آخرین اخبار

چاپ هزارباره شعر، مردم را خمار می کند

هر فصلی که از راه می رسد ناشران ایرانی عموما فهرستی از کتابهای تازه متولد شده خود را فهرست می کنند. در این میان، امکان ندارد به صورت محسوس به کتبی از شاعران شناخته شده ایرانی برنخوریم. تجدید چاپ این کتابها برای چیست؟

8 روز قبل
صحرا پورایی
A- A A+

مطلب منتشر شده ، بیانگر سیاستهای شبکه بیان نیست و نویسنگان آزادند که نظرات خود را بدون سانسور بیان کنند.

شبکه رسانه ای بیان جهت ایجاد فضای تبادل نظر، از نقطه نظرات انتقادی در خصوص مطالب منتشر شده استقبال میکند.

هر فصلی که از راه می رسد ناشران ایرانی عموما فهرستی از کتابهای تازه متولد شده خود را فهرست می کنند. در این میان، امکان ندارد به صورت محسوس به کتبی از شاعران شناخته شده ایرانی برنخوریم. تجدید چاپ این کتابها برای چیست؟

قطع به یقین کتب شهر در ایران جای خاصی دارند. آنانی که حتی می خواهند کمی به فرهنگ بال و پر بدهند، کتاب شعر کادو می دهند.

"مجموعه کامل اشعار نیما یوشیج"، "...سید علی صالحی"، "...فروغ فرخزاد"، "سیمین بهبهانی"، "احمد شاملو" و… . اینها کتبی هستند که گویی نسل جوان باید و حتما یک نسخه از آنها را در کتابخانه خود داشته باشند. پیشتر هدیه دادن "خیام"، "حافظ"، "گلستان و بوستان سعدی" و با اختلاف "باباطاهر عریان" و "شهریار" مُد بود.

حال گویا سلبریتی ها هم راه را یاد گرفته اند. هر یک با صدای خود یا اشعار همان ها نظیر فروغ را می خوانند یا خود به شعرگویی روی آورده اند. نیکی کریمی و بهاره رهنما، دو نمونه از این سلبریتی ها هستند که شانس خود را در فروش اینگونه تولیدات آزموده اند.

جامعه فلک زده که نسل جوان و نوجوان آن در یک دوره، مساله شان "اوشین" بود، حال مساله شان "یانگوم" و جواهریست در قصر؛ شعر می خوانند و در اتاق هایشان حتما پرتره ای از فروغ پیدا می شود.

آنان که کمی ایدئولوژیک به سبک ضد مذهبی هستند، اشعار خیام را قاب کرده اند و کسانی که کافه رفتن، برنامه هر هفته و هر روزشان است، حتما چند صفحه ای از "شاملو" و "سید علی صالحی" را تورق کرده اند.

این جامعه شعرخوان، آرام است. در لحظه طبع شعری آرام و رمانتیک به خود می گیرند، احتمالا سیگار می کشند و دست بر قضا! فقط آنها هستند که چیزی را می بینند که دیگران اصولا توانایی دیدنشان را ندارند.

تجدید چاپ این کتب در حالی که شعرای امروز هر یک در بند و زنجیر و یا مجبور به ترک وطن شده اند، صورت می پذیرد.

جامعه ای که دچار "بحران شعری" شده از حقیقت عریان در خیابان فاصله می گیرد و می خواهد "به شعر پناه ببرد". این جامعه، آرام است. خوانندگان این کتب در خود فرو رفته اند و هرچیزی را مورد نقد قرار می دهند؛ مدام در حال شکوه هستند و هرآنچه پیش آید، حتما چیزی در ورای آن است که تنها آنها می فهمند.

این جامعه قیام نمی کند، نمی خندد، با هیچکس جز آنانکه در "جزیره" هستند صحبتی ندارد و در نهایت به برج عاج پناه می برد.

شاید برای یک بار هم که شده، بد نباشد کتابسوزانی برای اینگونه ژانر در نظر گرفته شود!

تاریخ چه خواهد گفت؟ هیچ! رسانه ها خواهند نوشت که مردم اهل ادب و فرهنگ و هنر، کتب خود را که سالها به آن می بالیدند به آتش کشیدند. بعد چه خواهد شد؟ مگر مهم است؟ باید زمانی از "بغل کردن تنهایی" و "به درختی تکیه زدن" و دیدن "شهر پشت دریا" گذر کنیم و عریان تر ببینیم.

 

مقاله

شبکه های اجتماعی

بایگانی


Top