آخرین اخبار

نامه ای از طرف یک انسان مخاطب : مردم سرزمین

مهم نیست که من چه کسی هستم و اسم من چیست همانطور که نژاد (زبان و رنگ پوست) و قومیت مهم نیست .مهم انسان بودن و گوش فرا دادن به یکدیگر و مطالعه و تفکر و بالا بردن آگاهی است.

28 روز قبل
نويسنده اى از ايران
A- A A+

مطلب منتشر شده ، بیانگر سیاستهای شبکه بیان نیست و نویسنگان آزادند که نظرات خود را بدون سانسور بیان کنند.

شبکه رسانه ای بیان جهت ایجاد فضای تبادل نظر، از نقطه نظرات انتقادی در خصوص مطالب منتشر شده استقبال میکند.

 

مهم نیست که من چه کسی هستم و اسم من چیست همانطور که نژاد (زبان و رنگ پوست) و قومیت مهم نیست بهتر است بگویم اهل کدام کشور بودن نیز مهم نیست مگر این طور نیست که انسان ها تنها با خطوط فرضی از هم جدا شده اند و اسم آن را مرز گذاشته اند.مهم انسان بودن و گوش فرا دادن به یکدیگر و مطالعه و تفکر و بالا بردن آگاهی است.

این که چه چیزی میخواهیم و چه چیزی نمیخواهیم در ظاهر معلوم است و راه رسیدن به این خواسته ها نامعلوم و دشوار؛ ولی در حقیقت اگر واقعا بدانیم چه چیزی میخواهیم راه رسیدن به آن نیز معلوم می شود.

انسان مخیر است که زندگی فردی یا اجتماعی انتخاب کند که در زمان معاصر زندگی فردی بعید به نظر می رسد.پس هر گونه تفکر و سخن و عمل از طرف یک فرد به کل سیستم (جامعه) تاثیر گذار است.ما انسان ها حق انتخاب و قدرت عملی کردن آن را داریم.

هدف از زندگی کردن و چگونگی کیفیت آن همواره موضوع انتخابی ما می باشد.شاید بگوییم این افراد قدرتمند دارای حکومت و ثروت هستند که کیفیت و روش زندگی و حتی هدف زندگی ما را انتخاب می کنند ولی حقیقت این است که ما به آن ها اینچنین اجازه و قدرتی را اعطا کرده ایم.این حق طبیعی هر انسانی است که نوع زندگی خود اعم از فرهنگ و اقتصاد و میزان علم خود را انتخاب کند.

از جهت فرهنگ و روش تفکر میتواند هر دین یا مکتبی را برگزیند ؛ از لحاظ اقتصاد می تواند ثروتمند یا فقیر بودن رفاه یا مشقت را انتخاب کند ؛ از لحاظ میزان علم می تواند مطالعه کند و آگاه باشد یا گوش به سخنان دیگران بدهد و بدون تفکر پیرو هر فردی باشد و یا اصلا با دانستن و فهمیدن مخالف  باشد.

پس انتخاب نوع حکومت نیز در دستان پر قدرت مردم می باشد.(حتی میتواند بی حکومتی و آنارشیسم را انتخاب کند)

علاوه بر حق انتخاب و قدرت عملی کردن آن  ؛ مساله ای که باید به آن توجه نمود ظلم و ستم می باشد.

انسان میتواند ظالم یا مظلوم و یا در آن واحد هردو باشد.حکومتی را انتخاب کند که به خودش ظلم میکند در این حالت هم ظالم و هم مظلوم می باشد و اگر در خود حکومت ظالم باشد که بدیهی است ظالم به تمام معنا به حساب می آید.در عصر معاصر که حکومت ها دارای قدرت می باشند حتی آن فردی که منزوی بوده و کاری با حکومت ندارد با منزوی بودنش قدرت حکومت را افزایش میدهد و در ظالم بودن آن از خود حکومت بیشتر هم ظالم نباشد کمتر نیست.

ما همه ی انسان ها به نوعی ظالم و مقصر همه اتفاقات هستیم و ظلم اصلی ما جهل می باشد : مطالعه نکردن ؛ و اختصاص ندادن وقت برای تفکر ریشه ی اصلی تمام ظلم ها و بوجود آمدن حکومت های مستبد و دیکتاتوری است.

جهل ما تا جایی عمیق است که حتی مفاهیم اتحاد و همبستگی را درک نمیکنیم چه برسد به درک وضعیت حاضر که در آن هستیم. مشکل اصلی فروپاشی اقتصادی نیست وای بر حال مردمی که اقتصاد قوی دارند و در  رفاه غرق شده اند ولی از مفاهیم انسانیت و علم و فرهنگ بدور هستند.فرض کنیم حکومتی سر کار آید که اقتصاد قدرتمندی را برای کشور فراهم کند ولی باز هم تفکر و روش زندگی انسان ها را خود انتخاب کند.چقدر پست هستند ملتی که فقط به دنبال رفاه و سیری شکم و تفریح و لذت می باشند و بویی از علم و فرهنگ و آگاهی نبرده اند.

