آخرین اخبار
اختلال در شبکه تلگرامروحانی: در هیچ فسادی نامی از فرماندهان ارتش نیستیک بالگرد دیگر شرکت نفت فلات قاره سقوط کردسرنوشت نامعلوم 800 میلیارد دلار ارز

خلوتی با روحانیت

یکی از مراجع تقلید شیعه چندی پیش در واکنش به برخی انحرافات حکومت جمهوری اسلامی ایران از موازین اسلام فرمودند

4 روز قبل
ناصر آزادی پنا
A- A A+

مطلب منتشر شده ، بیانگر سیاستهای شبکه بیان نیست و نویسنگان آزادند که نظرات خود را بدون سانسور بیان کنند.

شبکه رسانه ای بیان جهت ایجاد فضای تبادل نظر، از نقطه نظرات انتقادی در خصوص مطالب منتشر شده استقبال میکند.

یکی از مراجع تقلید شیعه چندی پیش در واکنش به برخی انحرافات حکومت جمهوری اسلامی ایران از موازین اسلام فرمودند که مایل نیستند سخنی در این باره بر زبان بیاورند که سبب تضعیف حکومت اسلامی در ایران شود و در نتیجه این تضعیف در پیشگاه حضرت حق سرافکنده شوند. دنباله چنین اظهارنظری از جانب این عالم شناخته شده و اظهارنظرهای مشابه عالمان مشهور دیگر که مقلدان و پیروان بسیاری نیز در بین مسلمانان ایرانی دارد سبب گردید که بسیاری از پیروان این عالمان و متفکران علوم دینی به تبعیت از رهبران معنوی خود با تمام وجود از نظام جمهوری اسلامی ایران اعلام حمایت نموده و در مقابل دشمنان و سنگ اندازان در مسیر الهی حکومت، جبهه گیری کرده و برای حفظ این نظام مقدس از همه داشته های خود ولو جان و مال و ناموسشان باشد بگذرند و راضی گردند که در این راه وطن و سرزمین مادریشان را به ویرانه ای بدل سازند تا مگر ابن نظام بقا یابد.

از آن جایی که این عالمان به جای موازین اسلام، حکومت مستقر در ایران را مبنا قرار داده و مسلمانان را به جستجوی اسلام در ایران تشویق نمودند و با ایراد چنین اظهاراتی، به جای اینکه مسلمانان را به مسیری سوق دهند که ایران را در اسلام جستجو کنند، اسلام را در ایران جستجو کرده و در نتیجه به جای آنکه اسلام را برای ایران بخواهند، ایران را برای اسلام خواستند و اسلام را به مسیری که حکومت مستقر در ایران تعریف می نمود هدایت نمودند.

این عالمان برجسته و مشهور و مورد احترام و استقبال شیعه به سبب اینکه هرگز بیان نکردند که بر چه اساس و معیار و بر چه سنجشی حکومت ایران را اسلامی تشخیص داده و طبقه بندی ایشان بر کدامین اصول و موازین و قوانینی استوار بوده است که طبق آن حکومت ایران مقام اول این  طبقه بندی را نیز به خود اختصاص داده، با این شیوه از حمایت، اسلام را همراه ایران و ایران را همراه اسلام به پیروان خود شناساندند. طوری که برخی از مسلمانان به خداوند و ولایت علی بن ابی طالب و مظلومیت اباعبدالله الحسین و خون محمد مصطفی قسم می خورد که هر مخالفی را که قصد براندازینظام حاکم بر ایران را داشته باشد به فجیع ترین و حیوانی ترین شکل ممکن نابود کنند.

برای این اشخاص اهمیتی ندارد که این مخالفان و براندازان در پی چه تغییری هستند و با سرنگونی این حکومت به دنبال ایجاد چه حکومتی  و با چه ساختاری هستند. اینان فقط به تبعیت از مراجع تقلید خود به دنبال حفظ نظام جمهوری اسلامی ایران بوده و همچون اربابان و راهنمایان خویش، خود را در مقابل حضرت حق و امام عصر (عج) مسئول می دانند.

در بینش این افراد هر جریان فکری (حتی جریان فکری شخص امام عصر که در زمان ابراز وجود، برای اینان ناشناخته و ناشناس و بسیار بسیار جدید است) که مخالف نظام و اسلام تلقی گردد و موجب ایجاد چالش برای مسئولین نظام گردد محکوم به نابودی است و حفظ این نظام از حفظ یک شخص و لو آن شخص عقل کل و محور هدایت عقول و معنادهنده به انسانیت و اسلام ناطق بر روی زمین، حضرت امام عصر باشد واجبتر است.

