آخرین اخبار

مخالفین جمهوری اسلامی و دو راهی بر سر جمهوریت یا پادشاهی مشروطه

با بالاگرفتن مخالفتها و اعتراضات مردمی و شعارهایی که اساس و بنیان جمهوری اسلامی را نشانه گرفته اند، بحث بر سر فردای گذار از جمهوری اسلامی پر رنگ تر می شود.

27 روز قبل
صدای شما
A- A A+

مطلب منتشر شده ، بیانگر سیاستهای شبکه بیان نیست و نویسنگان آزادند که نظرات خود را بدون سانسور بیان کنند.

شبکه رسانه ای بیان جهت ایجاد فضای تبادل نظر، از نقطه نظرات انتقادی در خصوص مطالب منتشر شده استقبال میکند.

مهناز همدانیان

با بالاگرفتن مخالفتها و اعتراضات مردمی و شعارهایی که اساس و بنیان جمهوری اسلامی را نشانه گرفته اند، بحث بر سر فردای گذار از جمهوری اسلامی پر رنگ تر می شود. واقعیت این است که امکان گذار از رژیم استبدادی جمهوری اسلامی؛ در خرداد ماه و تیرماه سال 88 و نیز در دیماه سال 96 بدست آمده بود؛ ولی به دلایل متعددی اعم ازمتحد نبودن نیروهای پیشتاز، نفوذ گروه‌های وابسته به رژیم و به خشونت کشاندن اعتراضات و دلایل دیگر؛ این اعتراضات و جنبش مردمی ادامه نیافت. شعارهایی که در دیماه ۹۶ سر داده شدند، از قبیل 《رضاشاه، روحت شاد.》، «ای شاه ایران، برگرد به ایران» ، و یا 《ایران که شاه نداره، حساب کتاب نداره.》در "حمایت از نظام پادشاهی" و به طور مشخص، در حمایت از خاندان پهلوی بود. اما آیا میتوان با اطمینان خاطر گفت که اکثریت قاطع مردم ایران خواهان نظام پادشاهی هستند؟ و یا بر عکس ، آیا میتوان با قاطعیت گفت که اکثریت مردم ایران خواهان جمهوریت و نظام جمهوری هستند؟ مخالفین پادشاهی بر این باورند که اساسا نمی توان آزموده را دوباره آزمود. و مخالفین جمهوریت نیز تقریبا همین دیدگاه را در مخالفت با جمهوریت دارند و میگویند این امکان وجود دارد که در سیستم حکومتی جمهوری هم دیکتاتوری بوجود بیاید. و اساسا صِرفِ پادشاهی بودن یا جمهوریت بودن یک حکومت تضمین کننده‌ی رسیدن به

دموکراسی در آن نظام حکومتی نیست. ایران تجربه‌ی هر دو نوع سیستم حکومتی را داشته است، و هر دو ناموفق. حکومت پادشاهی‌ای که تک حزبی بود و آزادی‌های سیاسی در آن وجود نداشت. اما آزادیهای اجتماعی وجود داشت. توسعه اقتصادی و فرهنگی وجود داشت و به نوعی میتوان گفت، بجز در حیطه مشارکتهای سیاسی، دوران شکوفایی و پیشرفت ایران معاصر، و به نوعی دوران طلایی، بود. پس از آن نیز تجربه، سیستم حکومتی جمهوری که به یک دیکتاتوری مطلقِ مذهبیِ شیعه، غرق در فساد، فقر و

پسرفت اقتصادی، اجتماعی؛ و در کل به یک زندان بزرگ به وسعت کل ایران تبدیل شد. جمهوری‌ای بدون آزادی‌های سیاسی، اجتماعی، و حتی آزادی‌های فردی. جمهوری‎ای که از جمهوریت تنها نام آن را به یدک می‎کشد. اما حال در این برهه حساس از تاریخ ایران، که مخالفان نظامِ توتالیتر جمهوری اسلامی بر سر دو راهیِ فردای گذار از این دیکتاتوری مطلق اسلام شیعه مانده‌اند، چه باید کرد؟ اگر بخواهیم واقعگرایانه به این مساله  نگاه کنیم باید بگوییم قرن بیستم در جهان، قرن جمهوریت بوده است. جمهوری