جهل باعث شده است که تعلل و تنبلی جز جدایی ناپذیر زندگی انسان ها باشد.منزوی بودن یا ترسیدن یا تعلل و تنبلی از تغییر ندادن وضعیت ناگوار نیز میتواند گزینه ی انتخابی برای انسان باشد ولی در این صورت دیگر اعتراض و نارضایتی از وضع موجود بی معنی و مسخره می باشد.

برگردیم به بحث ظلم ؛ انسان هایی ظالم هستند که علاوه بر ثروت (برای رفع نیاز های بشر) دنبال قدرت می روند چون که قدرت وجه تمایز انسان ها از یکدیگر است (اصلی ترین فاشیسم قدرت طلبی است) چون که علم ثابت کرده است برای ثروت نیازی به قدرت نمی باشد کره زمین آنقدر غنی است که نیاز همه ی انسان ها را رفع نماید.(با احتساب کنترل جمعیت) ولی ظالمان این را درک نمیکنند و دنیا را به مکانی بدتر برای زندگی تبدیل نموده اند.(ریشه ی ظلم نیز درک نکردن و جهل است پس ظالمان جاهل ترین افرادند)

وقتی به کره زمین می نگریم مناطقی که بیشتر از سایر مناطق غنی تر هستند چهارراه ظالمان و حکومت هایشان شده اند که یکی پس از دیگری با قدرت طلبی و تزریق تفکرات جدا کننده از هم (فاشیسم) در مردم آن منطقه باعث از بین بردن اتحادشان می شوند.رنگ پوست و زبان و دین و مکتب و ملیت اهرم قدرت حاکمان ظالم است.

بهترین مثال برای چنین توضیحاتی سرزمین ایران است.

 

بیایید به عنوان یک انسان هرگونه تفکر و تعصب دینی؛ نژادی و ملیتی را کنار گزاشته و از ظالم بودن در بیاییم و اگر عده ای ظالم بودن خود را کنار نمگیذاریم بقیه برای ظالم نبودن باید جلوی آن عده ی ظالم را بگیرند.

نه تنها به سکولار دینی نیاز داریم بلکه به سکولاریسم نژادی و ملیتی (خط بطلانی بر ناسیونالیسم) نیز نیاز داریم که همه ی این ها را در حکومت دخالت نداده و تنها عامل اصلی حکومت انسانیت می باشد.حکومتی که غیر انسانیت هدف دیگری داشته باشد باید از بین برود.

هیچ سرزمینی به اندازه ایران دارای تنوع دین و نژاد و قومیت نبوده است.و این یک مساله ی ساده و بی علت و تصادفی بنظر نمی رسد.

پس غربی یا شرقی ؛ آسیایی ؛ آفریقایی ؛ آمریکایی یا اروپایی اهمیت ندارد: ترک ؛ فارس ؛ کرد ؛ عرب ؛ بلوچ ؛ لر و .... بودن پشیزی ارزش ندارد چه برسد که علاقه و تعصب داشته باشیم.

آدم خوب و بد همه جا پیدا میشود (ظالم و مظلوم)

در این جا مخاطبم تجزیه طلبان است.قومی که به بهانه استقلال از اتحاد با سایر اقوام پرهیز میکند و به قیام آنان علیه ظلم نمی پیوندد در تله ی حکومت ظالم افتاده است که هدفش جلوگیری از اتحاد است.چگونه میشود هم مخالف وضع موجود بود و هم سکوت کرد؟ برای پایان ظلم و ایجاد حکومتی انسانی نیاز به قیام علیه ظلم داریم که فردای ایجاد چنین حکومتی میتوان با فدرال کردن کشور حقوق قومی ضایع شده را تحقق بخشید.

سرزمین ایران همواره محل ظلم ظالمان بوده است که گاهی از غرب گاهی از شرق گاهی از درون خودمان این ظالمان را پرورش داده ایم با تفکرات فاشیستی دینی یا نژادی یا ملیتی ظالمانی پرورش داده ایم که تبدیل به دیکتاتوران بزرگ شده اند.

 

توهم توطئه سازی غرب  و شرق و مصادره کردن انقلاب را از سرمان بیرون کنیم و نترسیم قیاممان علیه ظلم بی نتیجه خواهد بود.برای نتیجه گرفتن باید از غرب و شرق مستقل باشیم و علاقه و تعصبمان را نسبت به هر فرد ؛ کشور ؛ قوم ؛ نژاد و دین یا مکتب را کنار بگزاریم وهمه بر انسان بودن و ظالم نبودن تمرکز کنیم و برای یک زمان مشترک و از قبل انتخاب شده همه ی آشنایان و اطرافیان را به قیام علیه ظلم در آن روز دعوت نماییم.برای این که زمان کافی برای دعوت و حضور حداکثری در روز موعود داشته باشیم از یک ماه قبل این دعوت را آغاز میکنیم.اکنون 13 مهر 97 روز جهانی معلم است که نماد آگاهی بخشیدن به انسان هاست درست یک ماه به 13 آبان 97 مانده است که روز تحریم های جهانی علیه سرزمین ایران است که مقصر اصلی نه آمریکا و نه حکومت ایران بلکه ما مردم هستیم که قدرت اتحاد و از بین بردن ظلم را از یاد برده ایم.



 
برچسب

مقاله

شبکه های اجتماعی

بایگانی


Top