‌طلبانه دولتمردانش  از نظر اقتصادی در مرز نابودی است. شاید ذکر این حقیقت تلخ تاریخی خالی از فایده نباشد که فاجعه‌ای که در سوریه رخ داده و می‌دهد معلول بحرانی‌ست که علتی جز بی‌آبی ندارد و رهبران جمهوری اسلامی درحالی از منافع اقتصادی خود در سوریه سخن می‌گویند که دور نیست که به دلیل سوءاستفاده و سوءمدیریت در منابع آبی و محیط زیست بلایی ویرانگرتر از آنچه برسر سوریه آمده حاکم بر سرنوشت مردم ایران خواهد شد.

علایم این ویرانی بسیار هشدار دهنده است: نرخ بالای بیکاری در میان جوانان و نبود امنیت اجتماعی بسیاری از مردان جوان را به سمت خرید و فروش یا مصرف مواد مخدر و چه بسیارند زنان و دختران جوانی که به تن‌فروشی اجباری روی آورده‌اند.

به جرأت می‌توان مدعی شد که ایران یکی از معدود کشورهایی‌ست که بیش از یک درصد از جمعیت آن ناگزیرند اعضای بدن‌شان را برای تامین هزینه‌های زندگی بفروشند، این درحالی‌ست که سرمایه‌های ملی کشورشان برای گسترش سیاست حاکمیت در کشورهای حاشیه خلیج فارس، منطقه خاورمیانه، آفریقا و آمریکای لاتین هزینه گروه های تروریستی کوچک و بزرگ می شود؛ هزینه‌ای که بسیاری از تحلیلگران مستقل سیاسی معتقدند از جیب ملت ایران برای برهم زدن شرایط ثبات در جهان اختصاص داده شده است.

کم نیستند لبنانی‌ها و یا فلسطینی‌الاصل‌هایی که وقتی یک ایرانی را می‌بینند با صدای بلند فریاد می زنند دشمن ما ایران است نه اسراییل.

به عنوان یک ایرانی که در دهه ۶۰ )سالهای اولیه بعد از انقلاب ایران ) به دنیا آمده و در دوران مدرسه بلاجبار از روی پرچم اسراییل و آمریکا رد شده و در روز ۱۳ آبان و روز قدس برای اینکه از شرایط اجتماعی محروم نشوم بدون هیچ تمایلی در تظاهرات های فرمایشی حکومتی شرکت کردم، هر روز که خسته و کوفته از سر کار با کوله‌‌باری از فشار کارو خستگی ناشی از کار اجباری که تنها برای کسب درآمدی حداقلی مجبور به انجام آن بودم، از کنار تابلو روزشمار نابودی اسراییل رد می‌شدم، وقتی در شورش اخیر شهرهای مختلف ایران شعار مرگ بر حزب الله در کنار دیگر شعارهایزضد حکومتی را می‌شنیدم، لذت تمام وجودم را فرا می گرفت، وقتی می دیدم  که سیاست جنگ طلبانه و یهودستیزانه حکومت نه تنها من که بسیاری از هم‌نسلان مرا خسته و ناراضی کرده، بیش از پیش بر این باور پافشردم که درد من در انزجار از فحاشی به پرچم و ملتی که نمی‌شناختم دردی مشترک بود که سرانجام صدای اعتراض مردمم را بلند کرد.

حل مسئله اسراییل و فلسطین موضوعی بین المللی است وشکی نیست که هر انسانی که سودی در این جنگ ها نداشته باشد خواهان برقراری صلح در جهان است، اما عملکرد ۴۰ ساله حکومت ایران نه تنها گامی در راستای صلح در منطقه خاورمیانه نبوده،بلکه همواره بر آتش جنگ نیز افزوده است.

مقاله

شبکه های اجتماعی

بایگانی


Top