های تازه تاسیس یکی پس از دیگری قدرت را در کشورها به دست میگرفتند و از کشورهای آفریقایی پسا استعمار گرفته تا آمریکای لاتین، از کشورهای اروپای شرقی تا بخش اعظم آسیا و اتحاد جماهیر شوروی و پس از آن روسیه و کشورهای استقلال یافته از شوروی، تماما حکومتهایی جمهوری بودند. متاسفانه به جز چند نمونه موفق در اروپای غربی همچون اتریش، آلمان، فرانسه، ایتالیا، و نیز کانادا و ایالات متحده آمریکا؛ تقریبا اکثر این  جمهوری ها نیز درگیر نظامهای دیکتاتوری هولناک و مخوفی شدند و یا هنوز هم هستند. تقریبا تمامی نظامهای توتالیتر و تمامیت خواه دنیا، کشورهایی با سیستم حکومتی جمهوری بوده و یا هستند. تقریبا قریب به اتفاق کشورهای جمهوری، به جز کشورهایی که به عنوان استثنا نام برده شد، هرگز به دموکراسی دست نیافته اند و راه درازی را تا رسیدن به دموکراسی در پیش دارند. به زبانی دیگر، نمونه های موفق جمهوریت یک اقلیت بسیار کوچکی از میان آن همه کشورهای دارای نظام جمهوری میباشند. و ما تقریبا شاهد تحقق دموکراسی

در نظامهای جمهوری نبوده ایم. در حقیقت بسیاری از جمهوری‎ها تنها بر روی کاغذ و در نص قوانین حکومت مردم بر مردم هستند، اما در واقعیت ماجرا حکومت یک شخص و یا سیستم توتالیتر بر مردم است. در اکثر این نظامها به جز افراد خاصی که باید از

 فیلترهای مرئی و نامرئیِ یک لابی یا حلقه‎ی محدودِ در راس قدرت بگذرند، در عمل کسی نمی‏تواند وارد این چرخه‎ی حکومت شود. در این نوع نظام‎ها بر خلاف سخنانی که در نقد پادشاهی مشروطه یا پادشاهی پارلمانی گفته می‎شود -

حکومت یک فرد از یک خاندان مشخص، بر مردم - باز هم حکومت مردم بر مردم نیست و حکومت فردی از عده‎ای منتخب در راس قدرت است. اغلب منتقدان پادشاهی مشروطه در ایران معتقدند که پس از انقلاب سال 57 نظام پادشاهی از ایران برچیده شده است و اساسا نباید آزموده را دوباره آزمود. که البته در پاسخ به این افراد، می توان از نمونه های بسیار زیاد جمهوری های ناموفق و دیکتاتورهایی که با نام جمهوریت حکومت می کنند؛ گفت. یا به طور مثال از جمهوری وایمار گفت که دیکتاتور خودکامه و جنایتکاری همچون هیتلر از دلِ آن در آمد. از نمونه های حال حاضر نیز جمهوری روسیه، که شخص پوتین در نام رییس جمهور است اما در عمل همان سیستم حکومتی تزاری است که بر روسیه حکمفرماست. جمهوری خلق چین که تنها در نامش واژه «خلق» را به یدک می کشد و در عمل یک دیکتاتوری ضد خلق است. جمهوری ترکیه، جمهوری اسلامی حاکم بر ایران و ... تماما نمونه هایی از جمهوریت‎های شکست خورده، ضد دموکراسی و ضد مردمی است.

 در رابطه با نمونه کشورهای حکومت پادشاهی پارلمانی نیز می توان از اکثر کشورهای اروپای غربی و کشورهای حوزه اسکاندیناوی، و نیز از ژاپن در آسیا نام برد. تقریبا بیشتر کشورهایی که دموکراسی و حقوق بشر در آنها پاس داشته می شود از این دسته و این نوع سیستم حکومتی هستند. اکثریت این کشورها دارای شرایط به مراتب بسیار بهتر و پایدارتری از کشورهای جمهوری هستند. آزادی، حقوق شهروندی و دموکراسی در این کشورها، اغلب، رعایت می شود. و یا لااقل به مراتب بسیار بیشتر از دیگر کشورها رعایت می‎شود. این صحیح است که بیشتر کشورهای دارای دموکراسی‎، از نوع پادشاهی پارلمانی و یا به اصطلاح «دموکراسی تاج‎دار» هستند. اما واقعیت این است که این کشورها نیز در نتیجه‎ی تجربه ی سالها فراز و نشیب، و مبارزات بسیار برای رسیدن به برابری، حقوق شهروندی و دموکراسی؛ اکنون به این جایگاه رسیده اند. صرف جمهوریت و یا پادشاهی پارلمانی تضمین کننده رسیدن به آزادی و دموکراسی برای کشور نیست.