در حقیقت منظور اینان از اینکه در صورت سرنگونی نظام کنونی ایران، اسلام به خطر خواهد افتاد این نیست که آزادی طلبی و آزادمردی حسینی وار در دست این رژیم بوده و با نابودی این نظام این مهم نابود خواهد گشت و یا اینکه با نابودی این حکومت  دروغ و نیرنگ و چپاول بیت المال رواج یافته و اصول و موازین اسلامی با چالش مواجه خواهد گشت و دنیای بشری به خلا بزرگی در اصول انسانیت دچار خواهد گشت. چراکه این اصول انسانی که اسلام نیز بدان سفارش و تاکید دارد همان مفاهیمی است که مخالفان جمهوری اسلامی در پی آن هستند و مخالفان این حکومت طالب صداقت، عدالت، رفاه اجتماعی، پویایی اقتصاد و معیشت، حکومتی مسئول و پاسخگو و طالب نان و کار و آزادی هستند. بلکه منظور و هدف اینان پیروی از سیره اربابشان معاویه بن ابی سفیان و رهنمودها وی در روز صفین بوده و فقط و فقط و فقط در پی حفظ نام اسلام و پرچمی به نام اسلام هستند.

این روزهای ایران صحنه رویارویی جبهه اسلام با گروهی است که دشمن سرسخت این نام بوده و قصد سرنگونی آن را دارد.

پیروان جبهه اسلام برای نگهداشت این حکومت الهی، بی هیچ ملاحضه ای سیلی از خون را در کشور به راه خواهند انداخت و نه تنها بعید نیست که مسلم است آنانی که در سرزمینهای دیگر چنین جانانه مدافع نام اسلام هستند، در پایگاه اصلی خود به مراتب شدیدتر و سرسختانه تر عمل کرده و یکی از بزرگترین نسل کشی های تاریخ را رقم خواهند زد تا در ویرانه ای که در ایران بر پا خواهند ساخت مجددا ندبه ظهور برپا سازند.

در چنین حالتی ایران شبیه سوریه نمی شود، بلکه به وضعی به مراتب بدتر و شدیدتر از آن دچار می گردد.

در شرایط کنونی ایران، تلاش ایرانیان طالب اصلاح امور و تغییر در ساختار حکومتی در جهت اهداف انسانی و بشری به وسیله حذف کامل این جریان، تلاشی بسیار طاقت فرسا و صد البته بسیار هزینه بر و زمان بردار خواهد بود و هرگز این شیوه از آزادی خواهی که ناله و آه بلند همتانی چون علی بن ابی طالب را درآورده بهترین و ساده ترین راه نخواهد بود.

آزادی خواهان برای مقابله و برون رفت از چنین تهدیدی که از طرف اسلام پناهان ایجاد گشته و بقای اینان را هدف قرار داده است یک راه حل بسیار مناسب و نیازمند پیگیری پیش رو دارند و آن استفاده از صاحب نظران و بزرگان بانفوذ جبهه مقابل است.

بی تردید این شیوه از مبارزه برخلاف نظر برخی که ناامیدانه به پیروزی این شیوه می اندیشند در صورت پیگیری مستمر و همه جانبه و در ابعاد مختلف می تواند با کمترین هزینه و صرف زمان به سود جبهه آزادی به سرانجام برسد.

برای گذر از استبداد دینی حاکم بر ایران می توان حساب ویژه ای روی روحانیت شیعه که برخلاف ظاهر و نظر بسیاری از آزادی خواهان منافع اینان نیز نه در حفظ این نظام که در سرنگونی آن است باز کرد. این سخن هم شامل آن دسته از روحانیونی مثل آن مرجع تقلیدی که در حوادث سال هشتاد و هشت ایران و زمانی که دو گروه در مقابل هم صف آرایی کردند و وی سکوت اختیار نمود و مقلدین خود را در شرایطی که بیش از هر زمان دیگری به وی و رهنمودهای وی نیازمند بودند بلاتکلیف گذاشته و از پاسخگویی سرباز زد تا زمانی که حوادث به نفع حکومت در حال خاتمه قرار قرار گرفت به یکباره از دودلی خارج گشته و به تبعیت از مریدانش به سمت حکومت برگشته و بسیجیان و سپاهیان را مدافعان اسلام قلمداد نمود، می شود که فرصت طلب و اکثرا تابع شرایط سیاسی بوده و بیشتر منافع دنیوی خود را دنبال کرده و تلاش می کنند با صرف کمترین هزینه بیشترین سود را نصیب خود سازند و هم شامل آن روحانیونی می گردد که رضایت الهی و سربلندی در پیشگاه امام عصر برایشان معیار عمل است.

عالمان دین چه آنان که از سر دنیاپرستی و چه آنان که از سر به اصطلاح خداپرستی در مقابل این حکومت روبه زوال سکوت کرده اند باید خوب بدانند که به جهت نقش کلیدی اینان در ساختار نظام حاکم، سکوت اینان علاوه بر اینکه مهر تاییدی بر نظام حاکم بوده و باعث ادامه روند روزافزون  بر زمین جاری شدن خونهای فرزندان ایران و داغدار شدن مادران می گردد، سبب خواهد شد که در صورت نابودی نظام حاکم، همه روحانیون و عالمان اسلام گرا یک جبهه واحد تلقی گشته و خود به خود در مقابل داد و بیدادهای آنها در قبال تصویب قوانین مغایر با شریعت اسلام، کوچکترین توجهی توسط انقلابیون و براندازان نظام حاکم به انها صورت نگیرد. در آن زمان ایرانیان نه تنها توجهی به نظرات اسلامگرایان نخواهند نمود بلکه پس از رهایی از استبداد روحانیتی که یکپارچه و متحد علیه اینان در یک جبهه قرار داشتند حتی مساجد و هر نماد دیگری از اسلام را جدای از جبهه روحانیت و اسلام تلقی نکرده و همه را خاکستر خواهند نمود. و همین امر مجددا باعث ایجاد جنگ و درگیری داخلی بسیار شدیدتر و ریخته شدن خون افراد بیشتری خواهد گشت.

