آخرین اخبار

بیماری پهلوی ستیزی!

این روزها پهلوی ستیزی به یک ژست سیاسی تبدیل شده و عده‌ای برای اینکه ثابت کنند اصطلاحاً «جمهوری‌خواه» هستند، مقداری ناسزا به رضاشاه و فرزندش می‌گویند و با تمام قدرت به رضا پهلوی حمله می‌کنند.

8 ماه قبل
بیان
A- A A+

این روزها پهلوی ستیزی به یک ژست سیاسی تبدیل شده و عده‌ای برای اینکه ثابت کنند اصطلاحاً «جمهوری‌خواه» هستند، مقداری ناسزا به رضاشاه و فرزندش می‌گویند و با تمام قدرت به رضا پهلوی حمله می‌کنند.

نگارنده این یادداشت هرگز دل در گروی سلطنت یا اشخاص ندارد؛ اما به عنوان یک دانش‌آموخته روزنامه‌نگاری که شناخت نسبتاً خوبی از رژیم جمهوری اسلامی دارد، سعی می‌کند پایبند به انصاف و واقعیت‌ها باشد.

اگرچه پهلوی ستیزانِ به اصطلاح مخالف جمهوری اسلامی انصاف را زیر پای خود له کرده‌اند، واقعیت‌ها را نمی‌توانند به دست فراموشی بسپارند. آن‌ها هماهنگ با استمرارطلبان داخل و خارج و در زمانی که توده‌های مردم از خدمات ارزنده دودمان پهلوی آگاه شده‌اند، ترور شخصیت و تخریب را آغاز کرده‌اند.

دسته‌ای از این افراد، کسانی هستند که سعی می‌کنند با پهلوی ستیزی، جمهوری‌خواه بودن خود را به رخ بکشند. این‌ها که تکلیفشان هم برای جامعه ایران روشن است بیانیه صادر می‌کنند و ضمن تفرقه‌افکنی در بین اپوزسیون، «بازگشت سلطنت» را یک «رؤیا» می‌خوانند.

این افراد که به بیماری پهلوی ستیزی دچار هستند، از روی کینه، حسادت یا هر مسئله دیگری محبوبیت خاندان پهلوی در بین مردم را به سطح «احساسات نوستالژیک» تقلیل می‌دهند. هراس آن‌ها از دی‌ماه 1396 آغاز شد؛ هنگامی‌که طبقات متوسط و محروم جامعه به خیابان‌ها آمدند و شعارهای «رضا، رضا پهلوی» و «رضاشاه روحت» سر دادند.

البته مردمی که در این قیام شرکت کردند، هیچ‌وقت خواهان سلطنت نبودند و نیستند و نمی‌توان در هیچ‌کدام از شعارهای آن‌ها سلطنت‌طلبی را مشاهده کرد؛ ولی اگر چنین هم باشد، هیچ اراده‌ای نمی‌تواند در برابر خواسته اکثریت مردم زیاده‌گویی کند.

نیرویی که اکنون در حال تخریب جایگاه پهلوی در بین مردم است، به جای اینکه وقت خود را در جهت تبیین ماهیت شیطانی جمهوری اسلامی صرف کند، همه قدرت فکری و ابزارهایش را به کار گرفته تا ثابت کند رضاشاه مستبد و محمدرضا پهلوی دیکتاتور بوده است؛ باشد، لااقل مانند علی خامنه‌ای و چاپلوسان اطراف او وطن‌فروش که نبودند! میلیاردها دلار پول مردم را هم صرف ترور و تباهی مردم یمن، سوریه و عراق نکردند.

حکومت پهلوی هرگز خاورمیانه را بی‌ثبات نکرد، برعکس به عنوان ژاندارم منطقه، حافظ صلح و آرامش بود. محمدرضا پهلوی برای بقای خودش دریای مازندران یا مدیریت گمرکات را هبه نکرد. او هنگامی‌که دستاوردها و تمامیت عرضی کشور را در خطر دید، حمام خون راه نینداخت و به خواست مردم از ایران خارج شد.

اگر در جبهه انصاف باشیم، رضاشاه را هم باید ستود. می‌گویند مستبد بود و جامعه مدنی را سرکوب می‌کرد. من هم می‌گویم وقتی اغلب مردم در جهل خرافات مذهبی دست‌وپا می‌زدند و به انواع بیماری‌های واگیر و غیرواگیر مبتلا بودند، همین فرد مستبد بود که تمامیت عرضی کشور را حفظ کرد و درمانگاه و دانشگاه ساخت. او که به جنازه‌اش هم رحم نکردند، مردمی را که داشتن شناسنامه را «بی‌ناموسی» می‌دانستند، با تمدن آشنا ساخت.

پهلوی هم مانند دیگر حکومت‌ها کامل و بی‌عیب نبود؛ اما باید دید پهلوی‌ها اداره چه کشوری را به دست گرفتند و چه کشوری را تحویل دادند! مگر نه اینکه سلاطین قاجار ایران را به نابودی و حقارت کشانده بودند. در آن دوران سیاه، ایرانیان نه هویت داشتند و نه دستاوردی که به آن افتخار کنند. نه‌تنها چیزی تحت عنوان صنعت نداشتیم، بلکه کشاورزی هم تقریباً از بین رفته بود و مردم در فقر و فلاکت روزگار می‌گذراندند.

پهلوی مانند مادری دلسوز بود که فرزندش را تر و خشک کرد تا بزرگ و باسواد شود، روی پای خود بایستد و در دنیا افتخار کسب کند. این فرزند که نامش ایران بود، بزرگ شد و افتخارها کسب کرد. طبقه متوسطش در حال رشد و پاسپورتش برای مردم مایه سربلندی بود. ناگهان ارتجاع سرخ و سیاه از راه رسید و جهل و ناآگاهیِ عده‌ای کشور را ده‌ها سال به عقب پرتاب کرد.

بنابراین، آن‌ها که امروزه به بیماری پهلوی ستیزی دچار هستند و تبار سیاسی‌شان هم برخلاف ادعایشان معلوم نیست، بهتر است به ‌جای تخریب حکومتی که چهل سال است هیچ نقشی در اداره امور کشور ندارد، به  دایره فساد، سوءمدیریت، فعالیت‌های ضد انسانی، تباهی و وطن‌فروشی‌های جمهوری اسلامی بپردازند و برای نکوهش این مسائل نامه بنویسند و بیانیه صادر کنند.

مقاله

شبکه های اجتماعی

بایگانی


Top