آخرین اخبار
صنعت نفت ایران تشنة سرمایه‌رویای حذف دلار از معادلات ارزی ایرانانتخاب بین تورم کمتر و بیکاری بیشترچالش دختران با «فاطی کماندو»های خشن

"لاتاری" و هیزم ریزی بر آتش شوونیسم

ترکیب نژادپرستی و شوونیسم زمانی که یک نژاد را به طور خاص هدف قرار می دهد در فرهنگ ایران موضوعی جا افتاده است. نسبت نگاه ایرانیان به اعراب این کشورهای مرتبط با خلیج فارس و حتی غیر از آن، کاملا شوونیستی و نه حتی ناسیونالیستی است.

11 روز قبل
بهروز مفید
A- A A+

مطلب منتشر شده ، بیانگر سیاستهای شبکه بیان نیست و نویسنگان آزادند که نظرات خود را بدون سانسور بیان کنند.

شبکه رسانه ای بیان جهت ایجاد فضای تبادل نظر، از نقطه نظرات انتقادی در خصوص مطالب منتشر شده استقبال میکند.

ترکیب نژادپرستی و شوونیسم زمانی که یک نژاد را به طور خاص هدف قرار می دهد در فرهنگ ایران موضوعی جا افتاده است.

جوک گویی راجع به اقوام ترک، لر، فارس و عرب سالیان درازی است که در میان ایرانیان باب شده است. این موضوع تا حدی جدی است که در بسیاری از جدال های روزانه میان مردم، اگر طرفی از یک قوم و طرف دیگر از قوم دیگر باشد، به راحتی و در حین عصبانیت، قومیت یکدیگر را هدف قرار داده و بر همان اساس برای مثال نادانی فرد را قضاوت می کنند.

این مساله نه یک موضوع داخلی که در سطح بین المللی نیز نمود پیدا می کند. نوع نگاه عامه مردم به افاغنه و اعراب کشورهای حاشیه خلیج فارس از این دست می باشد.

نسبت نگاه ایرانیان به اعراب این کشورهای مرتبط با خلیج فارس و حتی غیر از آن، کاملا شوونیستی و نه حتی ناسیونالیستی است. برای مثال هواداران فوتبال در ایران زمانی که تیم مورد علاقه شان با یکی از باشگاه های عربی بازی می کند، بحث صرفا به فوتبال مربوط نمی شود و مساله تنها برد و باخت در قالب فوتبال نیست؛ بازیکنان ایرانی باید بازی را ببرند چرا که در مقابل اعراب بازی می کنند و در اکثر موارد، بازیکنان تیم عربی با شعارهای تند و فحاشانه هواداران تیم های ایرانی مواجه می شوند. اگر داور بازی ای میان دو باشگاه ایرانی و مثلا سوئدی، عرب باشد، قضاوت ها از هفته ها پیش از بازی آغاز شده و اگر تیم ایرانی بازی را ببرد از تلاش او بوده و اگر ببازد قصور این باخت تماما متوجه داور عرب بازی است!

از اوایل فروردین ماه سال جاری در سینماهای ایران، فیلمی با عنوان غیر فارسی "لاتاری" در حال اکران است که نه تنها رگه هایی از نژادپرستی که عملا مروج نژادپرستی و شعله ور کننده آتشی است که در ابلهانه ترین حالت ممکن، به تاریخ میان این دو نژاد آمیخته شده در هم بر می گردد.

قطع به یقین نقش حکومت جمهوری اسلامی در شعله ور ساختن این آتش نقشی پر رنگ است. جمهوری اسلامی با وجود بیان این موضوع که بخشی از این اعراب، همسایگان و برادران ما هستند، اما در عمل با ایجاد کینه، دشمنی و نفرت پراکنی، آتش خشم میان ملل را گسترده تر می کند.

"لاتاری" با استفاده از همین احساس خشم ایرانیان نسبت به اعراب حاشیه خلیج فارس، هیزم خشک بر این آتش می ریزد تا بیشتر بفروشد. ایجاد احساس گناه در میان جانبازان جنگی و خانواده های شهدا از اینکه "قرار نبود اینگونه شود..."، نگاه ها درمورد فقر و تنگدستی و به واسطه آن، فرار به سوی دنیایی بهتر از جانب جوانان را از فجایع ایجاد شده توسط حکومت به سمت اعرابی سوق می دهد که مسببین اصلی فساد و تباهی در کشور هستند.

پیشتر مسعود ده‎نمکی با ساخت مستندی تحت عنوان "فقر و فحشا" به همین مسائل با گسترده تر کردن موضوع پرداخت اما باز هم به طور کلی حکومت ایران در یک اشل کلی، عاری از گناه و "مسئولین" را مقصر دانست. اصولا مقصر دانستن گروهی به نام "مسئولین" همیشه در میان منتقدین ظاهری حکومت جمهوری اسلامی امری راحت است چراکه این مسئولین همیشه ناشناخته و در عین حال در حال تغییر پست و سمت هستند. پس کسی مقصر مشخص این فجایع شناخته نمی شود.

سایر سخنرانان و تئوریسین های جمهوری اسلامی همچون حسن عباسی، علی اکبر رائفی پور، سعید قاسمی و سایرین که به هر کدام در سایر نوشتارها خواهیم پرداخت، با کنار گذاشتن علی خامنه ای، تمام قصور را به گردن "مدیران" و "مسئولان" در جمهوری اسلامی می اندازند.

مقاله

خلوتی با روحانیت
  ناصر آزادی پنا

شبکه های اجتماعی

بایگانی


Top