آخرین اخبار

محافظه کاران و خانواده در برابر لیبرال های تازه کار ایرانی

جامعه تنها طلب و عرف گرا به افرادی دائما منزوی نیاز دارد که هر آن لازم شد در سر آن زده شود تا با تحمیق، تهدید و تحقیر، آنچه که لازم است از او دریافت گردد.

2 ماه قبل
بیان
A- A A+

جامعه تنها طلب و عرف گرا به افرادی دائما منزوی نیاز دارد که هر آن لازم شد در سر آن زده شود تا با تحمیق، تهدید و تحقیر، آنچه که لازم است از او دریافت گردد.

جامعه ایران برای دهه ها محل تحقیر افرادی بود که در جامعه شناسی افرادی "کانسرواتیو" شناخته می شدند.

این افراد کنسرواتیو یا محافظه کار، بهانه های مختلف به همراه غرور و تعصب را در تلفیق با مسائل دینی به خورد افراد جوان تر می دادند تا آنها را مجبور به معاشرت با خود نمایند.

اگرچه جامعه ایران نیز برای دهه ها گوش به فرمان همین سنت گرایان می داد و برای جهان بسته خود نوستالژی می ساخت و حتی بعدتر، خود تبدیل به یکی از همین افراد خانواده دوست و ناموس پرست می شد، اما امروز این پروژه ای سوخته شناخته می شود.

محافظه کاران دیگر به مدد تلاش های یک حکومت ایدئولوژیک برای فروپاشیدن خانواده، اگر هم تمایل داشته باشند، نمی توانند محافظه کاری کنند.

به بیان دیگر آن فضای نوستالژیکِ در تضاد با مباحث جامعه شناختی که حتما تکه هایی بزرگ از ارعاب را در درون خود نهادینه کرده بود، امروز رنگ باخته است.

از جهت دیگر، نسل تازه روی کار آمده پس از انقلاب به مدد جهش فکری-فرهنگی ناشی از انقلاب تکنولوژی، دیگر آن نسل خواهان رمانتیسیزم و نوستالژی خواه نیست.

نسلی که با یک کتاب "بر باد رفته"، با ده ها بار چاپ عاشق شد و زندگی کرد و در نهایت به "بی نوایان" رسید و همانجا متوقف شد، امروز در برابر نسلی ایستاده که دست کم با هفته ای ۱۷ هزار عنوان کتاب در هر ژانر روبرو است.

بر اساس آخرین تحقیقاتی که در دانشگاه کالیفرنیا انجام شده، اثبات شد که افراد محافظه کار به نسبت لیبرال ها، معنای بهتری در زندگی خود یافته اند.

این تحقیق در ۵ نوبت همزمان انجام شد و نتایج مشابه داد. محققان پس از بررسی، حتی متغیر "مذهبی بودن و دینداری" را حذف کردند و باز هم به نتایج مشابه رسیدند.

اینکه محافظه کاران حتی با کمرنگ تر کردن یا حذف کردن متغیر دین، باز هم معنای بهتری در زندگی می یابند با توجه به تجربه محافظه کاران ایرانی، می توان آن را در مساله extended family یا خانواده گسترده یافت.

محافظه کاران با استفاده از غرور و تعصب بر اساس اصل "خانواده گسترده" و اعمال نوعی خشونت به خانواده در جهت نگه داشتن آنها در کنار یکدیگر، معنای زندگی را به طور محدود در همان موضوع خانواده دنبال می کنند.

در فیلم "پدر خوانده" این مساله به روشنی مطرح شده است. خانواده، اصل است و این خانواده است که می ماند.

اساس این تفکر که در تضاد با مساله تجدد خواهی و لیبرالیسم است، به نوعی به انسان های دیگر اعلان می دهد که افراد بدون اجتماع خانواده، هیچ معنایی ندارند و به سرعت شکست خواهند خورد. به نوعی در بند و زنجیر نگه داشتن به خاطر "من" که معنای زندگی را در آن یافته ام، ده ها نفر باید در کنار هم زندگی کنند.

مثال ایرانی آن هم زیاد است. پدری که در هنگام مرگ، از فرزندانش می خواهد چوبی را بیاورند و پس از جمع شدن تعداد زیادی چوب که نمی شکست، می گوید اگر در کنار هم باشید هیچ اتفاقی برایتان نمی افتد در همین تکه می گنجد.

در نظریه های حکومتی هم همین روند رخ می دهد. به همین امتِ عرف گرا که در جامعه شناسی "جماعت" (و نه جامعه) نامیده می شوند گفته می شود "پشتیبان ولایت فقیه باشید تا آسیبی به مملکت شما نرسد."

ترس از رهایی افراد و مساله individualism (فردگرایی) همواره در ذات بشر وجود داشته است. انسان در ادبیات جامعه شناسی ایرانی (و حتی جهانی) اینگونه تعریف شده است که ذاتا موجودی اجتماعی است. 