این عالمان باید خوب بدانند که چون معیار حمایت اینان از جمهوری اسلامی ایران همان معیار حمایت کوفیان از معاویه بن ابی سفیان در حفظ نام و ظاهر در مقابل روح و نفس اسلام است، حکومت معاویه مرام جمهوری اسلامی ایران نه تنها زمینه ساز ظهور و حکومت امام معصوم نخواهد بود، که این صلح و سازش شرایط را برای فرمانروایی و سلطنت یزیدی فراهم خواهد نمود که شدیدتر و ناشیانه تر از پدر خویش در ریختن خون آزادی خواهانی چون حجر بن عدی عمل نموده و خون افرادی به مراتب پاکتر و نجیبتر را خواهد ریخت و آن زمان قیام توابین بسیار دیر شده و زمزمه شبانه روزی ذکر "صد رحمت به قبلی" دردی را درمان نخواهد کرد.

روحانیت و عالمان برجسته شیعه باید خوب درک کند که تلاش حکومت ایران در افزایش سیطره حکومتی خود و نفوذ به کشوری چون عربستان و بیرون راندن آل سعود و وهابیت و برپایی حکومت اسلامی شیعی، اصلاحات سیاسی و اجتماعی علی پسند نبوده و معاویه وار قصد دارند به ظواهر پرداخته و با ریختن خون مسلمین، قبور ائمه بقیع را طلاکاری نمایند، همین و بس.

این عالمان باید خوب بدانند که در مقابل خون به ناحق ریخته شده تک تک کودکان و جوانان مسلمان عراق و شام و یمن و لبنان و افغانستان و پاکستان و بحرین و عربستان و هر کشور دیگری که حکومت ایران در جهت اهداف ابلهانه و بی منطق خود مستقیم و غیرمستقیم  در آن نقش دارد مسئول بوده و مورد بازخواست قرار خواهند گرفت.

عالمان و مراجع تقلید تاریخدانهای زبده بوده و باید آنچه را که از سرنوشت خوارج و شاگردان عمروعاص سالیان سال برای شاگردان خود تعلیم داده اند  یک بار دیگر، ولی این بار برای خود مرور کرده و با حمایت از معویه و خون جگر کردن علی، دنیا و آخرت خود را تباه نسازند.

محققان، مفسران و تمام اندیشمندان حوزه دین و تمام روحانیون و مراجع تقلید شیعه چه در ایران و چه در خارج از مرزهای ایران موظف هستند به عنوان کلیدیترین و مهم ترین طیف جامعه اسلامی در این برهه حساس از زمان و در آستانه چهل سالگی حکومت جمهوری اسلامی سکوت خود را شکسته و همنوا با سایر اقشار جامعه و شخصیتهای سیاسی ایران و دنیا موضع قاطع خود را در قبال نظام جمهوری اسلامی ایران مشخص نمایند. چراکه اگر امروز تکلیف خود و مردم را مشخص نسازند، فردا آزادیخواهانی که مایل به سکوت نیستند بر اساس ساختاری که خود طرح می کنند تکلیف اسلام و اسلام پناهان را مشخص خواهند نمود.

عالمان دین و در راس آن روحانیت این را نیز باید نیک بدانند که اگر رویه ای که در پیش گرفته اند را ادامه دهند و از نظام حاکم برائت نجویند، احتمال نفوذ کشور جنایت پیشه ای چون آمریکا و هم کاسه هایش که سالیان درازی است به خون ایرانی و البته عالمان شیعه تشنه است بسیار بسیار تقویت شده و در لباس دوستی دلسوز، ایران را همچون گذشته، میدانی برای اجرای قوانین کاپیتالاسیون و حق توحش و امثالهم خواهند نمود و این بار ایرانیان و مسلمانان ایران زمین شاهد تبعیض جنسیتی و نقض آزادی بیان از نوع آمریکایی آن خواهند بود.

هر چند روحانیت کنایه فهمان باهوشی هستند ولی اینجا سخن را باید بی پرده نمود؛ به نفع دنیا و آخرت روحانیت است که به دور از کشمکشهای درون نظامی که جز اتلاف زمان و سرمایه هیچ ثمری برایشان ندارد، خیلی زود سهم خود را از انقلاب پیش رو و دستاوردهای آن مشخص سازند.

برچسب

مقاله

خلوتی با روحانیت
  ناصر آزادی پنا

شبکه های اجتماعی

بایگانی


Top