آخرین اخبار

سلطنت طلبان، نیازمند بازنگری و به روزرسانی

ماه ها پس از اعتراضات دی ماه 1396، گفتگوها و میزگردها پیرامون شعارهای شنیده شده در این اعتراضات پیرامون حمایت از دودمان پهلوی همچنان ادامه دارد.

7 ماه قبل
بهروز مفید
A- A A+

مطلب منتشر شده ، بیانگر سیاستهای شبکه بیان نیست و نویسنگان آزادند که نظرات خود را بدون سانسور بیان کنند.

شبکه رسانه ای بیان جهت ایجاد فضای تبادل نظر، از نقطه نظرات انتقادی در خصوص مطالب منتشر شده استقبال میکند.

بسیاری از رسانه ها به صورت پر رنگ در تلاش جهت القای این موضوع بودند که اگر مردم در حمایت از دو پادشاه پهلوی شعار دادند، قطعا به این معنا نیست که خواهان بازگشت سلطنت به ایران هستند. این دسته افراد که بارها در جهت منافع ملت سخن می گویند، در صورت ظاهر رای نهایی مردم را در صندوق های آراء به رسمیت شناخته و آن را به "فردای ایران" و در یک "انتخابات آزاد" موکول می نمایند اگرچه تلویحا از جانب مردم پیشاپیش سخن گفته و در جهت هدایت روانی آنان قدم بر می دارند.

در آخرین برنامه "پرگار" در تلویزیون فارسی بی بی سی که به موضوعات مرتبط با علوم انسانی می پردازد، برنامه ای تحت عنوان "آیا جریان منتسب به نظام پادشاهی توانسته خود را بازسازی کند؟" پخش شد که اگرچه پرسش های مطرح شده در ادامه پاسخ های مهمانان برنامه بود اما جهت گیری هایی با استفاده از گفته های اشخاصی نظیر شاهزاده رضا پهلوی در آن مشهود بود.

یکی از پرسشها مربوط به اختلافات جدی میان هواداران نظام پادشاهی بود. یکی از مهمانان برنامه "رضا تقی زاده" بود که علت عدم هماهنگی جدی میان طرفداران این نوع نظام را وجود سازمان هایی نظیر "شورای ملی ایران" و نفوذ و خرابکاری جمهوری اسلامی می دانست.

آنچه که برای بیننده کاملا مشهود بود، اختلاف جدی حتی در همین برنامه و میان دو فردی بود که یک نفر از آنان، نازیلا گلستان، در همین برنامه اعلام کرد که جمهوری خواه بوده و عملا تهیه کنندگان برنامه، یک فرد جمهوری خواه را با عدم آگاهی نسبت به موضع سیاسی وی به برنامه ای در این سطح دعوت کرده بودند.

البته شاید تهیه کنندگان و تصمیم گیرندگان برنامه به نوعی حق داشته باشند که در سردرگمی برای دعوت افراد به سر ببرند چراکه در میان طیف هواداران نظام پادشاهی، عملا فردی نیست که توانایی حمایت قاطعانه از این سامانه را بدون در نظر گرفتن موضوع تاریخی داشته باشد.

اصولا و بر اساس تقسیم بندی جامعه شناسانه افراد در جبهه های سیاسی به 3 دسته اصلی تقسیم بندی می شوند. گروه اول فلاسفه هستند که قصد تغییر بنیادهای ذهنی افراد را دارند. گروه دوم را مذهبیون تشکیل می دهند که راه حل برون رفت جامعه از مشکلات را در اسلام به سبک بنی امیه می بینند و گروه سوم، باستان گرایان هستند که مساله تجدد را با اتکا بر نقش دو پادشاه پهلوی در بازگشت به ایران باستان، پادشاهی هخامنشیان و مسائلی از این دست در نظر می گیرند. این در حالی است که مساله جامعه شناسی، تمرکز بر حال جامعه و ارتباط برقرار کردن آن با دولت و دولت با ملت است.

مشکلی که اساسا طیف طرفداران نظام پادشاهی بدون در نظر گرفتن انشعابات و اختلافات آنها دارند، عدم به روز رسانی خودشان و نگریستن به جهان مدرن بدون نگاه به گذشته است. حتی آن دسته از این افراد که برای حقانیت سیاسی خود، کشورهای پادشاهی را مثال می زنند، تنها کل نگری کرده و انگشت تایید خود را به صورت سطحی، به سمت پیشرفت کشورهایی چون دانمارک، انگلستان و سوئد نشانه می روند. این در حالی است که تنها به فرم توجه داشته و هیچ یک تا کنون به محتوا کوچکترین اشاره ای نکرده اند. علت این امر روشن است! سلطنت طلبان خود را به روزرسانی نکردند، نیاموختند و تمام آنچه که در دست دارند، محتوای گذشته است.

اتفاقا این موضوع به روشنی در همین برنامه قابل مشاهده بود. هر دو مهمان حتی مهمان جمهوری خواه برنامه، کلام را با نگاه کل نگرانه به گذشته آغاز کرده و همین موضوع تا انتهای برنامه ادامه داشت. جالب اینجا است که اسلامگرایان در این کل نگری با سلطنت طلبان همسو هستند؛ با این تفاوت که آنان بر سابقه درخشان هزار و چهارصد ساله تمرکز داشته و دسته دوم بر سابقه دو هزار و پانصد ساله!

یکی دیگر از مشکلات این قسم از اپوزوسیون، عدم توجه به آموزه های غرب و اندیشه های سیاسی غرب است. سلطنت طلبان و یا مشروطه خواهان در طول این چهل سال، کوچکترین نگاهی حتی به طرفداران نظام پادشاهی در غرب در اندیشه سیاسی نکرده اند؛ این در حالی است که ادعاهای آنان در این موارد گاها عجیب و غیر قابل قبول است. برای مثال در همین برنامه گفته شد که غرب، بخش های اساسی فرهنگ خود را از فرهنگ پادشاهی ایران گرفته است. این همان مشکلی است که در میان این طیف وجود دارد و از درون آن، ادعاهای واهی نظیر حضور بهترین دانشمندان ایرانی در ناسا برون می آید.

مشروطه خواهان نیازمند بازنگری خود هستند و باید از دخمه های چند نفره خود بیرون آیند؛ با جهان صحبت کنند و ایران و جهان را از زاویه ای به غیر از زاویه سیاسی و نوع نظام متبوع خود بنگرند. شاید بتوان گفت که طیف هواداران این سامانه پس از حدود چهل سال، دیگر نتوانند خود را با واقعیت های جامعه ایران و نسل جدید وفق دهند. از این رو و برای حفظ این سیستم، نیازمند نظریه ای به نام "نئو مشرطه خواهان" هستیم که ورای تمرکز کلی بر نوعی سیستم سیاسی، بر مسائل و مشکلات روز اجتماعی و اقتصادی اندیشیده و خود را در میان جامعه پلورالیستی ایرانی و نه یک قطب بی چون و چرا تعریف کند؛ از طلبکاری و منت گذاری بر سر ایرانیان دست برداشته و افتخار به تاریخ را تنها گوشه ای از حقانیت خود بداند نه همه آنچه که می تواند عرضه کند.

 

مقاله

شبکه های اجتماعی

بایگانی


Top