به فرض پذیرش چنین امری، جهان امروز فقط تلاش دارد تا افراد را در صورت ظاهر در کنار یکدیگر بگذارد اما آنچه که در حقیقت رخ می دهد چیز دیگریست. 

در صمیمی ترین شرکت های کامپیوتری (که به طور عام شناخته تر هستند) در حالی که افراد در کنار یکدیگر و در صمیمیت کامل خود را نشان می دهند (و حتی شاید هم باشند) اما در نهایت این تلفن همراه یا دستگاه پخش موسیقی دیگری است که با یک هدفون، "فرد" را از محل کار به سمت خانه در مترو یا تاکسی همراهی می کند.

پخش فیلم هایی نظیر Her با صداپیشگی اسکارلت جوهانسون دقیقا همین مساله را زیر ذره بین می گذاشت. انسان هایی تنها که نیاز به نوعی همراه داشتند و چه همراهی بهتر از یک سیستم هوشمند که بتواند همان چیزی را بازگرداند که از او خواسته می شود.

محافظه کاران، لیبرالیسم را متهم به انزوای انسانهای دیگر می کنند. فاکت های آنان برای این مساله، تشکیل وزارت تنهایی و پر شدن آسایشگاه های سالمندان است.

اما این تنهایی بر خلاف آنچه که گفته می شود، ناشی از غرور و تعصب محافظه کارانه است. اگر ایران را بخواهیم مثال بزنیم، فارغ از تمام فاکتورهای دیگر، دختری را تصور کنید که در یک خانه متولد می شود. این فرد تا سن ۲۵ سالگی هر کاری که بخواهد انجام دهد باید زیر نظر پدر، مادر، برادر یا حتی خواهر باشد.

حال که او به ۳۰ سالگی می رسد عملا هیچ چیزی از خود ندارد و چه بسا زودتر از این موعد، خود تبدیل به محافظه کاری شده است که نمی خواهد دل از این چیزی که خانواده نامیده می شود، جدا گردد.

همین جامعه محافظه کار، باعث و بانی تخریب اعصاب بسیاری از کودکانی بودند که والدینشان از یکدیگر جدا شده و طلاق گرفته بودند. این کودکان تا سال های نوجوانی و حتی جوانی هم با نوعی انگشت اتهام نشان داده می شدند. این درست همان سیستم محافظه کارانه است که باعث نفرت بخش هایی از جامعه می شود.

تلفیق غرور و تعصب در تضاد جدی با علم روز نیز هست. اگر روانشناسی مدرن، برای تربیت کودکان در جهان امروز تاکید بر nuclear family (خانواده هسته ای) دارد اما این فضای حاکم "خانواده گسترده" است که چنین فضایی را نمی پذیرد.

"خانواده هسته ای" به معنای یک خانواده تشکیل شده از پدر، مادر و فرزند یا فرزندان احتمالی است. در سیستم محافظه کاران، برای تربیت فرزند، پدر و مادر به تنهایی نیستند که تصمیم می گیرند فرزند باید چطور تربیت شود چرا که آنها خود به دلیل عدم "تجربه" نمی توانند آنطور که باید فرزندشان را پرورش دهند.

پیش کشیدن بحث تجربه در برابر کتاب و ضدیت با آن قرار می گیرد. بسیار در این جوامع دیده و شنیده شده که افراد کتابخوان و خانواده های فرهنگی، افراد و خانواده هایی بی تجربه و احمق و هزاران عنوان سخیف دیگر خوانده می شوند و مورد تمسخر قرار می گیرند.

حال اگر این خانواده متعصب را از این افراد بگیریم، طبیعتا هیچ معنایی باقی نمی ماند. معنایی که محافظه کاران برای خود با زور ایجاد کرده اند، طبیعتا با از بین رفتن فاکتورهای اقتصاد حزبی و بستۀ سوسیالیستی و همچنین زد و بندهای مافیایی، عملا از بین می رود.

حذف همین مساله تا تنها نشدن و احساس عدم امنیت نکردن از طرف افراد قطعا زمان می برد. محافظه کاری در طول تاریخ بشر وجود داشته و لیبرالیسم از مفاهیم تازه است.

محافظه کاری در حال رخت بر بستن از جامعه ای با قدمت تاریخ محافظه کاری و خانواده گرایی همچون ایران است و قطعا سال ها زمان می برد تا افراد باور کنند نه بر روی کاغذهای رمان و داستان، که در واقعیت نیز تنها هستند؛ حتی آن زمانی که فکر می کنند "خانواده" به معنای بزرگ و گسترده آن وجود دارد.

 

مقاله

شبکه های اجتماعی

بایگانی


Top