 در واقع، مشروطه یا مشروطیت به مفهوم پادشاهی مشروط نيست، بلکه به مفهوم «حکومت قانون» است. واژه مشروطه از راه عثمانی وارد ادبیات سیاسی زبان فارسی شد. و ترك‌ها آن را از روی ‏واژه "شارتر" فرانسه يا "كارتا" و كارتولای لاتين ساختند كه در آغاز به معنی لوحی بود كه فرمان‌ها را ‏روی آن می‌نوشتند و بعد به قانون اطلاق گرديد. مشروطیت میتواند به يکی از دو شکل جمهوری يا پادشاهی پارلمانی اجرا شود. بعضی می گويند ما  دموکراسی می خواهيم و پادشاهی مشروطه نمی خواهيم ، این سخن نشان دهنده عدم شناخت این عده از افراد دموکراسی است و اینکه این اشخاص دموکراسی را با جمهوری برابر میدانند. برای رسیدن به دموکراسی و برابری، باید سطح آگاهی ها در جامعه را بالا برد. باید افراد را از حقوقشان آگاه ساخت و آنها را با راههای اعتراضات مدنی و طلب کردن حقوق شهروندی‌شان، آموزش و گسترش حمایتگری آشنا کرد. باید عموم جامعه از قدرت بالایی که تک تک آنها برای ایجاد تغییرات بنیادین و اساسی در حکومت و جامعه دارند، آگاه شوند. حقیقت این است که اگر قانون اساسی کشور استبدادی باشد، هر اسمی هم روی آن حکومت بگذاریم آن حکومت استبدادی می‌شود. برای داشتن یک حکومت دموکراتیک، باید قوانین دموکراتیک و لیبرال داشت، و حاکمیت قانون در راس قرار گیرد. باید یک بازنگری بنیادین و کامل در قانون اساسی صورت گیرد و یک قانون اساسی نوین، مبتنی بر منشور حقوق بشر سازمان ملل متحد تدوین کرد. اما حال در این برهه حساس از تاریخ ایران، که مخالفان نظام توتالیتر جمهوری اسلامی بر سر دو راهیِ فردای گذار از این دیکتاتوریِ مطلقِ اسلامِ شیعه مانده‌اند، چه باید کرد؟ اگر نتوان دموکراسی را حتی در حد تمرین هم که شده پیاده و اجرا کرد، چگونه می توان اجرا و تحقق آن را تضمین کرد؟ اتحاد و رواداری مردم از هر حزب و با هر نگرشی، اولین پله از نردبان دموکراسی است. آیا بهتر نیست جمهوری‎خواه و یا مشروطه‎خواه

اجازه دهیم در فردای گذار از جمهوری اسلامی، در یک انتخابات آزاد، رای مردم نوع حکومت آینده ایران را مشخص کند؟شاید به جرات بتوان گفت که جمهوری اسلامی فاسد ترین و جنایتکارترین حاکمیتی است که کشور ایران در تمامی تاریخ چندهزارساله این سرزمین به خود دیده و آن را تجربه کرده است. برای گذار از جمهوری اسلامی، جمهوری ای که در واقع جمهوری نیست ، باید با تمام  توان متحد بود. واقعیت این است که گفتگوها بر سر اینکه حکومت جمهوری بهتر است یا پادشاهی مشروطه (پادشاهی پارلمانی)، سالهاست که ادامه دارد و زمان و نیروی زیادی را از اپوزیسیون جمهوری اسلامی به هدر داده و می‌دهد. دشمن مشترک همه آزادی‎‎خواهان ایران، چه جمهوریخواه و چه مشروطه خواه، رژیم دیکتاتوری به نام جمهوری اسلامیاست. در فردای گذار از جمهوری اسلامی می توان با رای مردم، نوع نظام حکومتی آینده ایران را به رای گذاشت و انتخاب کرد.

 

 

برچسب

مقاله

شبکه های اجتماعی

بایگانی


Top