آخرین اخبار

وقتی دولت تن آدام اسمیت را در گور لرزاند!

تقریباً در هیچ کشوری دیده نشده است که معاون اول رئیس‌جمهوری در قالب یک مصاحبه ویدیویی نرخ دلار را تعیین کند.

5 ماه قبل
مجتبی احمدی
A- A A+

مطلب منتشر شده ، بیانگر سیاستهای شبکه بیان نیست و نویسنگان آزادند که نظرات خود را بدون سانسور بیان کنند.

شبکه رسانه ای بیان جهت ایجاد فضای تبادل نظر، از نقطه نظرات انتقادی در خصوص مطالب منتشر شده استقبال میکند.

تقریباً در هیچ کشوری دیده نشده است که معاون اول رئیس‌جمهوری در قالب یک مصاحبه ویدیویی نرخ دلار را تعیین کند. اینکه واژه «تقریباً» را به کار بردم به این دلیل است که احتمالاً در کره شمالی، ونزوئلا و کشورهایی ازاین‌دست شاید این کار را انجام داده باشند. نتیجه چنین رویکردهایی در این کشورها هم البته کاملاً مشخص است؛ اقتصادی ورشکسته که حتی قادر به تأمین نیازهای ابتدایی مردمش هم نیست.

دولت به تعیین دستوری نرخ دلار هم قانع نشده و حالا به صراف‌ها امر کرده است که از هرگونه خریدوفروش ارز و حواله آن اجتناب کنند؛ چراکه در غیر این صورت جواز کسب‌شان باطل خواهد شد. اگرچه دولت هرگونه خرید فروش دلار خارج از قیمت تعیین‌شده را غیرقانونی اعلام کرده است، بازار آزاد گوشش به این حرف‌ها بدهکار نیست و کار خودش را انجام می‌دهد.

جهت‌گیری‌های نادرست دولت در چند روز اخیر در حالی است که حسن روحانی بارها صراحتاً تصدی‌گری دولت در اقتصاد را به باد انتقاد گرفته و از اقتصاد آزاد که در آن بخش خصوصی بتواند خود تصمیم‌گیری کند، حمایت کرده است. شاید همین تفاوت عمیق در گفتار و رفتار رئیس‌جمهوری است که مردم او را «روحانی دروغ‌گو» خطاب می‌کنند. اعضای کابینه روحانی هم دست‌کمی از خودش ندارند؛ اسحاق جهانگیری که طی پنج سال گذشته در هر مصاحبه و سخنرانی از اقتصاد آزاد صحبت کرده است، به دوربین زل می‌زند و با لحنی آمرانه نرخ دلار را تعیین و مردم را تهدید می‌کند که خرید فروش خارج از نرخ دستوری دولت، مجازاتش برابر با مجازات یک قاچاقچی است.

دولت با تعیین نرخ دستوری دلار علاوه بر اینکه یک بازار سیاه ارز ایجاد کرده است، تن آدام اسمیت را هم در گور لرزاند. پدر علم اقتصاد مدرن در سال 1776 میلادی در کتاب معروف خود (ثروت ملل) تأکید کرده است دولت باید بازارها را به حال خود رها کند و بگذارد عرضه و تقاضا، قیمت‌ها را تعیین کنند. اکنون 242 سال از نظریه «دست نامرئی» آدام اسمیت می‌گذرد؛ نظریه‌ای که هرگونه دخالت دولت در اقتصاد را مایه شر و فقر می‌داند و اقتصاد دستوری را محکوم می‌کند؛ اما در قرن بیست و یکم اسحاق جهانگیری پس از جلسه فوری دولت درباره بازار ارز، در تلویزیون ظاهر می‌شود و می‌گوید دلار فقط 4200 تومان!

مگر منطقی است انتظاری غیرازاین داشته باشیم. هیچ کارشناس علوم سیاسی نمی‌تواند نمونه‌ای از یک نظام استبدادی را مثال بزند که اقتصاد را به حال خودش رها کرده باشد. از فیدل کاسترو تا هوگو چاوز، از کیم جونگ ایل تا ژنرال پینوشه، و از نیکلاس مادورو تا علی خامنه‌ای همگی اقتصاد کشورشان را در چنگال خود گرفتند و تولید فقر کردند. آن‌ها با عزم راسخی که در اجرای اقتصاد دستوری دارند، همواره عامل توسعه‌نیافتگی کشورهای خود بوده‌اند و مانع کارکرد طبیعی بازارها شده‌اند. رویکرد منسوخ‌شده آن‌ها اوضاع آشفته‌ای را رقم می‌زند و سپس به همین بهانه، دوباره در اقتصاد دخالت می‌کنند.

تعیین دستوری قیمت‌ها در کشورهایی که اقتصاد دولت‌محور دارند، نه‌تنها عامل بیکاری گسترده بوده، بلکه همواره فروپاشی اخلاقیِ جامعه را رقم زده است. احتکار کالا، ایجاد بازار سیاه، رشوه و فساد کم‌ترین تبعات منفی چنین رویکردی است که دستاوردی جز تباهی برای مردم در پی ندارد. در این چارچوب غیراخلاقی که من صفت «شر مطلق» را برایش انتخاب می‌کنم، اقتصاد با فروپاشی روبرو می‌شود و فقر و تنگدستی مردم را مجبور به انجام کارهایی می‌کند که چیزی از ارزش‌های انسانی باقی نمی‌گذارد.

مقاله

شبکه های اجتماعی

بایگانی


Top