آخرین اخبار

۸ مارس و خشونت خودخواسته زنان - بخش یکم

مشکل اما این است که راهبران این حرکت غالبا بر روی مفاهیم فلسفی و دوبوواریسم تاکید داشتند در حالی که شکست جدی را در حوزه هایی می خورند که هیچ وقت به آن فکر نمی کنند.

7 ماه قبل
بیان
A- A A+

تلاش های زنان ایران از روزهای نخست انقلاب اسلامی در این کشور تا به امروز حتما در تاریخ ثبت خواهد شد.

مشکل اما این است که راهبران این حرکت غالبا بر روی مفاهیم فلسفی و دوبوواریسم تاکید داشتند در حالی که شکست جدی را در حوزه هایی می خورند که هیچ وقت به آن فکر نمی کنند.

راهبران زنان احتمالا به این موضوع بی توجه بودند که سیمون دوبووار با آن سبک زندگی متفاوت حتی در فرانسه، هرچه گفته است در فضای روشنفکری فرانسه آن روزگار بود.

فرانسه پس از انقلاب جنسی، به وضعیتی که امروز مطلوب آن جامعه برای برابری است رسیده است و اشتباه است اگر تصور کنیم مکتب اگزیستانسیالیسم-فمینیسم دوبووار صرفا راهگشای وضعیت امروز زنان در فرانسه است.

اما برخی از فمینیست های ایرانی امروز فارغ از شناخت دقیق جامعه جدید و نسل جدید، صرفا همان گفته ها را بدون واکاوی پدیده های نوظهور، تکرار می کنند.

پخش شاخه های گل، برکندن حجاب از سر و مقادیری چاشنی رضا شاهی و تلفیق همه اینها با هم، گویی تنها نشان دهنده این است که زنان امروز در ایران تنها حجاب را نمی خواهند و به دنبال برابری حقوقی در مسائلی همچون سقط جنین، حق ارث و حق شهادت هستند.

نوشته های فلسفی و پر کردن صفحات وبلاگ ها بسیار خوب و می شود گفت عالی هستند اما قطعا کم خواهند بود.

این کمیت به طور قطع بر روی کیفیت نیز تاثیرگذار است و هر دو مکمل یکدیگر هستند.

اگرچه مفاهیم پایه ای فمینیسم در گذار سوم در اروپا، برابری های بیشتری را مد نظر قرار می دهد که حتی با تفسیر دقیق و صحیح آن، مردان نیز همراهی جدی با زنان حداقل در بطن زندگی نشان دادند.

اما ماندن در موج نخست و دوم فمینیسم در برخی نقاط ایران اگر چه لازم است اما باید در نظر گرفت که سایر بخش های جامعه نیز مسیر خود را می پیماند و نیازمند آگاهی های بیشتری هستند.

آگاهی های بیشتر مستلزم این است که آگاهی رسانان خود را کاملا از نظرات روانشناسی، جامعه شناسی (روستایی، شهری، دانشگاهی و…) و حتی جغرافیا و تاریخ آگاه و به روز کنند.

این بدین معنا نیست که تبعیض در نقاط مختلف کشور را رواج دهیم اما طبیعی است که بپذیریم در برخی مناطق ایران بحث همچنان بر سر ختنه کردن دختران و ازدواج زیر سن ۹ سال است.

در چنین جامعه ای نمی توان صحبت از دگرگرایی یا همجنسگرایی کرد!

همچنین فواصل بین النسلی نیز وجود دارند که بیشتر جامعه فمینیستی را به سمت ناله کردن از وضعیت موجود نشان می دهد.

شاید این نظر قابل فهم باشد که دوره سیستم سازی بر اساس نظریه پردازی های انجام شده در ۵۰ سال گذشته با توجه به گسترش علم و فناوری به پایان رسیده است.

در پی انقلابات رخ داده توسط نسل های جدید ایدئولوژی زده و دور از سیاست، حالا این فمینیسم نیست که به تنهایی بتواند قیام کند و همه را به کیش خود پندارد.

فردگرایی مذموم شناخته شده در آراء "آگوست کنت" (که به عنوان پدر جامعه شناسی مدرن شناخته می شود) تاثیر خود را به طور جدی در جامعه امروز گذاشته است و بعید است موج چهارم فمینیسم نیز اگر به وجود بیاید آنچنان تاثیری را به همراه داشته باشد.

در حالی که اوج خواست زنان در یک کشور به موضوعاتی چون حجاب مورد پسند حکومت تبدیل شده است و در عین حال طرفداران موضوع "زن" در ایران همچنان با کتب حقوقی سروکار دارند تا وضعیت را بهبود ببخشند، نسل جدید و نوجوانان دهه ۷۰ شمسی به بعد در ایران بی توجه به این موضوعات به صورت عمقی، خود را در قاب حضور در کنسرت خوانندگان نوظهوری می بینند که قدمت آنها به سختی به ۱۰ سال می رسد.

خوانندگانی که مروجین اصلی خشونت در گفته ها، اشعار و ویدیوهایشان هستند و جالب تر آنکه به دلیل جذابیت های بصری، دختران نوجوان و جوان زیادی را جذب استایل کژوال خود کرده اند.

در پس این موسیقی ها، حالا در سطح جامعه برخوردهای خشن جوانان و نوجوانان را شاهد هستیم که البته یک موج خبری (Story) ایجاد کرده و پس از آن با چند مقاله موضوع فیصله می یابد.

به طور مثال در ماجرای درگیری دختر و پسر سیرجانی که در صورت ظاهر با ورود پلیس و پخش چند تکه فیلم اعترافی از تلویزیون موضوع ختم شد، این نکته نادیده گرفته شد که وقتی پلیس به محل اختفای طرفین درگیری رفت، آنها با یکدیگر و در کنار یکدیگر بودند و اثری از جنگ و جدال نبود!

همین وضعیت در بخش های دیگری نیز وجود دارد. این مساله به دلیل عدم آگاهی این جوانان از نوشته های موجود فلسفی و حقوقی درمورد زنان نیست.

آنها می دانند که می توانند حقوقی داشته باشند اما به دنبال آن نمی روند. علت آن مشخص است. فعالان نتوانستند با شناخت جامعه و روان نسل جدید، خود را به روز کرده و در مسائل آنها ورود کنند. در نتیجه گروه های همسال (در حالی که به یکدیگر به شکل عجیبی طی یک دهه اخیر پیوند فکری خورده اند) قوانین خود را دارند و بر اساس همان قوانین بازی می کنند!

 

ادامه دارد...

 

مقاله

شبکه های اجتماعی

بایگانی


Top